«کلهی اسب» نوشتهی جعفر مدرسصادقی دومین رمان از «سهگانه کسرا» است. «سفر کسرا» و «شریک جرم» دو رمان دیگر این سهگانه هستند. کسرا، شخصیت اول این سه داستان در دورههای مختلفی زندگی میکند. در «شریک جرم» اوّلین کتاب این سهگانه، کسرا سر از زندان درمیآورد و آشنایی او با یک زندانی دیگر باعث سوءتفاهمی میشود که زندگی او را تحت تاثیر قرار میدهد. وقایع این رمان به سالهای اول بعد از انقلاب برمیگردد. در کتاب سوم یعنی «سفر کسرا»؛ کسرا را با یک نفر دیگر اشتباه میگیرند. «کلّهی اسب» روایت دل سپردن کسرا به دختری کرد است. این داستان از دیدگاه کسرا روایت میشود، همان کسرای داستان سفر کسرا؛ داستان را در واقع کسرا برای زنش تعریف میکند؛ ماجرایی با یک دختر کرد به نام «جهان». دختری که کسرا برای اولین بار او را در خیابان و بعد در پارک نزدیک خانهاش میبیند و به سادگی به او دل میبندد. آشنایی با جهان و بعد برادر او که در بیمارستان روانی نزدیک پارک بستری است، کسرا را به زندگی آنها میکشاند. دختر و برادرش از هواداران یک گروه سیاسی فعال در منطقهی کردستان هستند. جهان هنوز به عضویت گروه در نیامده ولی از هواداران سرسخت گروه است و کلهی پربادی دارد. برادر و پدر و مادرش از هواداران فعال این گروه هستند و در پایگاهی در منطقه زندگی میکنند. دختر قصد دارد به آنها ملحق شود اما فعلا باید مراقب برادر بیمارش باشد. برادر بیمار؛ به دلیل باور نداشتن به راهی که برادر بزرگترش در پیش گرفته، خودش را به بیماری زده است. او نسبت به اهداف واقعی گروه دچار تردید شده و در وضعیت روحی بدی بهسر میبرد. کسرا هم نسبت به اهداف گروه بدبین است. او سعی میکند دختر را از پیوستن به آنها منصرف کند اما در نهایت تن به خواستهی دختر میدهد. داستان کشمکش و جدالی بیسرانجام میان دو جهان است؛ مردی که میخواهد دختری سرکش را پابند و رام کند و دختری که سخت درگیر حوادث روزگار است و سوداهای دیگری در سر دارد. سرگردانی، ویژگی مشترک هر سه رمان است. تردیدها، ترسها و بلندپروازیهای کسرا در همهی داستانها و از جمله کلهی اسب پررنگ هستند. «کلهی اسب» رمانی خواندنی از نویسندهای باتجربه و حرفهای است و انتخابی مناسب برای علاقمندان به رمانهای ایرانی.
درباره جعفر مدرس صادقی
جعفر مدرس صادقی (متولد ۱۳۳۳ در اصفهان)، نویسنده، مترجم و ویراستار ایرانی است.