کتاب نهست

Nahast
کد کتاب : 44366
شابک : 978-6226654135
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 96
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 2003
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 11 آذر

برنده جایزه بنیاد هوشنگ گلشیری

معرفی کتاب نهست اثر ابراهیم دمشناس

"نهست" مجموعه‌ای است از داستان‌های کوتاه به قلم "ابراهیم دمشناس" که انتشارات نیلوفر آن را در نود و شش صفحه، منتشر ساخته است. این مجموعه از نه داستان کوتاه با داستانی به همین نام تشکیل شده که در آن یک مرد جوان، تجربیات خود را در زمینه یادداشت برداری از خاطرات روزانه‌اش بازگو می کند.
در "نهست" انسان‌ها و هستی آنها، از یک "نهست"، راهی "نهست" دیگرند و مخاطب در اثنای قصه، با هستی‌های به فراموشی سپرده شده یا همان "نهست" رو به رو می‌شود. به عبارت دیگر، این اثر داستان انسان‌هایی را روایت می‌کند که دائما به دنیای عدم کشیده می شوند و در عین حال با مشکلات متعددی روبرو هستند.
این کتاب به دلیل قوام نگارشی، زبان داستان که جنوبی است، تصویرسازی هماهنگ با آب و هوای جنوب و شخصیت‌های بالغ و باورپذیر مورد تحسین قرار گرفته است. به نحوی که پس از انتشار و ورود به بازار کتاب کشور، سریعا جای خود را بین خوانندگان پیدا کرد و به یکی از مجموعه‌های داستانی پرطرفدار تبدیل شد. "نهست" به قلم "ابراهیم دمشناس" کاندید فینالیست جایزه‌ی مننقدان و روزنامه‌نگاران شد و توانست در بخش بهترین مجموعه‌ی داستانی از چهارمین دوره‌ی جایزه ادبی هوشنگ گلشیری، برنده شود.
بودن و نبودن در این مجموعه به هستن و نهستن تبدیل شده است؛ مساله همواره همین است! اما در این روایت‌های خیالی از واقعیت‌های داغی که در جنوب به چشم می‌خورد، مساله به هستی آدمی و حرکت آن از نهستی به "نهست" دیگر تبدیل شده است. مخاطب در این اثر از "ابراهیم دمشناس" داستان یک قوم و سرزمین را نظاره می‌کند که دائما به پرتگاه نیستی هل داده می‌شود و مبارزه انسان با محیط پیرامونش در اینجا متولد می‌شود و این چنین داستان‌های "نهست" شکل می‌گیرند.

کتاب نهست

ابراهیم دمشناس
ابراهیم دمشناس (زاده ۱۳۵۱) یک رمان‌نویس و نویسندهٔ معاصر ایرانی است.ابراهیم دمشناس در شهریور ۱۳۵۱ در بندر ماهشهر به دنیا آمد و تا سن ۳۳ سالگی در این شهر زندگی می‌کرد. دمشناس دارای مدرک کارشناسی ارشد ادبیات فارسی از دانشگاه آزاد می‌باشد ایشان مدرس زبان و ادبیات فارسی در زادگاهش تا پیش از مهاجرت؛ و در سالهای اخیر در شهرکرج تدریس و زندگی می‌کند.
قسمت هایی از کتاب نهست (لذت متن)
در شهر کوچکی مثل این جا، مسایل را حتا اگر دنبال نکنی ازشان اطلاع حاصل می کنی. علی ایحال دنبال قضیه را گرفتم. دختر یکی دو روز قضیه را رو نمی کند و از این عامل به آن عامل سرمی زند تا بالاخره به کوپن ها دسترسی پیدا می کند. اما عامل جوان به سادگی آن ها را تحویل نمی دهد...ما سروکارمان با سطح شهر است، کاری به چاردیواری ها نداریم. جوان به دختر می گوید:«من کوپن ها را به شما می دهم...»