کتاب راز دهکده ی نیست در جهان

Raz-e Dehkadeh
کد کتاب : 38925
شابک : 978-6003265059
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 74
سال انتشار شمسی : 1399
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 13 بهمن
ساناز سید اصفهانی
متولد 14 . 9 . 1360 در تهران ، از سن پنج سالگی وارد هنرستان عالی موسیقی شد و بعد به مدرسه ی هنر و ادبیات ِ صدا و سیما رفت . ساز تخصصی او پیانو بود که به صلاحدید خانواده از ادامه ی تحصیل در این رشته به صورت تخصصی منصرف شد و وارد رشته ی ریاضی فیزیک شد و پیانو را در کنار درس با اساتید مجرب به صورت خصوصی فرا گرفت . او دارای مدرک انیمیشن کامپیوتری از مجتمع فنی تهران میباشد و همزمان با تحصیل و کار در این رشته وارد دانشگاه سوره ی تهران شد و در رشته ی تئاتر ، گرایش ادبیات دراماتیک تحصیل کرد . همزمان ...
دسته بندی های کتاب راز دهکده ی نیست در جهان
قسمت هایی از کتاب راز دهکده ی نیست در جهان (لذت متن)
پرگل، نوکرت ام به خدا. صبر کن حالا، به همه شون نشون می دم دنیا دست کیه. می دونی، اصلا خر ما از کرگی دم نداشت. رفته بودم پی بز، همونی که گفته بودی رفته بودم پیداش کنم؛ اما مگه شد؟ نشد د! ناکسا دنبال ام کردن. اونا بدو من بدو، اونا بدو من بدو، الفرار! نمی دونستم بخندم یا گریه کنم، سکسکه ام گرفته بود. نامردا کوتاه نمی اومدن. باور می کنی بچه محل ها سنگ می زدن به م؟ همونا که همیشه دوست شون داشتم و می مردم براشون، میخندوندم شون، باورت می شه یعنی؟ داد می زدن «داوود خله این جاست.» حالا من خل شدم؟ پرگل یه چیزی می گم، یه چیزی می شنفی. داد می زدنا؛ دادی می گم، دادی می شنفی. می خواستن آجانا بیان منو بگیرن ببرن هلفدونی، به ریش ام بخندن. راست می دوئیدمْ از چپ می رسیدن. جلو می رفتمْ از جلو سبز می شدن. دوره ام کرده بودن. مرگ تو انگار چمه؟ انگار جذاممه، می خندیدن بهم.