کتاب در انتظار گودو Waiting for Godot


  • قیمت : ۱۰,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر در انتظار گودو
مینا دامغانیان مینا دامغانیان

در انتظار گودو، یکی از مهم‌ترین نمایشنامه‌های قرن بیستم، اولین نمایشنامه‌ی حرفه‌ای ساموئل بکت به حساب می‌آید. این اثر برای اولین بار در سال 1953 در سالنی کوچک به نام «دو بابیلون» به نمایش درآمد و از همان زمان، به یکی از اصلی‌ترین سنگ‌بناهای تئاتر قرن بیستم تبدیل شد. داستان، حول محور دو مرد ظاهراً بی‌خانمان می‌گردد که منتظر چیز یا شخصی به نام گودو هستند. ولادیمیر و استراگون در کنار درختی در جاده‌ای بی‌آب و علف به انتظار نشسته‌اند و در نمایشی حضور دارند که حول محور ذهن و هوشیاری خودشان می‌چرخد. نتیجه‌ی این شرایط، بازی کلامی خنده‌داری درباره‌ی شعر و شاعری، رؤیاپردازی و معناباختگی است. این بازی کلامی، به عنوان تمامی تلاش‌های مذبوحانه‌ی بشر برای یافتن معنا در زندگی تفسیر شده است. زبان و نثر بکت در ارائه‌ی مینیمالیسم روشن‌گرانه‌ای پیشگام بود که تمامی تفکرات اگزیستانسیال اروپای پس از جنگ جهانی دوم را در بر داشت. در انتظار گودو، همچنان یکی از جادویی‌ترین و زیباترین داستان‌های تمثیلی عصر حاضر به شمار می‌آید.

خرید و معرفی کتاب خواندنی در انتظار گودو



انتشارات: نگاهنگاه
نویسنده: ساموئل بکت ساموئل بکت
مشخصات در انتظار گودو
قطع :رقعی
شابک :978-964-351-829-5
وزن :200
تعداد صفحه :152
سال انتشار شمسی :1393
سال انتشار میلادی :1953
سری چاپ :3

ویژگی ها

ساموئل بکت برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 1969

جزو فهرست 100 کتاب قرن لوموند

نکوداشت
One of the most noble and moving plays of our generation.
یکی از اصیل ترین و تکان دهنده ترین نمایشنامه های نسل کنونی.
London Times

It is a mystery wrapped in an enigma.
رازی محصور در دل معمایی دیگر.
New York Times New York Times

A play suffused with tenderness for the whole human perplexity.
نمایشنامه ای آکنده از عطوفت و مهربانی نسبت به تمام سرگشتگی های آدمی.
Newsweek Newsweek

لذت متن
استراگون: «مطمئنی که قراره امروز بیاد؟» ولادیمیر: «گفت شنبه میاد... فکر کنم...» استراگون: «ولی کدوم شنبه؟ تازه، از کجا معلوم امروز شنبه است؟ ممکن نیست یکشنبه باشه؟ یا دوشنبه؟ یا جمعه؟» ولادیمیر: «ممکن نیست!» استراگون: «یا سه شنبه؟»

استراگون: «بیا کاری نکنیم. مطمئن تره.» ولادیمیر: «بیا صبر کنیم و ببینیم چی می گه.» استراگون: «کی؟» ولادیمیر: «گودو.» استراگون: «خوب فکریه.»

استراگون: «همیشه چیزی رو پیدا می کنیم که به ما این حس رو منتقل کنه که وجود داریم؟» ولادیمیر: «بله بله، ما جادوگریم.»