کتاب عیار تنها

Only Content

مشخصات کتاب عیار تنها
شابک : 9782000372073
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 102
سال انتشار شمسی : 1389
سال انتشار میلادی : 1985
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 4
زودترین زمان ارسال : ---

معرفی کتاب عیار تنها اثر بهرام بیضایی

پیرمردی که سپس تر می دانیم عیّارنامه می نویسد در ویرانه ای در حال چال کردن گنجش عیّار تنها را زخمی می یابد؛ و چون از بیم مرگ به دست وی رهایی می یابد، به خانه اش می برد و زخمش را می بندد. عیّار از جنگ مغول جان به در برده و هراسان است. او به دختر پیرمرد طمع کرده و تجاوز می کند و گنج پیرمرد را که جهاز دختر است می رباید و با اسب دختر می رود. ولی دختر هم که نمی تواند در خانه بماند از پی او روانه می شود. اندکی بعدْ سپاه مغول می رسد و خانمان پیرمرد را می سوزد و کسی را - چه پیرمرد و چه نامزد دختر و کس و کارش - زنده نمی گذارد. عیّار و دختر می روند و ماجراها از سر می گذرانند تا در ویرانه ای که به تاراج مغول رفته کودک خردی زنده می یابند و با خود می برند. در راه کاروان سلطان را می بینند که به سویی می رود و سلطان را از مهلکه دور می کند. عیّار و دختر از هر آبادی و شهر که می گذرند آگاهی می پراکنند که سپاه مغول در راه است و شهرها یکی پس از دیگری سقوط کرده و چاره ای باید ساخت. عیّار در خلوت از صالح مروی می گوید که اگر زنده بود، کارها از دست نمی شد؛ ولی در میخانهٔ شهری صالح را می بیند که زنده است، ولی مست و نومید دل از همه چیز بریده و مگر شکست را مهیّا نیست. عیّار و دختر می روند، و از شهرها می گذرند که از پی ایشان به دست مغول می افتد و مردمان می بینند که تا از ایشان می گذرند به تیغ مغول جان می سپارند و رویدادها بر ایشان می رود تا به کنارهٔ رودی می رسند که پلی چوبی دارد و کوچندگانی مانند ایشان از آن در گذرند که از مغول می گریزند. دختر و عیّار و کودک که تازه پا گرفته دمی شاد می شوند و می آسایند، از این امید می گویند که چون از پل بگذرند مغول در پی به دیگر سو نخواهد آمد و امن و آرامی خواهند یافت، خانه ای خواهند ساخت و کشت و کاری خواهند کرد و کودکشان را بزرگ خواهند کرد. ولی دلخوشی نمی پاید و صدای سم اسبان مغول می آید. عیّار دختر و کودک را بر اسب می نشاند و اسب را می رماند تا از پل گذشته و به تاخت دورشان کند. خود می ماند، در علفزار و پل آتش می افکند و مغول ها را می تاراند و بسیاری از ایشان را می کشد و خسته و زخمی بر کنارهٔ رود می افتد و می بیند که پل سوخته را آب می برد. اندکی سپس تر سیاهی سپاه بزرگ مغولان بر بالای درّه پدیدار می شود. عیّار تنها به پا می ایستد و شمشیر می گیرد و انبوهی بی شمار از سواران مغول به او یورش می برند.

کتاب عیار تنها

بهرام بیضایی
بهرام بیضایی (زادهٔ ۵ دی ۱۳۱۷) نویسنده و کارگردانِ ایرانیِ فیلم و نمایش است. از کارهای دیگرش می‌شود تدوین فیلم، تهیهٔ فیلم، مقاله‌نویسی، ترجمهٔ یکی دو نمایشنامه، نگارش یکی دو داستان و چند شعر و انبوهی پژوهش تاریخی و استادی در دانشگاه را برشمرد. بیضایی از فیلم‌سازانِ صاحب‌سبک و معتبر و از نویسندگان و اندیشمندان برجستهٔ نمایش و ادبیات نوین فارسی به‌شمار می‌رود. بعضی از نمایشنامه‌هایش به انگلیسی و فرانسوی و آلمانی و عربی و زبان‌های دیگری درآمده و در آسیا و...