1. خانه
  2. /
  3. کتاب گزارش مرد لوبیایی

کتاب گزارش مرد لوبیایی

3.4 از 1 رأی

کتاب گزارش مرد لوبیایی

Gozareshe marde loobia-ee
انتشارات: پیدایش
٪15
119000
101150
معرفی کتاب گزارش مرد لوبیایی
«گزارش مرد لوبیایی» نوشته‌ی مهدی رجبی کتابی از مجموعه‌ی پنج جلدی «قصه‌های عجیب برای بچه‌های عجیب و غریب» و مناسب مخاطبان نوجوانان است. هر کدام از کتاب‌های این مجموعه، داستانی مجزا و متفاوت را روایت و مخاطب نوجوان را با فضا و پایانی شگفت روبه‌رو می‌کند. داستان‌های این مجموعه ذهن پرسش‌گر نوجوانان را برای کشف معنا و مضمون داستان به چالش می‌کشد. تصویرسازی‌های کتاب اثر مینو جامی است که علاوه بر روایت تصویری داستان، بر غنا و رمز و راز و فضای غریب و نامتعارف داستان‌ها می‌افز‌اید. این مجموعه می‌تواند پیشنهادی باشد برای تغییر ذائقه داستانی نوجوانان کتاب‌خوان.
در این داستان، یک راوی کم سن و سال، ماجرای پدر آتش‌نشان را روایت می‌کند که عاشق بالا رفتن از نردبان و نجات دیگران است. پدر در آخرین برنامه‌ی نجات خود، پیرزن‌کلاغی را نجات می‌دهد و به همین دلیل، مدال شجاعت می‌گیرد، اما در نتیجه‌ی سقوط از نردبان، مشاعرش را از دست می‌دهد. مردی که در طبقه‌ی پایین‌تر ساختمان زندگی می‌کند و همیشه در حال جمع کردن لوبیاها و شمردن آن‌هاست، سقوط پدر را موقع نجات پیرزن‌کلاغ می‌بیند. روزنامه‌ها برای نقل ماجرا، از گزارش او استفاده می‌کنند. مادر پس از سقوط پدر، برای بهترشدن حالش به خردکردن کدو رو می‌آورد، اما پس از مدتی با تهدید صاحب‌خانه به اخراج آن‌ها و تمام شدن ذخیره‌ی پول خانواده، مادر تصمیم می‌گیرد مدال شجاعت پدر را بفروشد. او برای این کار راوی را به بازار می‌فرستد. راوی با مرد لوبیایی مواجه می‌شود که بدون خریدن مدال، به او لوبیایی جادویی می‌بخشد. او لوبیا را به خانه می‌آورد و شب هنگام، پیرزن‌کلاغ دانه را در گلدان می‌کارد. صبح، لوبیای جادویی غول‌پیکر رشد می‌کند و پدر پیش از بقیه، از آن بالا می‌رود. مادر و راوی هم به دنبال او می‌روند و امیدوارند شبیه قصه‌ی جک و لوبیای سحرآمیز، بالای گیاه غول‌پیکر، ثروت و رفاه در انتظارشان باشد، اما در نیمه‌ی راه، سقوط پدر را می‌بینند. مادر قصد دارد به بالا رفتن ادامه بدهد، اما راوی تصمیم می‌گیرد دنبال پدرش برود و در کنار او باشد. مادر هم ناگهان تصمیم خود را عوض می‌کند؛ ساقه‌ی لوبیا را قطع می‌کند و او و راوی سقوط می‌کنند. در پایان، راوی امیدوار است که به زودی پیش پدر برگردند: «باید سه‌تایی پیش هم می‌ماندیم... برای همیشه...»
«گزارش مرد لوبیایی» داستانی جذاب و خواندنی با فضایی عجیب، شگفت‌انگیز و متفاوت است که نوجوانان را با گونه‌ای دیگر از داستان آشنا می‌کند.
درباره مهدی رجبی (1359)
درباره مهدی رجبی (1359)
مهدی رجبی متولد شهریور ۱۳۵۹- خمین می باشد. وی دارای  لیسانس فیلم‌سازی (دانشکده‌ی صدا و سیما) و فوق‌لیسانس ادبیات نمایشی (دانشگاه تربیت مدرس) است. رجبی نگارش فیلم‌نامه‌ی چند سریال و فیلم تلویزیونی و انیمیشن تجربی و کسب جوایز متعدد داخلی و بین‌المللی را انجام داده است. او برای کتاب فراموشان‌ این زمستان؛ کاندیدای بهترین مجموعه داستان جایزه‌ی ادبی یلدا،‌ ۱۳۸۴، معمای دیوانه‌ی کله‌آبی؛ کاندیدای جایزه‌ی ادبی اصفهان ۱۳۸۷ و کتاب برگزیده‌ی کتاب‌خانه‌ی مونیخ آلمان ۲۰۰۹، گریه نکنید مثل ابر باهار؛ برگزیده‌ی ناشران ۱۳۸۸ و برگزیده‌ی چهاردهمین جشنواره‌ی کتاب کودک و نوجوان ۱۳۸۹ بوده است.
دسته بندی های کتاب گزارش مرد لوبیایی
قسمت هایی از کتاب گزارش مرد لوبیایی

روزی که خبر دادند بابا عقلش را از دست داده، مامان داشت با چاقوی دسته چوبی آشپزخانه یک کدویی کت و گنده را قاچ می کرد. خبر را که شنید هی قاچ کرد و هی گریه کرد. بعد که کدوها تمام شد رفت بازار، یک عالمه کدوی کت و گنده ی دیگر هم خرید و هی قاچ کرد و هی گریه کرد، درست مثل وقت هایی که پیاز قاچ می کرد و گریه می کرد. از آن به بعد کار دیگر روزش همین بود. قاچ کردن کدوهای کت و گنده و گریه کردن. کدو های کت و گنده را قاچ می کرد و می ریخت دور و دوباره کدوهای تازه... این جوری حالش بهتر می شد. مامان هیچ وقت از زندگی اش راضی نبود...

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب گزارش مرد لوبیایی" ثبت می‌کند