اعتراف

The Confession

مشخصات کتاب اعتراف
مترجم :
شابک :978-964-191-393-1
قطع :رقعی
تعداد صفحه :522
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :2010
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :2
زودترین زمان ارسال :1 خرداد

برنده ی جایزه ی هارپر لی سال 2011

جزو لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز

معرفی کتاب اعتراف اثر جان گریشام | ایران کتاب

به ازای هر شخص بی گناهی که به زندان می افتد، گناهکاری در بیرون میله ها خواهد ماند. او نمی تواند بفهمد که چگونه پلیس و شاکیان، مردی را اشتباهی دستگیر کردند و این موضوع برایش اهمیتی هم ندارد. او فقط نمی تواند باور کند که چگونه چنین شانس بزرگی آورده است. زمان می گذرد و او درمی یابد که اشتباهات گذشته پاک نمی شوند. او حتی ممکن است بتواند محاکمه ی دونته، مردی که به جای خودش دستگیر شده، را نیز تماشا کند. وقتی که رأی نهایی دادگاه، آن مرد بیچاره را محکوم می کند، شخصیت اصلی داستان نفس راحتی کشیده و به ریش پلیس و شاکیان خوشحال از موفقیتی کاذب می خندد و با این موضوع که فردی بی گناه به جای او محاکمه یا حتی اعدام شود نیز هیچ مشکلی ندارد. تراویس بویت، چنین مردی است. او در سال 1998 و در شهر کوچک اسلووان، دختری دبیرستانی را ربود، به او تجاوز کرد و در آخر، دختر بیچاره را از طریق خفگی کشت. حالا نه سال از آن اتفاق می گذرد و او اخیرا به خاطر جرمی دیگر در کانزاس تحت تعقیب است. چهار روز به اعدام دونته باقی مانده و تراویس از تومور مغزی لاعلاجی رنج می برد. اما او برای اولین بار در زندگی فلاکت بارش، تصمیم گرفته است که کار درست را انجام دهد و رمان اعتراف کند.

کتاب اعتراف

نکوداشت های کتاب اعتراف
[A] magnificent suspense story.
داستانی پرتعلیق و باشکوه.
Washington Post Washington Post

The book starts fast and finishes faster.
این کتاب، سریع آغاز می شود و سریع تر پایان می یابد.
os Angeles Times

Packed with tension, and shocking revelations.
آکنده از تنش و افشاسازی های شوکه کننده.
USA Today USA Today

قسمت هایی از کتاب اعتراف (لذت متن)
در انتظار اعدام بودن، کابوسی برای قاتلین سریالی و جانی های روانی است. این انتظار برای انسانی بی گناه، شکنجه ی روحی پایان ناپذیری است که روح انسان قادر به جان به در بردن از آن نیست.

پدر روحانی، زندان ها، کارخانه های تولید نفرت هستند و جامعه تعداد بیشتر و بیشتری از آن ها را طلب می کند.

روزها را می شماری و ناگهان، هیچ روزی باقی نمی ماند. در آخرین صبح زندگی ات از خودت می پرسی که آیا واقعا آماده ای. دنبال جرأت می گردی اما شجاعت کم و کم تر می شود.