بعد خوندن کتاب قوانین مغز از جناب جان مدینا که تا حدودی میشه گفت کتاب جذاب و مفیدی بود، مشتاق شدم این کتاب که جدیدتر (از بابت سال انتشار) از کتابهای دیگهشون بود رو هم مطالعه کنم. کتاب در زمینه دوران نوجوانی نوشته شده. اینکه عملکرد مغز در سنین بلوغ و نوجوانی به چه شکل هست و چرا در این دوران رفتار افراد، هیجانی و تا حدودی قابل پیشبینی نیست. جناب مدینا مطالب خودش رو در این کتاب به چهار بخش تقسیم کرده. در بخش اول به طور کلی موضوع دوره نوجوانی و مفهوم و تاثیر کارکرد اجرایی رو توضیح داده. در بخش دوم درباره ساختار مغز و نحوه عملکرد اون در سنین نوجوانی رو بیان کردن. در بخش سوم، مطالبی رو در رابطه با والدین بیان کردن. منظور نوع رفتار و سبک تربیتی والدین چه تاثیری بر روی نوجوانها میتونه داشته باشه و در این دوران بهتره با چه سبک و روشی با اونها برخورد کنند. یعنی نوع تربیت و بزرگشدن و شکل گیری شخصیت فرد با چگونگی نوع تربیت والدین رو موشکافی کردن. در بخش نهایی یعنی چهارم هم بر نقش معلمین و چندین موارد دیگه از جمله آموزش اجتماعی احساسی و تاثیر تمرکز رو بیان کردن. ناگفته نماند که تمام این مطالب در سراسر کتاب از جنبه آموزشی هم بررسی شدن. یعنی مواردی که بهشون اشاره شده میتونه چه تاثیری بر روی عملکرد تحصیلی نوجوونها داشته باشه. و در هر فصل هم جناب مدینا پیشنهاداتی رو هم بابت تغییر ساختار آموزشی مدارس ارایه کردن که در رابطه با پژوهشهایی بوده که مطالعه کردن و مدعی شدن که با این سبک میشه پیشرفت قابل قبولی رو در عملکرد آموزشی و تحصیلی نوجوانها داشت. اینکه چقدر مطالب این کتاب میتونه در زندگی واقعی نوجوانها تاثیر داشته باشه رو نمیدونم چون نه متاهل هستم، نه صاحب فرزند و نه ارتباط زیادی با نوجونها دارم و مطالب این کتاب رو از این دید بررسی نکردم. بنده بابت مطالعه بیشتر در زمینه عملکرد مغز و نوشتههای جناب مدینا سراغ این کتاب رفتم.