کتاب مشخصا از دیدگاه اردوگاه چپ به تحلیل سیاسی شاهنامه و زمانه فردوسی میپردازد. به نظر بنده البته هیچی کتابی بیطرفانه و بیغرضانه نوشته نمیشه و به عبارتی میشه گفت کتاب بی طرفانه افسانه ای بیش نیست و هرگز چنین کتابی نوشته نشده. منتهی مطلب اینکه کتاب هایی که لحن مارکسیستی دارند راحتتر قابل شناسایی و جهت گیریهاشان قابلردیابیتر هستند. البته کتاب مطالب نغز و آموختنی بسیاری دارد و حق مطلب در فهم بنیانهای سیاسی و فلسفی شاهنامه ادا شده منتهی خواننده امروزین باید نسبت به جهتگیرها و ادبیات چپگرایانه کتاب محتاط بوده و نقادانه آن را بخواند.
مولف ذوب در اندیشه توده و چپ تماما سعی کرده که اندیشه والای دادگری فردوسی را در جهت منافع چپ مصادره کند . و این ادبیات سخیف و تعصب کور مولف به هیچ وجه نشانی از یک متفکر و ادیب ندارد..بر عکس ادعاهای چپهای ایرانی نه تاریخ و نه ناسیونالیسم ایرانی و نه حتی مارکسیست رافهمیدند و در تاریخ همیشه کج فهمی بودند..و بسیار بد سواد
این کتاب در۱۳۵۸ چاپ شده واز دید کمونیستهای استالینی به شاهنامه پرداخته و باآن مترومعیارهای نخ نمای کشاکش طبقاتی و...شاهنامه را تاویل کرده است.
آثار این نویسنده نیاز به تعریف و تکریم ندارند.خواندن اینها خود موهبتی است در این دوران سخت.....
چه موهبتی؟!آثاربسیارارزشمندتری دراختیارتان هست،