کتاب دکتر اسلیپ

Doctor Sleep

مشخصات کتاب دکتر اسلیپ
مترجم :
شابک : 978-964-174-167-1
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 832
سال انتشار شمسی : 1393
سال انتشار میلادی : 2013
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 2 مهر

جزو لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز

معرفی کتاب دکتر اسلیپ اثر استیون کینگ

ارواح ساکن در هتل اورلوک همچنان دست از سر دن برنداشته اند و او دهه هاست که می خواهد از شر ناامیدی، اعتیاد و خشونتی که از پدرش به ارث برده، خلاص شود. او سرانجام به شهری در نیوهمپشایر می رود، به انجمن الکلی های بی نام و نشان می پیوندد و شغلی در خانه ی سالمندان پیدا می کند؛ دن در این آسایشگاه، از باقی مانده ی قدرت «درخشش» خود استفاده می کند تا لحظات نهاییِ آرامی را برای افراد در حال مرگ بسازد. روزی دن با دختری به نام آبرا استون ملاقات می کند. آبرا صاحب قویترین درخششی است که تا به حال دیده شده و همین قدرت اوست که دن را به میانه ی نبردی برای نجات روح و جسم آبرا می کشاند. رمان دکتر اسلیپ، نبردی بزرگ میان نیروهای خیر و شر را به تصویر می کشد و بدون شک، طرفداران پرتعداد و دوآتشه ی رمان و فیلم «درخشش» را به وجد می آورد.

کتاب دکتر اسلیپ

استیون کینگ
استیون ادوین کینگ که به اختصار با نام استیون کینگ میان مردم شناخته می شود، نویسنده ی رمان و داستان های کوتاه است که در ۲۱ سپتامبر ۱۹۴۷ در ایالات پورتلند در آمریکا به دنیا آمد. استیون یکی از برترین نویسنده های قرن حاضر محسوب می شود. اغلب آثار کینگ در ژانر وحشت بوده و می توان گفت که او برترین نویسنده ی ژانر وحشت در حال حاضر به شمار می آید.کینگ در سال ۱۹۷۰ از دانشگاه شهر مین (مکان تولدش) فارغ التحصیل شد و از آن زمان به بعد شروع به نوشتن داستان نمود. ۴ سال بعد کینگ موفق به انتشار اولین رمان خود ب...
نکوداشت های کتاب دکتر اسلیپ
Doctor Sleep has all the virtues of King's best work.
دکتر اسلیپ، تمام ویژگی های بهترین اثر کینگ را دارد.
New York Times Book Review New York Times Book Review

A gripping, taut read and a satisfying conclusion to Danny Torrance’s story.
داستانی گیرا و موجز، و پایانی رضایت بخش بر داستان دنی تورانس.
Publishers Weekly Publishers Weekly

Satisfying at every level.
از هر نظر رضایت بخش.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

قسمت هایی از کتاب دکتر اسلیپ (لذت متن)
زمانی پیش آمد که متوجه می شدی که ادامه ی مسیر، بی معنی است و فقط خودت را هرجا که می رفتی، دنبال خودت می کشیدی.

درخشش. اسم خوب و آرامش بخشی بود، چون او همیشه در ذهنش، آن را نیرویی تاریک می دانست.

تمام دنیا، هتل اورلوک بود؛ جایی که مهمانی هیچ وقت تمام نشد؛ جایی که مردگان برای همیشه در آن زنده بودند.