کتاب خانه خوبرویان خفته The House of the Sleeping Beauties


  • قیمت : ۱۰,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر خانه خوبرویان خفته
ایران کتاب ایران کتاب

خانه‌ی خوبرویان خفته، رمانی نوشته‌ی یاسوناری کاواباتا است که در سال 1961 به چاپ رسید. داستان کتاب به زندگی مردی تنها به نام اگوچی می‌پردازد که به امید داشتن چیزی بیشتر، دائماً به خانه‌ی خوبرویان خفته سر می‌زند. این خانه، مؤسسه‌ای است که در آن، مردان مسن پول می‌دهند تا شب را در کنار «زیبارویان خفته» بگذرانند؛ این زیبارویان، دخترانی عریان هستند که شب را به زور مُسَکن در خواب به سر می‌برند. مشتریان این خانه باید قرص‌های خواب‌آور مصرف کرده باشند و شب را بدون دست‌درازی به دخترها به صبح برسانند. اگوچی، وقت و بی‌وقت به این خانه سر می‌زند و به خاطر همین موضوع، هربار با دختری متفاوت روبه‌رو می‌شود. اگوچی در یکی از شب‌ها، متوجه موضوعی می‌شود که او را وامی‌دارد به قوانین این خانه احترام بگذارد. در این داستان، توصیفات اگوچی از کارهایش با رؤیاهای شبانه‌ی او در کنار «زیبارویان خفته»، در هم می‌آمیزند.

خرید و معرفی کتاب خواندنی خانه خوبرویان خفته



انتشارات: آمهآمه
مشخصات خانه خوبرویان خفته
قطع :رقعی
شابک :978-964-6061-91-0
وزن :190
تعداد صفحه :160
سال انتشار شمسی :1395
سال انتشار میلادی :1961
سری چاپ :9

ویژگی ها

یاسوناری کاواباتا برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 1968

دو فیلم بر اساس این کتاب در سال های 2006 و 2011 ساخته شده است.

نکوداشت
As always, Kawabata’s writing style has a lyrical, philosophical tone.
مثل همیشه، سبک نگارش کاواباتا، لحنی غزل گونه و فلسفی دارد.
Japan Times

A poetic meditation on the themes of sexuality and death.
تأملی شعرگونه بر تم های جنسیت و مرگ.
Financial Times

Beautiful yet chilling, and richly poetic.
زیبا و درعین حال هراس انگیز، و بسیار شاعرانه.
E-reading

لذت متن
زشتی ها به دلیل عدم زیبایی چهره و اندام زنان نبود؛ بلکه سرگذشت غم انگیز و زندگی پرانحراف آن ها، چهره ای زشت و نامقبول به آن شب ها می بخشید.

دخترک یک عروسک زنده نبود. پیرمرد به خوبی می دانست که عروسک زنده وجود ندارد. ولی برای او که در واقع دیگر تمایلات مردانه نداشت، می توانست بازیچه ای زنده به شمار آید؛ نه، بازیچه نه، آن دختر برای پیرمردهایی چون او می توانست تجسم کاملی از حیات باشد. جلوه ای از حیات که می توان آن را با اطمینان لمس کرد.

به نظر می رسید در بدن دختران جوان غمی وجود دارد که مردان پیر را به خود می خواند و اشتیاق به مردن را در آن ها بر می انگیزد... شاید اگوچی تنها کسی بود که این احساس را داشت.