قطار یتیمان

Orphan Train

  • قیمت : ۱۳,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب قطار یتیمان اثر کریستینا بیکر کلاین

مالی آیر که نزدیک هجده سالگی است، می داند که تنها یک فرصت برایش باقی مانده است. سازمان حمایت از کودکان تنها تا چند ماه دیگر از مالی حمایت خواهد کرد؛ با رسیدن به سن قانونی، او خانه ی پرورشگاهی اش را نیز از دست خواهد داد. شغلی مربوط به خدمات اجتماعی و نگهداری و کمک به پیرزنی مسن، تنها راه فرار مالی از یک زندگی آکنده از فقر و خلاف های کوچک و بزرگ به حساب می آید. ویوین دلی، پیرزنی است که زندگی آرامی در کنار ساحل مین داشته است. اما در اتاق زیرشیروانی خانه ی او، نشانه ها و بقایای گذشته ای پرتلاطم در صندوق هایی پنهان شده است. مالی همزمان با کمک کردن به ویوین در مواجهه با خاطراتش، درمی یابد که او و ویوین، آن طور هم که به نظر می رسد، متفاوت و ناهمگون نیستند. قطار یتیمان، رمانی پرجزئیات و تأثیرگذار است که به موضوعاتی چون تحمل مشکلات، دوستی های غیرمنتظره و رازهای سر به مهر انسان ها می پردازد.

کتاب قطار یتیمان


ویژگی های کتاب قطار یتیمان

جزو لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز

مشخصات کتاب قطار یتیمان
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-964-174-178-7
تعداد صفحه :312
سال انتشار شمسی :1395
سال انتشار میلادی :2013
سری چاپ :1
نکوداشت های کتاب قطار یتیمان
This superbly composed novel tells two parallel stories of suffering and perseverance.
این رمان فوق العاده خوش ساخت، دو داستان موازی درباره ی رنج و استقامت را روایت می کند.
Romantic Times

The intertwined stories in this novel will surely please those looking for a compelling new read.
داستان های در هم تنیده شده در این رمان، بدون شک کسانی که به دنبال داستانی جدید و هیجان انگیز هستند را راضی خواهد کرد.
Cleveland Plain Dealer

This is a warm, satisfying, and inspirational story.
داستانی پرحرارت، راضی کننده و الهام بخش.
New Maine Times

بخش هایی از کتاب قطار یتیمان (لذت متن)
من یک زن نودویک ساله هستم و تقریبا تمام کسانی که زمانی در زندگیم وجود داشته‎اند، اکنون تبدیل به روح شده‎اند. در بعضی مواقع، این ارواح برای من واقعی‎تر از مردمان زنده بوده‎اند و حتی واقعی‎تر از خدا. آنان سکوت را با سنگینی و نفوذشان پر می‎کنند. گرم و فشرده، درست مانند خمیری که در زیر یک دستمال پارچه‎ای پف می‎کند و بالا می‎آید. مادربزرگم، با چشمان مهربان و صورت پودرزده‎اش. دخترم، متین و خندان. مادرم، در حال آواز خواندن. در میان جمع ارواح، تلخی، الکل و افسردگی از من دور می‎شوند، و این آنان هستند که مرا دلداری داده و از من حمایت می‎کنند، کاری که در طول زندگی‎شان هرگز انجام ندادند.

من به این نتیجه رسیده‎ام که بهشت مکانی در حافظه‎های ماست که بهترین کسانمان در آن زندگی می‎کنند.

احساس می کنم تمام زندگی ام، اتفاقی بوده است. لحظاتی تصادفی از انفصال و اتصال. این، اولین لحظه ای است که حس می کنم سرنوشتی دارم.