کتاب پانزده سگ Fifteen Dogs


  • قیمت : ۱۸,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب پانزده سگ اثر آندره الکسیس

مینا دامغانیان مینا دامغانیان

یک شرط بندی بین دو تن از خدایان یونانی با نام های هرمس و آپولو، به بخشیدن ذهن و زبان بشر به چند سگ که در حال سپری کردن شب در یک کلینیک دامپزشکی در تورنتو هستند، منجر می شود. این گروه سگ ها، که به یک باره قادر به اندیشیدن به افکاری بسیار پیچیده تر شده اند، به دو گروه با نظراتی متضاد تبدیل می شوند: گروهی به مقاومت در برابر شیوه های جدید تفکر برمی خیزد و همان شیوه های قدیمی سگی را ترجیح می دهد؛ و گروه دیگر که با آغوش باز به استقبال تغییرات می رود. خدایان از بالا تماشاگر قدم گذاشتن این سگ ها به دنیایی ناآشنا هستند و ایجاد تفرقه به دلیل به وجود آمدن عقاید و احساسات متفاوت بین این موجودات را نظاره می کنند. هر کدام از سگ ها سرنوشت متفاوتی پیدا می کند: ویلی بنجی از خانه ای به خانه ی دیگر می رود، شازده به شعر و شاعری روی می آورد و مجنون، رابطه اش با زوجی مهربان را از یاد برده و باعث عوض شدن مسیر زندگی شان می شود. رمان آندره الکسیس، نگاهی هیجان انگیز و تأثیرگذار بر خوبی ها و بدی های فهم و خودآگاهی انسان ارائه می کند. رمان پانزده سگ که به جای خود، هم آرامش بخش و فریبنده است و هم ویران کننده و نامتعارف، نشان دهنده ی این است که می توان در ژانری قدیمی، خلاقیت و نوآوری های بکری وارد کرد.

خرید و معرفی کتاب خواندنی پانزده سگ



انتشارات: نفیرنفیر
مترجم: سید میثم فدایی
مشخصات کتاب پانزده سگ
قطع :رقعی
شابک :978-600-96416-0-4
وزن :270
تعداد صفحه :228
سال انتشار شمسی :1395
سال انتشار میلادی :2015
سری چاپ :1

ویژگی ها کتاب پانزده سگ

برنده جایزه گیلر سال 2015

نکوداشت های کتاب پانزده سگ
A clever exploration of our essence, communication, and how our societies are organized.
کاوشی هوشمندانه در ذات، ارتباطات و چگونی تشکیل جوامع مان.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

A lovely, smart, exuberant fantasy.
یک داستان فانتزی دوست داشتنی، هوشمندانه و هیجان انگیز.
Guardian Guardian

Truly a privilege to read.
خواندن [این کتاب] یک مزیت است.
Wordfest Reviews

بخش هایی از کتاب پانزده سگ (لذت متن)
هرمس گفت: دارم فکر می کنم چی می شد اگه حیوان ها، هوش آدم ها رو داشتن؟ آپولو جواب داد: و من فکر می کنم که آیا اون موقع، اون ها هم به ناراحتی آدم ها بودن؟ بعضی از آدم ها ناراحتند. بعضی هاشون هم نیستن. هوش براشون نعمت پر زحمتی بود. آپولو گفت: حاضرم سر یک سال بندگی شرط ببندم که اگر حیوان ها اصلا هر حیوانی که انتخاب کنی هوش آدم ها رو داشته باشند، حتی از آن ها هم ناراحت تر می شوند.

بیشتر سگ ها در سکون نشستند، شکی نبود که درگیر درک منظور شازده بودند. ولی این همه مکس زیاده از حد بود. موضوع فقط این نبود که شازده داشت زبان واضح و شریف شان را پیچ می داد، مسأله این بود که شازده ورای سگ بودن رفته بود. هیچ سگ واقعی ای نمی توانست چنین مهملاتی را به زبان بیاورد. شازده لیاقت این را نداشت که یکی از آن ها باشد.

در دفاع از طبیعت راستین شان ، کسی باید کاری می کرد. مکس می توانست حس کند که احساس فریک و فرک هم مثل خودش است، اما می خواست اولین کسی باشد که شازده را گاز می گیرد و بر او مسلط می شود یا او را وادار به تبعید می کند. بدون اینکه خرخر قابل توجهی کند ، رو به او چرخید. شازده کاملا در تیررسش بود.