کتاب سفرنامه حاج سیاح

Travels of Haj Sayyah
  • 10 % تخفیف
    120,000 | 108,000 تومان

  • موجود
  • انتشارات: سخن سخن
    نویسنده:
کد کتاب : 40261
شابک : 978-9643725556
قطع : وزیری
تعداد صفحه : 543
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 2011
نوع جلد : زرکوب
سری چاپ : 7
زودترین زمان ارسال : 10 آبان

معرفی کتاب سفرنامه حاج سیاح اثر علی دهباشی

"سفرنامه حاج سیاح" اثری است که به اهتمام "علی دهباشی" گردآوری و تدوین شده و یکی از بهترین نمونه های سفرنامه از جهت نگارش و محتوا در دویست سال اخیر به حساب می آید. نویسنده ی این سفرنامه که "محمدعلی سیاح" نام دارد، دو دهه از زندگی خود را در خارج از ایران سپری کرد. شوق و انگیزه ی سفر برای دانستن چیزهای بیشتر و آشنایی بهتر با جهان، چنان در جان "محمدعلی سیاح" ریشه دوانده بود که در جایی عنوان می کند با فکر ساکن شدن در یک جا، به این اندیشید که آیا می خواهد زندگی اش را در سکون سپری کرده و هرگز از جاها و چیزهای دیگر با خبر نشود؟ اما انگیزه ی دیگر او برای سفر، گریز از تمام قواعد و باورهایی است که با ماندن در شهر خود به او القا می شد و به این ترتیب، سفر برای او گریزی از شرایط موجود بود.
او در طول سفر به نقاط گوناگونی سر می زند و "سفرنامه حاج سیاح"، شرح سفرهای او به شهرهای مخلتف بلغارستان، ترکیه، مجارستان، اتریش، فرانسه، انگلیس، یونان، سوییس، روسیه و چندین کشور دیگر را در بردارد. باید توجه داشت که در زمانه ی حاج "محمدعلی سیاح"، سفر به راحتی و دلپذیری امروز نبود؛ اما شوق و انگیزه ی درونی وی، او را واداشت که این سختی ها را به جان بخرد و به پشتوانه ی هوش سرشاری که داشت، با یادگیری زبان های مختلف و برقراری ارتباط با دیگر افراد، سفر خود را غنی از تجربیات خواندنی و خوشایندی سازد. وی در هر شهر با افراد سرشناسی ملاقات می کند و با شرح مراجعه به بناهای باستانی، مذهبی، کتابخانه، موزه و سایر نقاط فرهنگی، تجربه ی دلپسندی را از مطالعه ی این سفرنامه برای خواننده مهیا می کند.

کتاب سفرنامه حاج سیاح

علی دهباشی
علی‌اکبر جعفر دهباشی معروف به علی دهباشی، زادهٔ ۱۳۳۷ تهران روزنامه‌نگار، ادب پژوه، نویسنده و سردبیر مجلهٔ بخارا است. او تلاش گسترده‌ای در معرفی آثار و زندگی بزرگان فرهنگ و ادب و هنر ایران و جهان داشته‌است.
قسمت هایی از کتاب سفرنامه حاج سیاح (لذت متن)
فرمود : « شنیدم زبانهای مختلف میدانی ؟ » عرض کردم : « بقدر رفع حاجت که در مذاکرات و معاشرت معطل نمانم » در این حال شخصی فرنگی وارد شد، شاه روی به او کرده امر کرد با من به فرانسوی حرف زند ، او به فرانسه احوال پرسید جواب گفتم ، تحسین و تصدیق کرد . »

از شما بعضی عطایا گفته می شود . لکن شما اهل کرم و جود نیستید. گفت: من چنین ادعا ندارم . لکن چگونه ؟ گفتم : برای اینکه شخص جوادکریم ، سه صفت دارد که در شما نیست اول اینکه چیزی که با دست راست می دهد دست چپ او مطلع نمی شود دویم اینکه عطای خود را فراموش میکند سیم اینکه داده خود را بزرگ نشمرده افتخار نمی نماید شما اگر اسبی به جد من تملیک کرده بودید می بایست فراموش فرمائید و این اظهارات علنی را نفرموده ، به من منت نگذارید .