معرفی کتاب ترکیب بازی درمانی با رفتار درمانی شناختی
در کتاب «ترکیب بازیدرمانی با رفتاردرمانی شناختی» به ویراستاری آتنا دروز با مجموعهای از تجربههای بالینی روبهرو هستیم که تلاش میکنند شکاف میان نظریه و اتاق درمان را پر کنند. فضای کتاب از همان ابتدا روی یک مسئله مهم متمرکز میشود: کودک مثل بزرگسال حرف نمیزند، تحلیل نمیکند و احساساتش را هم در قالب جملههای مرتب توضیح نمیدهد. دنیای کودک بیشتر از جنس تصویر، حرکت، نقشبازی، خیالپردازی و واکنشهای غیرمستقیم است. همین نکته باعث میشود بسیاری از تکنیکهای کلاسیک CBT یا رفتاردرمانی شناختی، اگر بدون تغییر وارد درمان کودک شوند، حالتی مکانیکی و حتی ناکارآمد پیدا کنند. دروز و نویسندگان فصلهای مختلف کتاب دقیقا روی همین نقطه دست میگذارند؛ اینکه درمان شناختی زمانی برای کودک معنا پیدا میکند که به زبان خودش ترجمه شود که آن زبان هم اغلب «بازی» است. به همین دلیل کتاب مدام میان دو قطب حرکت میکند: از یک طرف ساختار منظم CBT با هدفگذاری، اصلاح افکار ناکارآمد و آموزش مهارتهای مقابلهای و از طرف دیگر فضای آزاد و نمادین بازیدرمانی که کودک در آن بدون بازجویی روانشناختی، خودش را آشکار میکند. ترکیب این دو رویکرد مهمترین ایده کتاب است؛ ایدهای که در سالهای بعد تبدیل به یکی از جریانهای جدی در رواندرمانی کودک شد. نویسنده صرفا درباره نظریه حرف نمیزند؛ مدام وارد جزئیات جلسات درمانی میشود، برای مثال وقتی درباره اضطراب کودکان صحبت میکند، بحث فقط محدود به تعریف اختلال یا نشانههای DSM نیست و نشان میدهد درمانگر چگونه میتواند از عروسک، نقاشی، شنبازی، داستانسازی یا حتی بازیهای رومیزی برای شناسایی افکار فاجعهساز کودک استفاده کند. کودک ممکن است هرگز مستقیم نگوید «من از ترک شدن میترسم»، اما همان ترس را در داستان یک عروسک رهاشده یا شخصیت خیالی بازسازی کند. این همان جایی است که بازی در کتاب نقش ابزار تشخیصی و درمانی پیدا میکند، نه صرفا وسیلهای برای سرگرم کردن کودک. در فصلهای مربوط به PTSD و تروما، این مسئله پررنگتر میشود. کتاب توضیح میدهد کودکانی که تجربه سوءاستفاده، خشونت خانگی یا فقدان را پشت سر گذاشتهاند، معمولا نمیتوانند روایت منسجمی از تجربه خود ارائه دهند؛ بنابراین بازسازی شناختی در CBT باید از مسیر تجربههای نمادین عبور کند. حتی تکنیکهایی مثل مواجهه تدریجی، کنترل خشم یا تنظیم هیجان هم در این کتاب با شکلهای خلاقانه بازتعریف میشوند. گاهی یک بازی ساده با لگو یا ایفای نقش، همان کاری را میکند که در درمان بزرگسالان یک گفتوگوی طولانی شناختی انجام میدهد. یکی از لایههای مهم کتاب که شاید در خلاصههای معمولی کمتر دیده شود، تلاش آن برای آشتی دادن دو اردوگاه فکری در رواندرمانی است. سالها میان درمانگران بازیمحور و درمانگران شناختی نوعی فاصله وجود داشت؛ گروهی معتقد بودند CBT بیش از حد ساختاری، خشک و وابسته به زبان است و برای کودکان عمق عاطفی کافی ندارد. در مقابل بعضی از درمانگران شناختی، بازیدرمانی را فاقد چارچوب علمی دقیق میدانستند. «ترکیب بازیدرمانی با رفتاردرمانی شناختی» عملا وارد همین مناقشه میشود و سعی میکند نشان دهد این دو رویکرد الزاما در تضاد نیستند. کتاب بارها روی مفهوم درمان مبتنی بر شواهد تأکید میکند، اما در عین حال از انعطاف درمانی هم دفاع میکند، یعنی درمانگر نباید صرفا مجری پروتکل باشد. کودک واقعی، بافت خانوادگی واقعی و شرایط هیجانی واقعی، همیشه پیچیدهتر از فرمولهای از پیش تعیینشدهاند. بسیاری از کودکانی که در این کتاب توصیف میشوند، اساسا توان نامگذاری احساسات خود را ندارند، آنها خشم، اضطراب، ترس یا شرم را زندگی میکنند، اما نمیتوانند توضیحش دهند. در چنین وضعیتی، بازی به یک فضای انتقالی تبدیل میشود؛ جایی میان خیال و واقعیت که کودک در آن احساس امنیت بیشتری میکند. شاید مهمترین نکته کتاب همین باشد: درمان کودک زمانی موثر میشود که درمانگر از جهان بزرگسالانه خودش فاصله بگیرد و وارد منطق ذهن کودک شود.
درباره آتنا دروز
آتنا دروز (ATHENA A. DREWES)، مدیر آموزش بالینی و کارآموزی APA در The Astor Home for Children ، یک آژانس غیرانتفاعی چند منظوره بهداشت روانی در نیویورک است. او بازیساز و سرپرست ثبت شده و مدیر قبلی انجمن بازی درمانی است.
دسته بندی های کتاب ترکیب بازی درمانی با رفتار درمانی شناختی