کتاب بیوه ها

Widows

  • 15 % تخفیف
    قیمت : 20,000 | 17,000 تومان
  • موجود
  • انتشارات: ماهی ماهی
    نویسنده:

مشخصات کتاب بیوه ها
مترجم :
شابک : 978-964-209-297-0
قطع : جیبی
تعداد صفحه : 208
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 1981
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 24 مهر

آریل دورفمن از نویسندگان پرفروش آمریکا

معرفی کتاب بیوه ها اثر آریل دورفمن

کتاب بیوه ها، رمانی نوشته ی آریل دورفمن است که اولین بار در سال 1981 انتشار یافت. این رمان که داستانش در روستایی در یونان در سال 1942 می گذرد، قصه ی به یاد ماندنی و جهانی آریل دورفمن درباره ی شجاعت در مواجهه با ستم های سیاسی است. داستان به ماجرای شکل گیری شورش گروهی از زنان روستایی می پردازد که شوهران، پسران و پدرانشان به خاطر گیر افتادن در میان آرواره های مرگبار گروهی نظامی که در حمایت از یک الیگارشی ثروتمند می جنگند، جانشان را از دست داده اند. کتاب بیوه ها، یادبودی از افراد بیشماری است که در میانه ی بازی قدرت، قربانی شدند و همچنین، افرادی که شجاعت و ثبات قدمشان باعث می شود نام و خاطره ی آن قربانیان، هیچ وقت فراموش نشود.

کتاب بیوه ها

آریل دورفمن
آریل دورفمان، زاده ی ۶ می ۱۹۴۲، نویسنده، نمایشنامه نویس، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر اهل شیلی و آمریکا است. دورفمن در بوینس آیرس چشم به جهان گشود. کمی پس از تولد آریل، خانواده اش به آمریکا نقل مکان کردند و او ده سال از دوران کودکی خود را در ایالات متحده گذراند. دورفمن به همراه خانواده در سال ۱۹۵۴ به شیلی رفت. او پس از حضور در دانشگاه شیلی در سال ۱۹۶۶ با آنگلیکا مالیناریچ ازدواج کرد و در سال ۱۹۶۷ به شهروندی شیلی درآمد، به همین خاطر از او بیشتر به عنوان نویسنده ای شیلیایی یاد می کنند. از دورفم...
نکوداشت های کتاب بیوه ها
A powerful work.
اثری قدرتمند.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

A power struggle between love, dignity and honor.
یک نزاع قدرت میان عشق، عزت نفس و افتخار.
Penguin Random House Penguin Random House

Lyrical and even elegiac... Dorfman gives flesh to a human rights issue of our time.
شعرگونه و حتی مرثیه وار... دورفمن به یکی از مسائل حقوق بشر در زمانه ی ما جان می بخشد.
Chicago Tribune Chicago Tribune

قسمت هایی از کتاب بیوه ها (لذت متن)
اما من به شما گفتم که ادعایتان مضحک است. از شما پرسیدم اگر آن مرد، همان مردی که اصرار به دفنش دارید، به خانه برگردد، چه دارید به او بگویید؟ تصور کنید برمی گردد و می بیند مرده است، آن هم نه به دست ما - گرچه دلایل موجهی برای کشتنش داشتیم - بلکه به دست عزیزان خودش که او را تشییع کرده اند و سر قبرش صلیب گذاشته اند.

امانوئل، بدون خانواده کار ما زار است. ما همه چیزمان را مدیون پدر و مادرمان هستیم، به دنیا آمدنمان، درس خواندنمان و قدرشناسی مان را. اما ریشه ی همه ی نزاع ها در همین جاست. فرض کن مثلا ناگهان درگیری ای پیش بیاید. حالا لزوما درگیری هم نه. اصلا سوءتفاهمی بین ارباب تو و ارتش. کسی چه می داند، مثلا یک جور اختلاف نظر... ممکن است دیگر، نه؟

یک راز. گوش کن، احمق کوچولو، یک جور راز دیگر. خیلی ساده. آدم ها هیچ وقت تنها نیستند. در بدترین لحظه ها هم کافی است به درون خودت رجوع کنی و آن جا او، تو، هرکس، چیزی را می بیند که... خب، واقعیت این است که هر آدمی گوشه ای از دلش را خانه ی کسانی می کند که دوستشان دارد. و کل قضیه همین است. اگر عشقی وجود داشته باشد، آن آدم ها درون تو هستند. این نظامی ها فکر می کنن ما بی دفاع و درمانده ایم. اما دل آدم بیشتر برای خود آن ها می سوزد، چون اونقدر کورند که ارتباطشان با درون خودشان قطع شده است.