1. خانه
  2. /
  3. کتاب فتوحات مکیه - باب 558

کتاب فتوحات مکیه - باب 558

3 از 1 رأی

کتاب فتوحات مکیه - باب 558

Fotoohat Makkieh
٪10
1900000
1710000
معرفی کتاب فتوحات مکیه - باب 558
«فتوحات مکیه باب ۵۵۸» یکی از مفصل‌ترین و از نظر نظری مهم‌ترین باب‌های پایانی «فتوحات مکیه» محیی‌الدین ابن عربی است. این باب در ترجمه محمد خواجوی جلد پانزدهم مجموعه نشر مولی را تشکیل می‌دهد و در فهرست کتاب‌شناختی ترجمه فارسی با عنوان «مقامات اسماء حسنی» شناخته می‌شود. عنوان اصلی باب نیز مسئله را دقیق مشخص می‌کند: شناخت نام‌هایی که می‌توان برای خدا به کار برد و تمایز آنها از الفاظی که، هرچند ممکن است فعلی الهی را وصف کنند، اطلاقشان به صورت «نام خدا» مجاز نیست. ابن عربی از همین مسئله ظاهرا کلامی به یکی از محورهای اصلی هستی‌شناسی خود می‌رسد: اگر ذات الهی ورای شناخت ماست، انسان خدا را از چه راهی می‌شناسد و کثرت جهان چگونه با وحدت او سازگار می‌شود؟ «اسماء الهی» نزد ابن عربی صرفا مجموعه‌ای از نام‌های مقدس برای ذکر و دعا نیستند. نام‌هایی چون رحمان، علیم، خالق، رزاق، قابض و باسط هر یک نسبتی خاص میان حق و عالم را آشکار می‌کنند. خود ذات، در مقام ذات، از تعریف و احاطه معرفتی بیرون است؛ آنچه برای انسان قابل شناخت می‌شود، تجلی حق از طریق اسماء و صفات است. به همین دلیل ابن عربی میان الفاظی که ما بر زبان می‌آوریم و حقایقی که این الفاظ به آنها اشاره دارند فاصله می‌گذارد. پژوهش‌های معتبر درباره دستگاه او نیز اسماء را از ستون‌های اصلی اندیشه‌اش می‌دانند: کثرت موجودات از کثرت نسبت‌های اسمائی فهمیده می‌شود، بی‌آنکه وحدت ذات الهی از میان برود. باب ۵۵۸ این اندیشه را در قالب حدود صد «حضرت» یا مرتبه اسمائی گسترش می‌دهد. بحث از حضرت اسم «الله»، ربوبیت، رحمت و ملک آغاز می‌شود و سپس به اسم‌هایی مربوط به تقدیس، سلام، امنیت، عزت، جبر، خلق، تصویر، بخشش، روزی، فتح، علم، قبض، بسط و دیگر شئون الهی می‌رسد. «حضرت» در اینجا مکان نیست؛ حوزه ظهور و حکم یک اسم است. ابن عربی می‌پرسد اگر اسم «رزاق» حاکم باشد، نسبت عالم با حق چگونه فهمیده می‌شود؟ اگر «فتاح» باشد، گشودگی و معرفت چه معنایی پیدا می‌کند؟ و اگر «مصور» باشد، صورت‌های موجودات چگونه باید نسبت خود را با مبدأ صورت‌بخش بفهمند؟ نسخه‌های موجود از «فتوحات» نیز نشان می‌دهند که این باب از بزرگ‌ترین فصل‌های مستقل کتاب است و خود به مجموعه‌ای از بخش‌های متعدد درباره حضرات اسمائی تقسیم می‌شود. یکی از ظریف‌ترین مباحث باب به مرز میان «فعل» و «نام» مربوط می‌شود. قرآن افعالی را به خدا نسبت می‌دهد که ابن عربی معتقد است نمی‌توان از هر یک بی‌درنگ نامی برای خدا ساخت. اینکه متن مقدس بگوید خدا در موقعیتی «مکر» یا «استهزا» کرده است، از نظر او به این معنا نیست که انسان آزاد باشد هر اسم فاعلی را از چنین فعلی استخراج و به خدا اطلاق کند. زبان درباره امر الهی نیز آداب و حدودی دارد. ابن عربی در اینجا میان فهم معنا و اجازه نام‌گذاری فرق می‌گذارد؛ تمایزی که نشان می‌دهد نظریه