علف شبانه

The Black Notebook

مشخصات علف شبانه
مترجم :
شابک :978-600-229-439-5
قطع :رقعی
تعداد صفحه :128
سال انتشار شمسی :1394
سال انتشار میلادی :2012
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :3
زودترین زمان ارسال :5 تیر

The grass of the nights

مشخصات چمن شب ها
مترجم :مریم جلالی فراهانی
شابک :9786009450527
قطع :رقعی
تعداد صفحه :152
سال انتشار شمسی :1394
سال انتشار میلادی :2012
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :1
زودترین زمان ارسال :5 تیر

معرفی کتاب علف شبانه اثر پاتریک مودیانو | ایران کتاب

پس از جنگ استقلال طلبی الجزایر، پاریس به شهری پر از بدگمانی و خشونت های آشکار تبدیل شد. در میان این هیاهو، نویسنده ای جوان به نام ژان، عاشق و شیفته ی دنی، زنی مرموز و در حال فرار از گذشته ای پرآشوب، می شود. حدود نیم قرن بعد، ژان با در دست داشتن دفتر سیاه و قدیمی خود، به بازخوانی آن دوره ی سرنوشت ساز از زندگی اش پرداخته و به خاطر می آورد که چگونه به واسطه ی دنی، وارد مراوده با افرادی ناخوشایند و درگیر جرمی اسرارآمیز شد. خیلی زود، ژان هم تحت نظر کارآگاهی قرار می گیرد که مسئول پرونده ی آن هاست و البته کسی است که تاریک ترین راز دنی را برملا می کند. رمان علف شبانه، تمامی نشانه های بی نظیر سبک نوشتاری جذاب و نفس گیر برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات-پاتریک مودیانو-را در خود دارد. مودیانو باری دیگر، مخاطبین را به دنیایی منحصربه فرد و پاریسی آکنده از مالیخولیا، خطراتی نامعلوم و پژواک های در حال پژمردن عشق های از دست رفته می برد.

کتاب علف شبانه


ویژگی های کتاب علف شبانه

پاتریک مودیانو برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 2014

پاتریک مودیانو
مودیانو از مادری بلژیکی و پدری یهودی اهل ایتالیا در سال ۱۹۴۵ به دنیا آمده است. وی از چهره های نوجوی ادبیات مدرن فرانسه شناخته میشود که آثارش هم تحسین منتقدان ادبی را برانگیخته و هم خوانندگان فراوان دارد. مودیانو از نویسندگان پرکار به شمار می رود و برخی از کارهای او به فیلم نیز برگشته است. جایزه ی بزرگ آکادمی فرانسه برای ادبیات در سال ۱۹۷۲ نصیب وی شد. در سال ۱۹۷۸، جایزه ی معتبر فرانسوی گنکور را برای رمان خیابان بوتیکهای خاموش دریافت کرد. در سالهای اخیر رمانهای «میدان اتوال»، «در کافه جوانی گمش...
نکوداشت های کتاب علف شبانه
A magnificent novel that reawakens days long past, illuminating them with a dazzling light.
رمانی باشکوه که روزهای بسیار دور را دوباره زنده می کند و نوری خیره کننده به آن ها می تاباند.
Elle

A powerful examination of individual guilt and responsibility.
کاوشی قدرتمند درباره ی جرایم و مسئولیت های شخصی.
Toronto Star

No one is currently writing such beautiful tales of loss, melancholy, and remembrance.
هیچ کس[مانند مودیانو]در حال حاضر چنین داستان های زیبایی درباره ی فقدان، مالیخولیا و یادآوری خاطرات نمی نویسد.
Independent Independent

قسمت هایی از کتاب علف شبانه (لذت متن)
با این حال من خواب ندیده ام. هروقت یک بار در خیابان، انگار صدای کس دیگری را بشنوم، خودم را در حال گفتن این جمله می یابم. صدایی بی رمق. نام هایی به ذهنم می آیند، بعضی چهره ها، بعضی جزئیات. دیگر کسی نیست که با او درموردش حرف بزنم. هنوز باید دو یا سه شاهد زنده ای باشند. اما بدون شک آن ها همه چیز را فراموش کرده اند. آخرش هم خودم می پرسم که آیا واقعا شاهدانی وجود داشته اند؟

عبارت هایی که وقتی از کنار دو نفر که در خیابان در حال حرف زدن هستند، شگفت زده تان می کند و شما هیچ گاه نخواهید فهمید که قضیه چیست.

«اگه من یه نفر رو کشته بودم چی می گفتی؟» فکر کردم شوخی می کند یا این سوال را به خاطر رمان های پلیسی ای می پرسد که عادت به خواندنشان داشت. علاوه بر این، این کتاب ها تنها چیزی بودند که او می خواند. شاید در یکی از آن رمان ها، زنی همین سوال را از نامزد خود می کرد. «چی می گفتم؟ هیچ چی.» امروز هم همان جواب را می دادم. آیا ما حق داریم درباره آن هایی که دوستشان داریم، قضاوت کنیم؟ اگر آن ها را دوست داریم، حتما به خاطر چیزی است. و آن چیز، ما را از قضاوت کردن درباره آن ها منع می کند. نمی کند؟