کتاب زندگی نامه خودنوشت جرج دبلیو بوش

Decision Points

  • قیمت : ۳۸,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : ناموجود
انتشارات: قطرهقطره
مترجم: عباس کمال زاده علیرضا جباری (آذرنگ) علیرضا جباری (آذرنگ)

معرفی کتاب زندگی نامه خودنوشت جرج دبلیو بوش اثر جرج دبلیو بوش

کتاب زندگی نامه خودنوشت جرج دبلیو بوش، تشریحی جذاب و صادقانه از دوران ریاست جمهوری و زندگی شخصی چهل و سومین رئیس جمهور آمریکا است. جرج دبلیو بوش در دوره ای بسیار مهم و سرنوشت ساز، ریاست جمهوری ایالات متحده ی آمریکا را به عهده داشت. تصمیماتی که او در طول این سال ها گرفت، تأثیر قابل توجهی بر زندگی مردم سراسر دنیا و شرایط زمانه گذاشت. کتاب پیش رو، مخاطب را با خود به لحظات حساسی چون شب برگزاری انتخابات در سال 2000، ساعات بعد از حمله به برج های تجارت جهانی در یازده سپتامبر 2001، دقایقی قبل از آغاز جنگ در عراق و پشت صحنه ی بسیاری از تصمیم های سرنوشت ساز در کاخ سفید می برد.

خرید و معرفی کتاب خواندنی زندگی نامه خودنوشت جرج دبلیو بوش


ویژگی ها کتاب زندگی نامه خودنوشت جرج دبلیو بوش

جزو لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز

مشخصات کتاب زندگی نامه خودنوشت جرج دبلیو بوش
قطع :رقعی
نوع جلد :سلفونی
شابک :978-600-119-688-1
تعداد صفحه :814
سال انتشار شمسی :1392
سال انتشار میلادی :2010
سری چاپ :1
نکوداشت های کتاب زندگی نامه خودنوشت جرج دبلیو بوش
It will captivate supporters and surprise critics.
این اثر، حامیان بوش را به وجد خواهد آورد و منتقدین او را شگفت زده خواهد کرد.
Goodreads

Honest, surprisingly engaging.
صادقانه و به شکل غافل گیرکننده ای جذاب.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

Readable and flat.
خواندنی و روان.
Washington Post Washington Post

بخش هایی از کتاب زندگی نامه خودنوشت جرج دبلیو بوش (لذت متن)
در سال پایانی دوره ی ریاست جمهوریم به طور جدی به نوشتن خاطراتم فکر می کردم. بنا به پیشنهاد کارل رو با بسیاری از تاریخ نگاران ناماور دیدار کردم؛ کسانی که به من می گفتند ملزم به نوشتن خاطراتم هستم. آن ها فکر می کردند که ثبت دیدگاه های من درباره ی دوره ی ریاست جمهوری از زبان خودم اهمیت دارد.

نزدیک هفت دقیقه پس از ورود اندی به کلاس، به اتاق محل توقف موقت بازگشتم که شخصی تلویزیونی را به آنجا حمل کرده بود. من با وحشت صحنه برخورد دومین هواپیما را به برج جنوبی را که با حرکت آهسته نشان داده می شد، تماشا کردم. گوی آتشین و فوران عظیم دود شدیدتر از آن بود که تصور کرده بودم. کشور وحشت زده بود و لازم بود بی درگ از تلویزیون سخنی بگویم. بیانیه ام را سردستی با دست نوشتم. من می خواستم به مردم آمریکا اطمینان دهم که دولت واکنش نشان خواهد داد و کسانی که دست به این جنایت زده اند، به دست عدالت خواهد سپرد. سپس می خواستم هرچه سریع تر به واشنگتن باز گردم.

سازمان پلیس مخفی می خواست مرا هرچه زودتر به هواپیمای مخصوص ریاست جمهوری برساند. همینکه کاروان اتومبیل ها به خیابان 41 فلوریدا سرازیر شد، با تلفن ایمن داخل لیموزین با کاندی تماس گرفتم. او به من گفت که هواپیمای سومی هم سقوط کرده است. این یکی در پنتاگون سقوط کرده بود. به صندلی ام تکیه دادم و غرق اندیشه درباره سخنان او شدم. فکرم را به کار انداختم: برخورد اولین هواپیما ممکن است حادثه بوده باشد؛ اما برخورد دومی بطور مسلم حمله بوده، و سقوط سومی اعلام جنگ بوده است.