رفقای خیالی

نامه نگاری پل استر و جی. ام. کوئتسی
Here and Now: Letters

مشخصات کتاب رفقای خیالی
مترجم :
شابک :9789643699581
قطع :وزیری
تعداد صفحه :280
سال انتشار شمسی :1393
سال انتشار میلادی :2013
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :1
زودترین زمان ارسال :6 تیر

از کتاب های پرفروش در آمریکا

معرفی کتاب رفقای خیالی اثر پل استر | ایران کتاب

کتاب رفقای خیالی، اثری نوشته ی پل استر و جان مکسول کوتزی است که نخستین بار در سال 2013 به چاپ رسید. اگرچه پل استر و جان مکسول کوتزی سال ها بود که آثار و نوشته های یکدیگر را مطالعه می کردند، اما تا قبل از فوریه ی سال 2008، ملاقاتی میان این دو نویسنده ی بزرگ شکل نگرفته بود. اندکی پس از این ملاقات، استر نامه ای را از کوتزی دریافت کرد با این پیشنهاد که این دو به صورت مرتب به یکدیگر نامه بنویسند. کتاب رفقای خیالی، نتیجه ی همان پیشنهاد است: گفت و گویی جذاب میان دو نویسنده ی بزرگ که به دوستانی نزدیک تبدیل شدند. در طول سه سال، این دو در نامه هایشان تقریبا به همه ی مسائل مهم پرداختند: از ورزش تا پدر بودن، از جشنواره های فیلم تا اخلاق، از فلسفه تا سیاست، و از بحران اقتصادی تا هنر، مرگ، خانواده، ازدواج، دوستی و البته عشق.

کتاب رفقای خیالی

نکوداشت های کتاب رفقای خیالی
A civilized discourse between two cultivated and sophisticated men.
گفتمانی متمدنانه میان دو انسان بافرهنگ و خردمند.
The Washington Post

A very appealing, human portrait of these two writers.
تصویری بسیار دلنشین و انسانی از این دو نویسنده.
Bookpage Bookpage

Amiable and revealing missives from two remarkable minds.
نامه هایی دلپذیر و آشکارکننده از دو ذهن فوق العاده.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

قسمت هایی از کتاب رفقای خیالی (لذت متن)
مدتی بود به رفاقت فکر می کردم، اینکه دوستی چگونه ایجاد می شود، چرا مدت ها ادامه می یابد (بعضی از دوستی ها) بسیار بیشتر از علاقه ی پرشوری که گاه (به خطا) گمان می رود، تقلید کمرنگی از آن باشد. خیال داشتم برایت نامه ای درباره همه ی این ها بنویسم، در آغاز با بیان این دیدگاه که دوستی در زندگی اجتماعی، به ویژه در دوران کودکی، برایمان چقدر ارزشمند است.

این موضوعی است که سال ها فکر مرا به خود مشغول کرده. نمی توانم بگویم نسبت به رفاقت موضع روشنی دارم، ولی شاید در پاسخ به نامه ات (که گردبادی از افکار و خاطره ها را در من برانگیخت)، زمانش رسیده بکوشم آن را با وضوح بیشتری بیان کنم.

بابت نامه ی الکترونیک پرمهری که در مورد حمله ی آقای وود به آثار و زندگی من و آنچه به نظر او، من نمایندگی اش می کنم، به سیری نوشته بودی، سپاسگزارم. من نقد او را نخوانده ام. مدت هاست هیچ یک از نقدهای کتاب هایم را، چه خوب باشند و چه بد، نمی خوانم. اما به قدر کافی درباره ی نوشته ی او از دیگران شنیده ام، به طوری که احساس می کنم انگار غریبه ای از من زورگیری کرده است. اگر کسی به تو مشت بزند غریزه حکم می کند تو هم به او مشتی بزنی. اما این واکنش در چنین وضعیتی جایز نیست، که خود باعث سرخوردگی شدید می شود. با این حال درد این نیش ها با گذشت زمان کاهش یافته است. به گفته ی ایتورم فرانسیس کودی که پارسال در استرالیا دیدی (همسر پیتر کری)، واکنش ها همگی مثبت بوده و قرار است کتاب را برای بار چهارم ظرف شش هفته تجدید چاپ کنند. بنابراین نباید گله کنم، به ویژه از مردی که از نامش پیداست روزی موریانه ها او را خواهند خورد.