پی پی جوراب بلند

Pippi Longstocking

  • قیمت : ۲۲,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب پی پی جوراب بلند اثر آسترید لیندگرن

کتاب پی پی جوراب بلند، رمانی برای کودکان است که در سال 1945 به نویسندگی آسترید لیندگرن انتشار یافت. این رمان جذاب، داستان دوست داشتنی دختری شجاع و ماجراجویی های بامزه اش را روایت می کند. تامی و خواهرش آنیکا، همسایه ی جدیدی دارند که نامش، پی پی جوراب بلند است. او، موهای بلند و قرمز عجیبی دارد، اسبی دارد که در حیاط خانه اش زندگی می کند و هرجا چیزهایی عجیب و ناشناخته وجود داشته باشد، سریعاً سر و کله ای او پیدا می شود. رمان پی پی جوراب بلند، داستانی بسیار هیجان انگیز و سرگرم کننده برای بچه ها تدارک دیده و آن ها را با خود به دل ماجراهای شگفت انگیز دنیای کتاب می برد.

کتاب پی پی جوراب بلند


ویژگی ها کتاب پی پی جوراب بلند

جزو لیست کتاب هایی که به بیشترین زبان های دنیا ترجمه شده اند

فیلم هایی بر اساس این کتاب در سال های مختلف ساخته شده است.

مشخصات کتاب پی پی جوراب بلند
نوع جلد :گالینگور
قطع :رقعی
شابک :978-964-417-646-3
تعداد صفحه :104
سال انتشار شمسی :1395
سال انتشار میلادی :1945
سری چاپ :7
نکوداشت های کتاب پی پی جوراب بلند
A rollicking story.
اثری بسیار سرگرم کننده.
Horn Book Horn Book

It's a feat of considerable creativity.
شاهکاری با خلاقیت چشمگیر.
Children's Literature

A fresh delicious fantasy that children will love.
داستان فانتزی بامزه و بدیعی که کودکان، عاشقش خواهند شد.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

بخش هایی از کتاب پی پی جوراب بلند (لذت متن)
آنیکا مشتاقانه پرسید: تو اینجا تنها زندگی می کنی؟ پی پی جواب داد: معلومه که نه! اسب و آقای نیلسون هم با من زندگی می کنن. -آره اما منظور من اینه که تو پدر و مادر نداری؟ پی پی با خوشحالی گفت: نه، ابدا. آنیکا پرسید: اما وقتی موقع خواب می شه، کی به تو می گه به رختخواب بری یا کارهای دیگه شبیه به این رو کی برات انجام می ده؟ پی پی گفت: خودم به خودم می گم. اول خیلی دوستانه، بعد اگر هنوز تصمیم نگرفته بودم بخوابم، دوباره با عصبانیت می گم و اگر باز هم گوش نکردم منتظر یک اردنگی می شم. فهمیدی؟

پی پی با یک آب پاش سوراخ و کهنه و زنگ زده مشغول آب دادن گل های باغچه بود. از آنجا که آن روز باران می بارید، تامی به پی پی گفت به نظر نمی آید آب دادن به گل ها ضروری باشد. پی پی هم گفت: آره، اما این چیزیه که تو می گی ولی من تمام شب تو فکر بودم که صبح بیدار بشم و گل ها را آب بدم. حالا نمی ذارم این یک ذره بارون جلوم رو بگیره.

پی پی با اطمینان به او گفت: «اما لباس های خواب که خطرناک نیستند. آن ها هیچکس را گاز نمی گیرند مگر این که بخواهند از خودشان دفاع کنند.