کتاب کنسرت طبل های غمگین

Drums, Girls & Dangerous Pie
کد کتاب : 39426
مترجم :
شابک : 978-6004628983
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 192
سال انتشار شمسی : 1401
سال انتشار میلادی : 2005
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 26 مرداد

برنده جایزه Grand Canyon Reader سال 2009

برنده جایزه انتخاب خوانندگان جوان پنسیلوانیا سال 2009

نامزد جایزه ادبیات جوانان آلمان سال 2009

برنده جایزه کتاب خوانندگان جوان ربکا کادیل سال 2008

معرفی کتاب کنسرت طبل های غمگین اثر جردن ساننبلیک

کتاب «کنسرت طبل های غمگین» رمانی نوشته ی «جردن ساننبلیک» است که اولین بار در سال 2005 به چاپ رسید. «استیون» یک درامر (طبل نواز) سیزده ساله و بااستعداد است اما زندگی او زمانی تغییر می کند که برادر پنج ساله اش «جفری»، به سرطان خون مبتلا می شود. «استیون» که داستان خود را از طریق یادداشت هایش روایت می کند، اولین درامری بود که توانست در گروه موسیقی دبیرستان در کلاس هفتم پذیرفته شود، و او امسال به عنوان یک کلاس هشتمی، آینده ای حتی روشن تر از قبل را در مقابل خود می بیند. حالا که مشخص شده «جفری» به سرطان مبتلا است، مادرش باید وقت بیشتری را برای بردن او به بیمارستان اختصاص دهد و وضعیت مالی آن ها نیز رو به افول گذاشته است. تنها پناه و تسلی «استیون» در این شرایط، رفتن به زیرزمین و تمرین موسیقی است.

کتاب کنسرت طبل های غمگین

جردن ساننبلیک
جردن ساننبلیک زاده ی 4 ژوئیه 1969 ، نویسنده آمریکایی داستان های نوجوانان است. او فارغ التحصیل دبیرستان استویوسانت نیویورک سیتی در سال 1987 و دانشگاه پنسیلوانیا است. وی در جزیره استاتن نیویورک بزرگ شد و در سال 1994 ، پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه ، ازدواج کرد و به همراه وی به پنسیلوانیا نقل مکان کرد. وی اکنون به همراه همسر و فرزندان خود در بیت لحم پنسیلوانیا اقامت گزیده است. او به مدارس سراسر ایالات متحده ، و گاهی اوقات خارج ، برای صحبت در مورد کتاب های خود مراجعه می کند.
نکوداشت های کتاب کنسرت طبل های غمگین
A brave and beautiful story.
داستانی شجاعانه و زیبا.
Barnes & Noble

Sonnenblick shows that even in the midst of tragedy, life goes on, love can flower, and the one thing you can always change is yourself.
«ساننبلیک» نشان می دهد حتی در میانه ی تراژدی، زندگی ادامه می یابد، عشق می تواند جوانه بزند، و تنها چیزی که همیشه می توانید تغییر بدهید، خودتان هستید.
Booklist Booklist

The readers will fall in love with the characters.
مخاطبین، عاشق کاراکترها خواهند شد.
Kirkus Review

قسمت هایی از کتاب کنسرت طبل های غمگین (لذت متن)
وقتی اتوبوس توی ایستگاه نگه داشت، این حقیقت را پذیرفته بودم که تا سوار بشوم، همه ی چشم ها فورا می چرخند سمت جلوی اتوبوس و دوخته می شوند به من. البته این زل زدن بی رحمانه، اقتضای حس کنجکاوی فراوان در سنین نوجوانی است. با این حال، هیچکس حتی سرش را هم به سمتم برنگرداند.

تنهایی نشستم روی یک صندلی و کله ام را یکجورهایی فرو کردم توی سوییشرتم. حالت دفاعی بی معنی و احمقانه ای بود، درست مثل زمانی که یک لاک پشت، وقتی قطار با سرعت می آید سمتش، می رود توی لاکش.

«جدی می گم آنت! چیزی نشده. همه چی عادیه. من فقط... از مدرسه خسته شده ام، همین. مامانم هم اومد دنبالم چون باید می رفتیم جایی.» باید از من تقدیر شود که در این مورد به او دروغ نگفتم.