0

کتاب نشان سرخ دلیری The Red Badge of Courage


  • قیمت : ۷,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر نشان سرخ دلیری
ایران کتاب ایران کتاب

سربازی 18ساله به نام هنری فلمینگ در نبردی بی نام و نشان، با فرار به جنگل نزدیک میدان نبرد از این مهلکه که خودش آن را آرمانی از دست رفته می نامد، جان سالم به در می برد. او گروهی از نیروهای زخمی و آسیب دیده را پیدا می کند و پس از این که درمی یابد گردانی که در آن مشغول به جنگ بود، نبرد را برده، احساسی از گناه و عذاب وجدان به هنری دست می دهد. او به گردان خود بازمی گردد و طی درگیری با متصدی توپ جنگی، سرش زخمی می شود. زمانی که هنری به استراحتگاه سربازان بازمی گردد، سایرین فکر می کنند که زخم روی سرش به خاطر خراشی است که گلوله ای در طول جنگ ایجاد کرده است. هنری صبح روز بعد و زمانی که به دنبال چشمه ای برای ذخیره ی آب است، از افسر فرمانده می شنود که هنگی که هنری در آن مشغول به خدمت است، در میان سایر نیروها به ناتوانی و ضعف شناخته می شود. افسر خیلی راحت درباره ی قربانی کردن هنگ هنری صحبت می کند و ان ها را مشتی «چاله کن» می نامد. با پیشروی اتفاقات داستان و در جنگ نهایی، هنری به یکی از بهترین جنگجویان گردان خود تبدیل شده و سرانجام، رشادت و دلیری خود را به عنوان مردی مبارز به اثبات می رساند.

خرید و معرفی کتاب خواندنی نشان سرخ دلیری



انتشارات: امیرکبیرامیرکبیر
مترجم: غفور آلبا
نویسنده: استیفن کرین استیفن کرین
مشخصات نشان سرخ دلیری
قطع : رقعی
شابک : 978-964-00-1272-7
وزن : 260
تعداد صفحه : 232
سال انتشار شمسی : 1392
سال انتشار میلادی : 1895
سری چاپ : 5

ویژگی ها

جزو لیست برترین رمان های انگلیسی گاردین

فیلمی بر اساس این کتاب در سال 1951 ساخته شده است.

نکوداشت
Its searing images of war, destruction, and fear endure in the collective American mind.
تصاویر آتشین این اثر از جنگ، نابودی و ترس در اذهان عمومی آمریکا ماندگار است.
Barnes & Noble

It has been considered the first great 'modern' novel of war by an American.
این اثر، اولین رمان جنگی بزرگ و مدرن به نگارش نویسنده ای آمریکایی در نظر گرفته می شود.
Amazon Amazon

One of the most influential war stories every written.
یکی از تأثیرگذارترین داستان های جنگی در تمام اعصار.
American Literature

لذت متن
اینجا و آنجا، نفرات مثل کوله بار روی زمین می افتادند. فرمانده گروهان سرباز جوان، همان اوایل کارزار کشته شده بود. جسدش چون آدم خسته ای که برای استراحت دراز کشیده باشد روی زمین افتاده بود، ولی در قیافه اش نگاهی از تعجب و حزن دیده می شد. گویی فکر می کند که دوستی نسبت به او بدی کرده است. گلوله ای بالای پیشانی سرباز پرچانه را خراشید و خون زیادی به صورتش ریخت. آخی گفت و هر دو دست بر سر گذاشت و شروع به دویدن کرد.

یکی دیگر از سربازان، مثل آن که با چماق توی شکمش زده باشند، هقی کرد و بر زمین نشست و با چشمانی حسرت بار به جلو خیره شد. در نگاهش حالت سرزنش مبهمی خوانده می شد. کمی بالاتر، کاسه زانوی یک نفر را تیر برد، فورا تفنگ خود را انداخت و دو دستی همان درختی را که لحظه ای پیش پشت آن کمین کرده بود، چسبید. مدتی همان جا به درخت آویزان بود و فریاد می زد که یکی بیاید کمکش کند تا دست خود را از درخت بردارد.

کسی که خود را پیشگوی واقعی سیل می داند، باید اولین نفری باشد که از درخت بالا می رود. این کار نشان خواهد داد که او واقعا چیزی می دانسته است.