کتاب مغز: موتور رابطه

Brains as Engines of Association
کد کتاب : 42488
مترجم :
شابک : ‏‫‬‭978-6227061062
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 216
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 2019
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 15 آذر

معرفی کتاب مغز: موتور رابطه اثر دیل پروس

"مغز: موتور رابطه" کتابی است از "دیل پروس" که "نظریه ای کاربردی برای سیستم عصبی" ارائه می کند.
مغزها به عنوان موتورهای ارتباطی با یک سوال اساسی در علوم اعصاب مواجه هستند: اصول عملکردی مغز انسان چیست؟

علی رغم این که طی چند قرن گذشته تقریبا برای هر عضوی دیگر از انسان چنین سوال مشابهی پرسیده شده و به آن پاسخ داده شده است ، اما نحوه ی عملکرد مغز همچنان یک چالش اساسی در زیست شناسی باقی مانده است. با تکیه بر شواهد حاصل از قوای بینایی ، شنیداری ، گفتار و موسیقی - که بیشتر آن براساس کارهای خود "دیل پروس" در طی بیست سال گذشته به دست آمده است - وی در کتاب "مغز: موتور رابطه" ادعا می کند که مغز به طور کامل بر اساس تجربه آزمایش و خطایی کار می کند که در مدارهای عصبی طی دوره های تکاملی و فردی رمزگذاری شده است.

این مفهوم عملکرد عصبی، با مفاهیم فعلی که مغز را به عنوان یک ماشین محاسبات در نظر می گیرند و با برنامه های تحقیقاتی مبتنی بر این ایده که تنها راه پاسخ دادن به چنین سوالاتی از طریق بازسازی اتصال مغز به طور کامل است، مغایرت دارد. این دیدگاه همچنین حاکی از آن است که بهترین روش برای درک جزئیات عملکرد مغز ، جمع آوری مجدد تاریخچه ی آن با استفاده از شبکه های عصبی مصنوعی است. در حالی که در چند سال اخیر این دیدگاه که کامپیوترها می توانند بازی های پیچیده را برنده شوند، حمایت زیادی دریافت کرده است، باید این نکته را در نظر گرفت که مغز یک بازی بسیار پیچیده تر را بازی می کند: - بازی بقای بیولوژیکی - که طبق آزمایشات و تحقیقات "دیل پروس" بر اساس آزمون و خطاست.

کتاب مغز: موتور رابطه

دیل پروس
دیل پروس (متولد 11 مارس 1938) استاد گلر مغز و اعصاب مغز و اعصاب در موسسه علوم مغز دوک است و در آنجا با انتصابات اضافی در گروه روانشناسی و علوم مغز و گروه فلسفه در دانشگاه دوک، استاد تحقیق باقی می ماند. وی موفق به کسب B.A شد. از دانشگاه ییل در سال 1960 و یک دکتر از دانشکده پزشکی هاروارد در سال 1964 پس از آموزش بالینی بیشتر به عنوان رزیدنت جراحی در بیمارستان عمومی ماساچوست، خدمت به عنوان پزشک سپاه صلح و آموزش فوق دکترا در هاروارد و دانشگاه کالج لندن، هیئت علمی دانشکده پزشکی دانشگاه واشنگتن در س...
نکوداشت های کتاب مغز: موتور رابطه
Purves has spent his career on the leading edge of decoding the nervous system. He consistently forwards new hypotheses to make sense of the phenomena that define our reality, and this book seeks to lay bare his insightful framework.
پروس حرفه خود را در پیش بردن رمزگشایی سیستم عصبی سپری کرده است. او به طور مداوم فرضیه های جدید را برای درک پدیده هایی که واقعیت ما را تعریف می کنند ، ارائه می دهد و این کتاب در تلاش است تا چارچوب بینش او را به تصویر بکشد.
David Eagleman, PhD, neuroscientist at Stanford

Over the past 20 years, Purves has developed a theory of perception that he calls 'a wholly empirical strategy.' In this book, he provides a lucid explanation and comprehensive defense of his provocative ideas, and sets it in a broader evolutionary context. In addition to being of broad and general interest, it challenges biologists to find out how the brain accomplishes the remarkable feats that Purves documents.
طی دو دهه ی گذشته ، پروس نظریه ادراکی ایجاد نموده که آن را "یک استراتژی کاملا تجربی" می نامد. در این کتاب ، او توضیح شفاف و دفاع جامعی از ایده های تحریک آمیز خود ارائه می دهد و آن را در زمینه تکاملی گسترده تری تنظیم می کند. علاوه بر اینکه این اثر، مورد علاقه عموم است ، زیست شناسان را به چالش می کشد تا دریابند که مغز چگونه عملکردهای قابل توجهی که پروس مستند می کند را انجام می دهد.
Joshua R. Sanes, Harvard University

قسمت هایی از کتاب مغز: موتور رابطه (لذت متن)
شاید جالب ترین سوآلی که تاکنون در این زمینه مطرح شده این باشد که آیا تکامل حیات از راه انتخاب طبیعی «هدف» یا حتی جهت مشخصی دارد؟ پاسخ استفن. جی. گولد (یکی از زیست شناسانی که در این باره مطالعه کرد) به این سوآل منفی بود. می دانیم که مسیر تکامل در چند میلیارد سال گذشته نشان دهنده افزایش پیچیدگی جانداران است. بنابراین حداقل به این معنا، تکامل جانداران دارای «جهت» است. اما احتماال گرایش به پیچیدگی ناشی از حضور جانداران در جاهای متنوع تر و لزوم تخصصی تر شدن بود. گولد با وجود این هدف روشن همچنان معتقد بود که افزایش پیچیدگی در مورد هر فنوتیپ خاص روندی کور است، بگذریم از افزایش پیچیدگی جاندارانی که کنام یا نیش های گوناگونی را اشغال می کنند. به نظر او اگر بساط زندگی را جمع می کردند و همه چیز از نو شروع می شد احتمالا گونه های متفاوتی روی زمین به وجود می آمدند. این ایده بر استدلالی استوار است که گولد و همکارش نیلز الدریج در دهه ۱۹۷۰ عنوان کردند. آن ها پیشنهاد دادند که فرگشت چنانکه داروین می گفت مجموعه ای از تغییرهای کوچک نیست، بلکه مشخصه آن دوره های طولانی ایستایی و ثبات همراه با تغییرهای ناگهانی است. آن ها برای تأیید نظریه خود به شواهد تجربی فسیل بی مهرگان متوسل شدند. ایده فرگشت از راه «تعادل نقطه ای» (equilibrium punctuated) اگرچه در اصل نوعی اصلاح و بازسازی نظریه نو داروینی است (مثال در مورد اینکه سرعت تغییرهای فرگشتی در دوره های مختلف یکی نیستند و اینکه بسیاری از شواهد فسیلی تکامل هنوز یافت نشده اند) بحث های مفصل و گاهی تندی را برانگیخته است. احتمال دارد با کشف حیات در دیگر سیاره های منظومه شمسی یا اقمار آن ها و حتی یافتن حیات در ورای منظومه شمسی شواهد بیشتری برای روشن کردن این مباحث به دست آوریم.