کتاب اعجوبه

Wonder

  • قیمت : ۲۹,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: افقافق

معرفی کتاب اعجوبه اثر آر. جی. پلاچیو

آگوست (آگی) پولمن با نقصی در ناحیه ی صورت به دنیا آمد که باعث شد نتواند مثل بقیه ی بچه ها، به مدرسه ی عادی برود؛ اما اکنون، اوضاع تغییر کرده است. او باید پایه ی پنجم را در مدرسه ی بیچر پرپ آغاز کند، و اگر تابه حال شاگرد جدید مدرسه بوده اید، حتما می دانید که این وضعیت چقدر سخت می تواند باشد. موضوع این است که آگی، بچه ای عادی با صورتی غیرعادی است. اما آیا آگی می تواند هم کلاسی هایش را متقاعد کند که برخلاف ظاهری متفاوت، او هم درست یکی مثل آن هاست؟ آر. جی. پلاچیو، موفق به خلق داستانی موجز، پرحرارت و تفکربرانگیز شده که مخاطب را لحظه ای به خنده وامی دارد و لحظه ی دیگر به گریه می اندازد. رمان اعجوبه با ارائه ی روابطی کاملا باورپذیر، صحنه های سرزنده ی مدرسه و بخش های داستانی کوتاه، به همه ی مخاطبین و کتاب دوستان در هر سطح و سنی، توصیه می شود.

خرید و معرفی کتاب خواندنی اعجوبه


ویژگی ها کتاب اعجوبه

برنده ی جایزه ی مارک تواین سال 2015

برنده ی جایزه ی دانش آموزان مین سال 2014

مشخصات کتاب اعجوبه
نوع جلد :شومیز
قطع :پالتویی
شابک :978-600-296-123-5
تعداد صفحه :516
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :2012
سری چاپ :4
بیشتر بخوانید

در دنیای نوجوانی ساعت چند است؟

بیایید سوار بر قالیچه ای پرنده، بر فراز دنیاهایی پر از شگفتی به پرواز درآییم.

نکوداشت های کتاب اعجوبه
Well-written, engaging, and so much fun to read.
خوش ساخت، گیرا، و بسیار خواندنی.
Entertainment Weekly Entertainment Weekly

Rich and memorable.
پرمایه و به یاد ماندنی.
New York Times New York Times

This book is a glorious exploration of the nature of friendship, tenacity, fear, and most importantly, kindness.
این کتاب، کاوشی شکوهمندانه درباره ی ذات دوستی، عزم جزم، ترس و از همه مهم تر، مهربانی است.
Huffington Post

بخش هایی از کتاب اعجوبه (لذت متن)
هفته ی دیگر کلاس پنجم را شروع می کنم. از آنجا که تا به حال به مدرسه ی واقعی نرفته ام خیلی خیلی می ترسم. مردم فکر می کنند که من به خاطر شکل ظاهرم به مدرسه نرفته ام، اما دلیلش این نیست. به خاطر عمل هایی است که روی صورتم شده. از زمان تولدم بیست و هفت عمل جراحی داشته ام. بزرگ ترین عملم زمانی بود که حتی چهار سالم نشده بود. هیچ کدام را به خاطر نمی آورم. بعد از آن سالی دو یا سه عمل کوچک و بزرگ داشته ام. چون به نسبت سنم ریز هستم و به علت پیچیدگی های پزشکی، که دکترها نمی توانستند تشخیص بدهند، زیاد مریض می شدم. پدر و مادرم تصمیم گرفتند مرا مدرسه نگذارند. ولی حالا خیلی قوی تر شده ام. آخرین جراحی ام هشت ماه پیش بود و احتمالا تا چند سال دیگر عملی نخواهم داشت.

نمی توانم بگویم که همیشه دلم می خواسته به مدرسه بروم چون که واقعا حقیقت ندارد، ولی کاش می توانستم فقط مثل بچه های دیگر به مدرسه بروم و دوستان زیادی داشته باشم.

اگر چراغ جادو داشتم و می توانستم یک آرزو بکنم، آرزویم این بود که صورتی عادی داشته باشم تا هیچ کس به آن توجه نکند. آرزو می کردم که می توانستم در خیابان راه بروم بدون این که مردم با دیدن من سر برنگردانند. به نظر من تنها دلیلی که من عادی نیستم این است که دیگران مرا عادی نمی بینند...