کتاب انتقام بخشش

The Revenge of Forgiveness
کد کتاب : 6074
مترجم :
شابک : 9786003263444
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 272
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 2017
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 15 تیر

خواهران باربارن
La vengeance du pardon
کد کتاب : 5906
مترجم :
شابک : 9786008066781
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 287
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2017
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 3
زودترین زمان ارسال : 15 تیر

معرفی کتاب انتقام بخشش اثر اریک امانوئل اشمیت

دو کودک دوقلو، لیلی و موزت در یک دهکده کوچک متولد می شوند. آنها از نظر جسمی ، یکسان هستند و از نظر روانشناختی .در زمان تولد چهار سالگی به آنها هدایای مختلفی ارائه می شود. از آن پس به بعد ، همه چیز تغییر می کند: موزت احساس خستگی می کند. حسود و خود را قربانی می داند . هر کاری انجام می دهد تا برتر باشد ، حتی اگر این کار ناعادلانه و حیله گرانه باشد. برعکس ، لیلی قلب مهربانی دارد . دارای هوشمندی است که او را قادر می سازد کارهای زیبایی را انجام دهد و با مردی جذاب روبرو شود . کم کم ماجراهای مشکوکی اتفاق می افتد. موزت معتقد است که تمام بدبختی هایش از خواهرش گرفته شده است و همچنان او را تحت الشعاع قرار می دهد. لیلی هنوز هم از خواهر محبوبش عذرخواهی می کند. هرچه خواهر کوچکتر خود را ببخشد ، دومی بیشتر از او متنفر است. احساسات بدتر می شوند...

رمان انتقام بخشش اثر امانوئل اشمیت داستانی پر پیچ و تاب است که دنبال این دو خواهر از بدو تولد تا پیری است.

کتاب انتقام بخشش

اریک امانوئل اشمیت
اریک امانوئل اشمیت، زاده ی 28 مارس 1960، نویسنده، نمایشنامه نویس و فیلسوف فرانسوی است. آثار اشمیت تا به حال به 43 زبان منتشر شده و نمایشنامه هایش نیز در بیش از 50 کشور روی صحنه رفته است. او مدرک دکتری خود در فلسفه را در سال 1987 از دانشگاه سوربون دریافت نمود. اشمیت از سال 2002 تاکنون در بروکسل زندگی می کند و در سال 2008، شهروند بلژیک شده است.
قسمت هایی از کتاب انتقام بخشش (لذت متن)
-سام واقعی با یه هیولا یا ببر متفاوته. سام واقعی یه پسره که می تونست مادر داشتن رو دوست داشته باشه. شناختن مادرش رو. دوست داشتن مادرش رو دوست داشته باشه. سام واقعی یه نوجوانه که از مادر ورتلا طلب محبت می کرد. سام واقعی یه مرد مهربون و حساسه که یه حیوون وحشی رو به عنوان الگو برای محافظت از خودش ساخته. تو همه این کارها رو کردی واسه رنج نبردن. سام. ولی بهتر بود که رنج می بردی. لب های سام می لرزیدند. -چندین مرتبه، تو خواستی به انسانیت پشت کنی، سام، واسه اینکه تو اون جا، جای خودت رو پیدا نمی کردی. واسه اینکه خیال می کردی که اون تو رو نمی خواد. تو صبر نداشتی سام. این طوری می شه. تقصیر تو به این برمی گرده. تو اعتماد نداشتی سام. این به تو تعلق نداره. برگرد به این لحظات. برگرد به این تصمیم هایی که عجولانه گرفتی: دیگه اعتماد نکردن به عشق زنها و منتظر رضایت دخترها نشدن و از ببر تقلید کردن. بعد برگرد به قبل از اون لحظات: به معصومیت ات و شکنندگی ات و خلوص ات. تو اونجا یه سام کاملا متفاوت رو پیدا می کنی. کسی که طور دیگه ای تصمیم گرفته. کسی که پانزده زن رو نکشته. کسی که تو ندامتگاه نپوسیده.

همیشه بهم گفتی که هیتلر، هذیان نژادپرستی و ایدئولوژی فاشیستی اش رو تایید نمی کنی. همیشه بهم گفتی که از یهودستیزی تنفر داشتی، با کینه نسبت به کمونیستم مخالف بودی و خودت رو عضو نژاد برتر نمی دونستی. همیشه بهم گفتی که از سر اجبار نبرد کرده بودی نه به خاطر باورت، چون تو به ملتی که در جنگ بود تعلق داشتی. درسته. بهم اطمینان داده بودی که همیشه به عنوان یه آلمانی جنگیدی نه به عنوان نازی! دقیقا. و حالا می بینم که عضو یه گروه نئونازی هستی! امروز! شصت سال بعد، هنوز با این کثافت ها دم خوری؟