کتاب «تفکر استراتژیک؛ مفهوم، عناصر و مدلها» نوشته عباس منوریان، اثری در حوزه مدیریت مدرن است که به یکی از مهمترین دغدغههای سازمانهای امروزی میپردازد. در دنیای پرشتاب و پیچیده کنونی، مشکلات سازمانی روزبهروز دشوارتر میشوند و ابزارهای سنتی مانند برنامهریزی استراتژیک، بهتنهایی پاسخگوی این چالشها نیستند. برنامههای مدون اغلب در گذر زمان و با تغییرات ساختاری، کارایی خود را از دست میدهند یا تنها به عنوان یک مسکن موقت عمل میکنند. از این رو، مولف در این کتاب معتقد است که حلقه مفقوده در رهبری و راهبری موثر، حضور مدیرانی مجهز به تفکر استراتژیک است. این تفکر نه یک جایگزین، بلکه مکملی حیاتی برای برنامهریزی استراتژیک به شمار میرود که سازمان را قادر میسازد در محیطهای رقابتی و غیرقابل پیشبینی، با پویایی ذهنی و درک عمیقتری به بقا و رشد خود ادامه دهد. این اثر با نگاهی ریشهای به موضوع، ابتدا به سراغ مبانی تفکر و عملکرد مغز میرود و پدیده تعقل را هم از منظر فیزیولوژی، عصبشناسی سازمانی و اجتماعی، و هم از دیدگاه آیات و روایات اسلامی بررسی میکند. نویسنده با تحلیل مفاهیمی چون تفکر کلمغزی، نشان میدهد ساختار ذهنی انسان بر اتخاذ تصمیمات مدیریتی تأثیر میگذارد. در ادامه، کتاب وارد یک مبحث نظری جذاب میشود و با مرور ادبیات مدیریت، استراتژی را در قالب پیوستاری از علم تا هنر واکاوی میکند. این تحلیل کمک میکند تا جایگاه دقیق تفکر استراتژیک در برابر برنامهریزی مشخص شود و مرزهای آن با سایر الگوهای ذهنی نظیر تفکر نظاممند روشن گردد. با توجه به اینکه امروزه اصطلاح تفکر استراتژیک بهواسطه استفادههای مکرر و نابجا دچار تقلیل معنایی شده، مولف تلاش کرده است تا با ارائه تعاریف دقیق، مهارتهای مورد نیاز مدیران، و برشمردن عناصر و ویژگیهای خاص این نوع تفکر، ماهیت آن را کاملا شفافسازی کند. از دیگر مفاهیم کتاب، گذر از متدولوژیهای تجربی و پرداختن به الگوها و مدلهای توصیفی مکاتب استراتژی است که فرایند شکلگیری این نوع نگرش را تبین میکنند. مولف برای کاربردیتر شدن مفاهیم، تفکر استراتژیک را در دو سطح فردی و سازمانی طبقه بندی میکند. در سطح فردی، مباحثی نظیر توسعه و مراقبت ذهنی، ارتباط ویژگیهای شخصیتی با سبکهای یادگیری، و قابلیت آموزشپذیری تفکر استراتژیک به کارکنان مورد بحث قرار میگیرد و نشان میدهد که سازمان در قالب نمایندههای فردی خود عمل میکند. در سطح سازمانی نیز، کتاب فراتر از فردگرایی رفته و به چگونگی توسعه شایستگیهای کلیدی، ترویج گفتوگوی استراتژیک، و پیوند نوآوری با اهداف کلان میپردازد. نویسنده با بهرهگیری از مطالعات موردی شرکتهای موفقی چون آیکیا (IKEA)، توضیح می دهد که میتوان با تغییر فرهنگ سازمانی، استراتژی را به شیوه زندگی و رفتار روزمره در سراسر سازمان تبدیل کرد. در مجموع، این کتاب راهنمایی مناسب برای مدیرانی است که میدانند برای دستیابی به نتایج تازه، راهی جز دگرگونی در الگوهای ذهنی ندارند.
درباره عباس منوریان
عباس منوریان متولد سال 1337، استاد دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، کارشناسی ، شیراز ، اقتصاد ۱۳۹۴ ← ۱۳۷۰، P.H.D ، فلیندرز استرالیا ، خط مشی گذاری عمومی ، M.S ، آدلاید ، مدیریت کسب و کار ۱۳۷۲ ← ۱۳۷۴ می باشد.