کتاب مرا از من ربودی

Mara Az Man Roboodi
کد کتاب : 52705
شابک : 978-6001870002
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 460
سال انتشار شمسی : 1400
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 10
زودترین زمان ارسال : 14 آذر
مژگان مظفری
مژگان مظفری متولد کرمانشاه است و نیاکانش شیرازی بودند، پدربزرگش علیمرادخان حبیبی از طایفه ی بزرگ الهیار خانی از همان ابتدا او را با شعر و هنر آشنا کرد، مظفری نویسندگی را به صورت آماتور از سال ۱۳۷۲ آغاز کرد و اولین اثر خود را در سال ۱۳۷۸ به چاپ رساند، از او تا به حال بیست اثر به چاپ رسیده و بیشتر کتابهایش چاپ‌های بسیاری خورده است.
قسمت هایی از کتاب مرا از من ربودی (لذت متن)
برای برگشتن دایی مهدی همه به تکاپو افتاده بودند. مادر من نیز به عنوان خواهر بزرگتر از این قائده مستثنی نبود. به افتخار آمدن دایی مهدی بعد از ده سال، قرار بود پدربزرگ مهمانی بزرگی تدارک ببیند. برنامه ریزی را خاله مرجان می کرد و مادر من اجرا. خاله مرجان از فاصله ی زمین تا آسمان با مادر من فرق می کرد. دو خواهر از یک خانواده و یک نوع تربیت اما خصوصیات اخلاقی هر کدام به شکل دیگری بود. خاله تو فاز کلاس و مد و سفرهای دور دنیا بود و مادر من تو فاز روضه گرفتن و مولودی دادن و سفر زیارتی بود. مادر چاق ولی بامزه بود و خاله باریک اندام و خوش استیل که خیلی به سر و وضع خود می رسید. صبح ها بدون استثنا کوهنوردی می رفت و بعد شنا. هفته ای چند روز هم به ورزش های مختلف می پرداخت. به قول خودش ورزش های باکلاس مثل پیلاتس، تنیس و... هر بار که خاله را توی خانه می دیدم یک جور ماسک روی صورتش بود. یا کیسه ی یخ به دست داشت که تندتند روی پیشانی می گذاشت که مثلا بوتاکس کرده. به قول مادرم: «اگه بخوایم صورت مرجان رو ببینیم باید خارج از خونه باشد.» از حق نگذریم خاله مرجان زیباست و اصلا به او نمی خورد که در آستانه ی چهل و پنج سالگی باشد. هر وقت با او بیرون می روم از نگاه های اطرافیان می فهمم که چه قدر مورد توجه است. خاله دو پسر به اسم شاران و شایان دارد که هر دو بسیار مودب و مثبت هستند، البته به قول برادرهای من شهرام و شهروز پپه تشریف دارند.