خواستگاری به سبک روستایی

Village Wooing

مشخصات کتاب خواستگاری به سبک روستایی
مترجم :
شابک :978-600-97267-9-0
قطع :پالتویی
تعداد صفحه :60
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :1934
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :1
زودترین زمان ارسال :---

جورج برنارد شاو برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 1925

معرفی کتاب خواستگاری به سبک روستایی اثر جورج برنارد شاو | ایران کتاب

کتاب خواستگاری به سبک روستایی، نمایشنامه ای نوشته ی جورج برنارد شاو است که برای اولین بار در سال 1934 به چاپ رسید. سفرنامه نویسی اشرافی در یک کشتی تفریحی به نام شهبانوی پاتاگونیا مشغول سفر و کار است که یک متصدی تلفن جوان، حراف و علاقه مند به او، برنامه هایش را به هم می ریزد. این نویسنده علیرغم بی میلی اولیه اش، به تدریج به گفت و گو با متصدی تلفن علاقه مند می شود. با پیشروی داستان، مکالمات فوق العاده جذابی میان این دو شکل می گیرد و انواع و اقسام رازهای شخصی شان برای یکدیگر آشکار می شود. مسیر آن ها از هم جدا می شود اما چند ماه بعد به شکل تصادفی دوباره یکدیگر را ملاقات می کنند. دو شخصیت دوباره با هم همراه می شوند اما این بار، رابطه ای متفاوت میان آن ها در حال شکل گیری است.

کتاب خواستگاری به سبک روستایی

جورج برنارد شاو
جورج برنارد شاو، زاده ی 26 جولای 1856 و درگذشته ی 2 نوامبر 1950، نمایشنامه نویس، منتقد و فعال سیاسی ایرلندی بود که در سال 1925، موفق به کسب جایزه ی نوبل ادبیات شد. شاو در دوبلین به دنیا آمد و در سال 1876 به لندن مهاجرت کرد. او در این شهر برای تبدیل شدن به نویسنده ای شناخته شده با مشکلات زیادی رو به رو بود و به شکل خودآموز به تحصیل علم می پرداخت. شاو در اواسط دهه ی 1880 میلادی به منتقدی صاحب نظر در حوزه ی تئاتر و موسیقی تبدیل شد. او تحت تأثیر هنریک ایبسن، تلاش می کرد تا رئالیسم جدیدی را وارد ن...
نکوداشت های کتاب خواستگاری به سبک روستایی
Buoyant with wit and sensitivity.
آکنده از شوخ طبعی و احساس.
Irish Times

It unravels delightfully.
داستان این اثر، به شکلی لذت بخش پیش می رود.
Sunday Times Sunday Times

One of Shaw's most charming plays.
یکی از جذاب ترین نمایشنامه های شاو.
Guardian Guardian

قسمت هایی از کتاب خواستگاری به سبک روستایی (لذت متن)
ی: هیچ وقت از جغرافی سر در نیاوردم. الان کجا هستیم؟ الف: در دریای سرخ هستیم. ی: اما این که آبی است. الف: انتظار دیگری داشتید؟ ی: خب، نمی دانستم در این قسمت ها دریا چه رنگی است. همیشه فکر می کردم که دریای سرخ، قرمز است. الف: خب حالا دیدید که نیست. ی: یعنی دریای سیاه هم سیاه نیست؟

الف: شما ازدواج کرده اید؟ ی: نه. چطور؟ قصد و غرضی دارید؟ الف: چه عجله ای دارید. ما هنوز ده دقیقه هم نیست که همدیگر را می شناسیم. ی: فکر می کنید اگر بیست سال دیگر هم با من حرف بزنید در شناخت تان تغییری حاصل خواهد شد؟

ی: دوست ندارم این را بگویم اما مردم شروع کرده اند به حرف زدن پشت سر ما. الف: شروع کرده اند؟ کی تمام کرده بودند؟