کتاب خاطرات محافظ شخصی هیتلر

Hitler's Last Witness
با پیشوا تا ابد
  • 15 % تخفیف
    269,000 | 228,650 تومان
  • موجود
  • انتشارات: ترنگ ترنگ
    نویسنده:
کد کتاب : 61200
مترجم :
شابک : 978-6227741186
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 344
سال انتشار شمسی : 1401
سال انتشار میلادی : 2006
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 12 خرداد

معرفی کتاب خاطرات محافظ شخصی هیتلر اثر روخوس میش

در 30 آوریل 1945، زمانی که هیتلر تصمیم گرفت جان خود را بگیرد، جهان تغییر کرد. اکثر مردم این را می‌دانند و کتاب های زیادی در مورد آن نوشته شده است. اما کتاب "خاطرات محافظ شخصی هیتلر" با عنوان فرعی "با پیشوا تا ابد" به قلم "روخوس میش"، کپی دیگری از آن رویداد نیست. این اثر نه پرتره‌ای از یک مرد صاحب قدرت است و نه داستان کسی که به خاطر شناخت یک فرد صاحب قدرت، مشهور شده است. این قصه‌ی یک مرد معمولی است که از دریچه‌ی نگاه خودش نقل می‎‎شود و حاوی گفته‌هایی است که برای هرکسی که به تاریخ جنگ، کند و کاو تفکر نازی‌ها یا هیتلر علاقه مند است، هم دلهره آور و هم هیجان انگیز به نظر می‌رسد.
"روخوس میش" نازی نبود و هرگز به این جنبش نپیوست. او مردی بود که از طریق سرنوشت و در نتیجه یک جراحت وحشتناک به همکاری نزدیک با هیتلر فرستاده شد. "خاطرات محافظ شخصی هیتلر" داستان اوست. برخی از وقایعی که او بازگو کرده شگفت‌انگیز است و برخی از آنها آشنا و ملموس به نظر می‌رسد. به اعتراف خودش، هیتلر "رئیس" بود و او را صرفا یک مرد معمولی می‌دانست که برایش کار می‌کرد. در طول کتاب "روخوس میش" چندین بار اشاره می‌کند که او برای این سمت صرفا به این دلیل انتخاب شده که مشکلی ایجاد نکرده است.
این کتاب نگاهی است به زندگی افرادی که عموما با سوء برداشت مواجه شده‌اند و زندگی نزدیکترین مردان به هیتلر را نشان ‌می‌دهد. جنبه‌های خصوصی‌تری از زندگی مردی که بسیاری او را همچون شیطان، پلید و بدذات می‌دانند، در این کتاب آشکار شده است و آن را به روایتی بسیار قابل تامل تبدیل کرده است.

کتاب خاطرات محافظ شخصی هیتلر

روخوس میش
روخوس میش (Rochus Misch)، زاده ۲۹ ژوئیه ۱۹۱۷، افسر پیشین اس اس آلمان نازی و محافظ، پیک و تلفنچی هیتلر بود. وی در روستایی که امروز در لهستان قرار دارد، به دنیا آمد. در بچگی یتیم شد و با پدر بزرگ و مادربزرگش بزرگ شد. پیش از آن که در سن ۲۰ سالگی به نیروهای اس اس (گروه نظامی حزب نازی) بپیوندد، نقاش ساختمان بود. وی برای پنج سال جزء حلقه درونی و از افراد مورد اطمینان پیشوای آلمان نازی به شمار می‌رفت. او همیشه با افتخار از خدمات خود به «پیشوا» یاد می‌کرده است. او هیتلر را مردی ...
نکوداشت های کتاب خاطرات محافظ شخصی هیتلر
The memoirs of Hitler’s bodyguard and unquestioning servant who was one of the last people to see him alive.
خاطرات محافظ و خدمتکار بی چون و چرای هیتلر که یکی از آخرین افرادی بود که او را زنده دید.
Times Times

an illuminating insight into Adolph Hitler’s last days in the claustrophobic underground Berlin Bunker where the Third Reich came to an end.
بینشی روشنگر از آخرین روزهای آدولف هیتلر در پناهگاه زیرزمینی برلین که در آن دوران رایش سوم به پایان رسید.
Spectrum

قسمت هایی از کتاب خاطرات محافظ شخصی هیتلر (لذت متن)
بعد از برادر بزرگ ترم برونو ، دومین پسر روخوس و ویکتوریا میش بودم. اگر آرزوی اعطای نامش به فرزندانش را داشت قطعا آن را به پسر اولش می داد. با وجود این مادرم می خواست که من نام همسر فوت شده اش را داشته باشم . پدرم معمار بود و مادرم در حمل ونقل عمومی برلین کار می کرد . برونو موقعی به دنیا آمد که والدینم در هندل پلاتس ، اشتگلیتس برلین زندگی می کردند ؛ اما کمی بعد از آن، هنگام شروع جنگ جهانی اول به آلت شالکوویتس نزدیک اگن در سیلزیای شمالی نقل مکان کردند . والدین مادرم در آنجا زندگی می کردند. از آنجایی که پدرم را فورا به جبهه فرستادند ، گمان می کنم مادرم نمی خواست در دوران جنگ به تنهایی در برلین زندگی کند. در جولای سال ۱۹۱۷ مادرم من را باردار بود . پدرم در بیمارستان صحرایی اپن بود . از جبهه با آسبب شدیدی برگشته بود ، به ریه هایش شلیک شده و انگشتان شستش را از دست داده بود . کمی قبل از به دنیا آمدانم ، به او اجازه مرخصی از بیمارستان را دادند. به خانه رفت ؛ جایی که همه در آنجا منتظر تولدم بودند . یک شب ، ناگهان پدرم دچار خونریزی شد و صبح روز بعد از دنیا رفت. ماموران کفن و دفن برای بردن جسد آمدند و مادرم در حین بردن تابوت گریه می کرد و فریاد می زد. قابله که از قبل در خانه بود مات و مبهوت شد. دو ساعت بعد در ۲۹ جولای ۱۹۱۷ به دنیا آمدم .