اسماء او هم هستی‌شناختی است و هم مسئله‌ای درباره حدود زبان دینی. اما اسماء فقط درباره خدا سخن نمی‌گویند؛ درباره انسان نیز هستند. ابن عربی هر اسم را با نوعی «عبودیت» متناسب می‌بیند. انسانی که رحمت الهی را می‌شناسد باید نسبت خود را با رحمت بفهمد؛ معرفت به رزاق، توکل و نسبت با اسباب را تغییر می‌دهد؛ شناخت علیم نیز مسئله علم انسان و محدودیت آن را پیش می‌کشد. در همین افق است که داستان تعلیم اسماء به آدم اهمیت پیدا می‌کند. انسان در جهان‌شناسی ابن عربی ظرفیت جامع‌تری برای شناخت و ظهور اسماء دارد و نظریه «انسان کامل» نیز بدون این دستگاه اسمائی به‌درستی فهمیده نمی‌شود. قدرت این باب در آن است که سه مسئله معمولا جداشده را به یکدیگر وصل می‌کند: الهیات، کیهان‌شناسی و سلوک. اسم الهی هم راهی برای سخن گفتن از خداست، هم اصلی برای توضیح ظهور جهان و هم الگویی برای فهم نسبت انسان با حقیقت. همین امر البته خواندن متن را دشوار می‌کند. دستگاه ابن عربی بر تأویل عرفانی قرآن، بازی‌های دقیق زبانی، تجربه ذوقی و پیش‌فرض‌های متافیزیکی خاص او استوار است. این مباحث را نمی‌توان معادل یک نظریه فلسفی معاصر درباره زبان یا صفات الهی دانست و تجربه‌های عرفانی او نیز از جنس دعاوی علمی یا تاریخی قابل آزمون نیستند. برای پژوهش جدی، ترجمه محمد خواجوی دسترسی فارسی‌زبان را بسیار آسان‌تر می‌کند، اما مقابله با متن عربی در اصطلاحاتی چون «حضرت»، «اسم»، «نسبت»، «تجلی» و «عبودیت» همچنان اهمیت دارد. باب ۵۵۸ در آستانه پایان «فتوحات» پرسشی را باقی می‌گذارد که تقریبا تمام کتاب را در خود فشرده دارد: وقتی انسان نامی برای خدا بر زبان می‌آورد، آیا فقط چیزی درباره خدا گفته است، یا در همان لحظه جای خودش را نیز در جهان تعیین کرده؟ نزد ابن عربی هیچ نام الهی بی‌اثر در عالم نمی‌ماند. هر نام راهی از وحدت به کثرت باز می‌کند؛ و انس
درباره محیی الدین ابن عربی
درباره محیی الدین ابن عربی
محیی‌الدین محمّد بن علی بن محمّد بن العربی طائی حاتمی (زادهٔ ۲۶ ژوئیه ۱۱۶۵ – درگذشتهٔ ۱۶ نوامبر ۱۲۴۰ میلادی) معروف به محیی‌الدین ابن عربی و شیخ اکبر پژوهشگر، فیلسوف، عارف و شاعر مسلمان عرب اهل اندلس بود. از ۸۰۰ اثری که به او نسبت داده می‌شود، ۱۰۰ اثر به‌صورت نسخهٔ اصلی از وی باقی مانده‌است. آموزه‌های کیهان‌شناختی او در بسیاری از کشورهای اسلامی به جهان‌بینی غالب بدل شد. محیی‌الدین در سال ۵۶۰ ه‍.ق در شهر مرسیه در جنوب شرقی اندلس به دنیا آمد. پدرش علی بن محمد از عالمان فقه و حدیث و تصوف بود و جدش نیز یکی از قضات اندلسی بود.
او قرآن، حدیث، فقه، لغت، ادبیات و تصوف را نزد عالمان عصر آموخت و با ابن رشد فیلسوف اندلسی دیدار کرد. عالی‌ترین دانش‌نامه ابن عربی، کتب فتوحات مکیه و «فصوص‌الحکم» است.
ابن عربی در ۲۲ ربیع‌الثانی ۶۳۸ برابر با ۱۰ نوامبر ۱۲۴۰ در دمشق در سن ۷۸ سالگی درگذشت.
دسته بندی های کتاب فتوحات مکیه - باب 558
نظر کاربران در مورد "کتاب فتوحات مکیه - باب 558"
1 نظر تا این لحظه ثبت شده است

عجب قیمت بالایی!

1404/09/22 | توسطم اِ
1
| |