موگان کنار سفره، روبروی پسرش نشست و در حالی که تکه ای از نان را می کند گقت: گله فردا به کوه مور می رود. پدرت می خواهد امشب با تو صحبت کند. موران چشم از سفره برداشت و با تعجب به مادرش زل زد. خواست چیزی بگوید که غذا به گلویش پرید و سرفه های پیاپی اجازه حرف زدن را به او نداد و...
زمانی در تاریخ بشر، تمامی آثار ادبی به نوعی فانتزی به حساب می آمدند. اما چه زمانی روایت داستان های فانتزی از ترس از ناشناخته ها فاصله گرفت و به عاملی تأثیرگذار برای بهبود زندگی انسان تبدیل شد؟