کتاب زندگی در پیش رو

The Life Before Us

  • قیمت : ۱۵,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب زندگی در پیش رو اثر رومن گاری

رمان زندگی در پیش رو، داستان پسربچه ا ی عرب و یتیم به اسم مومو و صمیمیت و سرسپردگی اش به مادام روزا، پیرزنی 68ساله و در حال مرگ، است. مادام روزا از جان به در بردگان اردوگاه آشویتز و تن فروشی بازنشسته است. مومو، از زمانی که به خاطر می آورد، جزو یکی از خانه به دوشان مهمان خانه ی مادام روزا در پاریس بوده است. اما زمانی که چکی که هزینه ی نگهداری از او را می پرداخت، دیگر به مهمان خانه ارسال نمی شود و وقتی مادام روزا مریض تر از آن می شود که بتواند پله های ساختمان را بالا بیاید و به اتاقشان برسد، مومو تصمیم می گیرد هر طور که می تواند به مادام روزا کمک کند و او را تحت حمایت خود قرار دهد. رمان زندگی در پیش رو عاشقانه ی لطیف و گاهی خوفناک میان مومو و مادام روزا، دارای شخصیت های دیگری از قبیل مردان زن نما، صاحبان روسپی خانه و جادوگران شفا دهنده ی مهاجر در زاغه های پاریس است. رمان تکان دهنده ی رمان زندگی در پیش رو، موفق به کسب مهم ترین جایزه ی ادبی فرانسه، جایزه ی گنکور، شده است. گذشته از نمایش خنده دار اما تلخ زندگی پسری یتیم و مهاجر و همچنین جلوه ی پنهان شهر پاریس، رمان زندگی در پیش رو، نقدی گزنده بر رفتار فرانسوی ها با مهاجرین، فقرا و سالخوردگان است که هم زمان زننده و امید بخش می باشد.

خرید و معرفی کتاب خواندنی زندگی در پیش رو


ویژگی ها کتاب زندگی در پیش رو

برنده جایزه گنکور سال 1975

از این رمان، فیلمی نیز توسط Moshé Mizrahi در سال ۱۹۷۷ ساخته شده است.

مشخصات کتاب زندگی در پیش رو
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :964-92831-6-1
تعداد صفحه :216
سال انتشار شمسی :1387
سال انتشار میلادی :1975
سری چاپ :11
نکوداشت های کتاب زندگی در پیش رو
Macabre but beautiful, The Life Before Us is one of the all-time greats.
خوفناک اما زیبا، زندگی در پیش رو در زمره ی بهترین ها در همه ی اعصار قرار می گیرد.
Chicago Tribune Chicago Tribune

An unusual, funny and moving read.
کتابی غیرمعمول، خنده آور و تکان دهنده.
Bookstoker

A Profoundly Beautiful Novel
رمانی زیبا و بسیار عمیق.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

بخش هایی از کتاب زندگی در پیش رو (لذت متن)
فکر می‏کنم این گناه‏کارانند که راحت می‏خوابند، چون چیزی حالیشان نیست و برعکس، بی‏گناهان نمی‏توانند حتی یک لحظه چشم روی هم بگذارند، چون نگران همه چیز هستند.

تف به هرچی هروئینی است. بچه هایی که هروئین می زنند به خوشبختی همیشگی عادت می کنند. کارشان تمام است. چون خوشبختی وقتی حس می شود که کم بودنش را حس کنیم. آن هایی که از این چیزها به خودشان تزریق می کنند، حتما در جستجوی خوشبختی هستند و فقط احمق ترین احمق ها برای پیدا کردن آن، چنین راهی را انتخاب می کنند. من هرگز گرتی نشدم. چند بار با دوستانم ماری جوانا کشیدم. آن هم برای اینکه باهاشان همراهی کرده باشم. به هر حال، ده سالگی سنی است که آدم خیلی چیزها را از بزرگترها یاد می گیرد. اما من میل چندانی به خوشحالی نداشتم. زندگی را ترجیح می دادم.

از صاحب مغازۀ سگ فروشی، اجازه خواستم که سگ کوچولوی خاکستری موفرفری اش را ناز کنم. سگ را به من داد. سگ را گرفتم، نازش کردم و مثل برق زدم به چاک. اگر چیزی را خوب بلد باشم، همین دویدن است. بدون دویدن، در زندگی هیچ کاری نمی شود کرد.