کتاب بعدا

Later
کد کتاب : 54123
مترجم :
شابک : 978-6227314274‬‬
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 280
سال انتشار شمسی : 1400
سال انتشار میلادی : 2021
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 10 آذر

از کتاب های پرفروش نیویورک تایمز

معرفی کتاب بعدا اثر استیون کینگ

کتاب «بعدا» رمانی نوشته ی «استیون کینگ» است که نخستین بار در سال 2021 منتشر شد. «جیمی کانکلین» فقط می خواهد دوران کودکی نرمالی داشته باشد. اما «جیمی» یک کودک عادی نیست. او با قدرتی عجیب و ماورایی به دنیا آمده که مادرش اصرار دارد آن را مخفی نگه دارد: «جیمی» می تواند چیزهایی را ببیند و بیاموزد که هیچ کس دیگری قادر به دیدن و آموختن آن ها نیست. اما بهای استفاده از این قدرت، بیشتر از چیزی است که «جیمی» تصور می کرد چرا که اکنون، کارآگاهی از پلیس نیویورک از او خواسته در دستگیری قاتلی به آن ها کمک کند که تهدید کرده از دنیای مردگان به آن ها صدمه خواهد زد. کتاب «بعدا»، داستانی تشویش آور و تأثیرگذار درباره ی انتخاب های درست و غلط در زندگی انسان ها است و «کینگ» را در اوج توانایی هایش نشان می دهد.

کتاب بعدا

استیون کینگ
استیون ادوین کینگ که به اختصار با نام استیون کینگ میان مردم شناخته می شود، نویسنده ی رمان و داستان های کوتاه است که در ۲۱ سپتامبر ۱۹۴۷ در ایالات پورتلند در آمریکا به دنیا آمد. استیون یکی از برترین نویسنده های قرن حاضر محسوب می شود. اغلب آثار کینگ در ژانر وحشت بوده و می توان گفت که او برترین نویسنده ی ژانر وحشت در حال حاضر به شمار می آید.کینگ در سال ۱۹۷۰ از دانشگاه شهر مین (مکان تولدش) فارغ التحصیل شد و از آن زمان به بعد شروع به نوشتن داستان نمود. ۴ سال بعد کینگ موفق به انتشار اولین رمان خود ب...
نکوداشت های کتاب بعدا
Powerful, unforgettable.
قدرتمند، فراموش نشدنی.
Audible

Touching and genuine.
تأثیرگذار و بدیع.
New York Times New York Times

A testament to King’s storytelling prowess.
گواهی بر تخصص «کینگ» در داستان سرایی.
Bookbub

قسمت هایی از کتاب بعدا (لذت متن)
حدودهای هشت شب بود. من و مامان سریال مظنون را از تلویزیون می دیدیم که یکهو فیلم قطع شد و اخبار ویژه جای آن را گرفت. سگ های ردیاب چندین ساعت دنبال گشته و چیزی پیدا نکرده بودند. جوخه ی مهار بمب می خواستند آن ها را بیرون بکشند که یکی از سگ ها در راهروی جنوبی چیزی حس کرد.

دایی «هری» وقتی فقط چهل و دو سالش بود، آلزایمر گرفت. شش سالم که بود، فکر می کردم چهل و دو سن زیادی است اما حتی آن موقع هم می فهمیدم این سن برای فراموش کردن این که چه کسی هستی یا اسم اشیاء چیست، خیلی زود است. همین موضوع برایم خیلی ترسناک بود.

تحول ناامیدکننده ای به وجود آمد که خیلی زود برایتان توضیح می دهم. حالا که به گذشته نگاه می کنم به نظرم می آید زندگی ام شبیه یکی از رمان های «دیکنز» بود که چندتایی فحش آبدار هم قاطی اش کرده باشند.