کتاب خشکسالی و دروغ

Drought and Lies
کد کتاب : 37921
شابک : 978-9642432349
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 90
سال انتشار شمسی : 1398
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 6
زودترین زمان ارسال : 4 بهمن
محمد یعقوبی
محمد یعقوبی (۱۳۴۶ در لنگرود) نمایش‌نامه‌نویس، کارگردان تئاتر و فیلم‌ساز ایرانی است.محمد یعقوبی در رشته حقوق تحصیل کرده و همزمان در کلاس‌های تئاتر فوق‌برنامه‌ی دانشگاه شرکت نموده و نخستین نمایش‌نامه‌ی خود را به نام بازگشت در سال ۱۳۶۸ نوشت ولی هیچگاه این نمایش‌نامه را به روی صحنه نبرد و منتشر نکرد. در سال ۱۳۷۱ در کلاس‌های تئاتر حمید سمندریان و مهین اسکویی شرکت نمود. نخستین نمایش‌نامه‌ی وی که در تئاتر ایران به روی صحنه رفت زمستان شصت&zw...
قسمت هایی از کتاب خشکسالی و دروغ (لذت متن)
آرش: خیلی ها هستن که کارشون و دوس ندارن. تو یه قدم جلویی که کارت و دوس داری یعنی از کارت راضی هستی چون حس می کنی آدم مفیدی برای دیگران هستی، داری کار دیگران و راه میندازی. مشکل مردم و حل می کنی، پول خوبی هم در می آری. ولی بعیده از کاری که تو داری بشه لذت برد. توی زندگیت یه چیزی باید باشه که نیست یه چیزی که باعث بشه خودت لذت ببری نه دیگران. یه چیزی که چطور بگم... ببین من برعکس تو ممکنه برای دیگران آدم مفیدی نباشم، واقعن نیستم ولی برای خودم مفیدم. آدم لذت جویی هستم. مثلن من دلم خوشه به اینکه یه متنی و بخونم و پی این باشم که فلان کلمه رو بردارم یک کلمه ی دیگه جاش بذارم. جمله رو اگه درست نوشته نشده درستش کنم. از این کار لذت می برم. من هنوز از خوندن یه جمله ی قشنگ لذت می برم. امروز یه جمله خوندم وای امید! تمام روز بی اختیار هی توی ذهنم دارم تکرارش می کنم. گوش کن: خاک در چشم آز کنم خون تر نریزم. گوش کن: هیچ به فردا میندیش. رنج هر روز برای آن روز کافی ست. گوش کن: گمان مبر که به پایان رسیده کار مغان ا هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است. گوش کن: اهورا مزدا! اینجا کشور را از دشمن، خشک سالی و دروغ دور بدار.