«ادیان و مذاهب در ایران باستان» کتابی گروهی به سرپرستی علمی کتایون مزداپور است؛ پژوهشگری که بخش بزرگی از کارنامهاش به زبانهای ایرانی باستان، متون پهلوی، فرهنگ زرتشتی و تاریخ اندیشهٔ دینی در ایران مربوط میشود. مزداپور در این کتاب تنها نویسنده نیست. زهره زرشناس، فرزانه گشتاسب، مینا سلیمی، خسرو قلیزادهقلعه، کتایون نمیرانیان، زهرا تبریزینژاد ملکمحمدی، زهره نوری و مریمالسادات آقامیری نیز در نگارش بخشهای مختلف همکاری کردهاند و فرنگیس پرویزی و مریم ربانی ویراستاری اثر را بر عهده داشتهاند. خود مزداپور در سرسخن توضیح میدهد که برای فراهم کردن تصویری نسبتا جامع از باورهای دینی ایران باستان، از متخصصان حوزههای مختلف کمک گرفته است. ساختار اثر بر پنج بخش اصلی استوار است: زرتشت و کیش زرتشتی، مهرپرستی، مانی و مانویت، زروان و آیین مزدک. همین انتخاب نشان میدهد کتاب نمیخواهد همهٔ ادیان موجود در ایران باستان را پوشش دهد. ادیان یهودی و مسیحی، آیین بودا و نحلههای کوچکتری که اسناد کافی از آنها باقی نمانده، بیرون از دامنهٔ اصلی کتاباند. در نتیجه، عنوان کتاب کمی گستردهتر از محتوای واقعی آن است؛ دقیقتر آن است که بگوییم با درآمدی نسبتا مفصل بر مهمترین سنتهای دینی ایرانی یا سنتهایی روبهرو هستیم که در بستر فرهنگی ایران باستان شکل گرفته یا دگرگون شدهاند. بخش زرتشتی بهمراتب گستردهتر از فصلهای دیگر است. این انتخاب با تخصص مزداپور و همکارانش نیز سازگار است. بحث از زرتشت و پیام او آغاز میشود، سپس به جهانبینی زرتشتی، اخلاق، آیینها، جشنها، ساختار اجتماعی، جایگاه مغان، خانواده، مفهوم فرّه و تاریخ زرتشتیان در دورههای مختلف میرسد. در اینجا دین فقط مجموعهای از باورهای مربوط به خدا و جهان پس از مرگ نیست؛ با قانون، خانواده، طبقات اجتماعی و زندگی روزمره پیوند میخورد. همین گستردگی یکی از امتیازهای کتاب است، زیرا نشان میدهد دین در ایران باستان را نمیتوان از تاریخ اجتماعی جدا کرد. پس از آن، کتاب سراغ مهر میرود. این بخش از حساسترین قسمتهای هر پژوهش دربارهٔ ادیان ایران باستان است، چون «مهر» ایرانی و آیین میترایی امپراتوری روم را نباید بیواسطه یک چیز دانست. پژوهشهای جدید بر وجود پیوندهای ایرانی تأکید دارند، اما دربارهٔ میزان تداوم مستقیم از پرستش مهر در ایران تا اسرار میترایی روم هنوز اتفاق نظر وجود ندارد. این نکته برای خواندن چنین فصلی مهم است: شباهت نام و برخی عناصر آیینی به تنهایی برای اثبات تداوم کامل یک دین کافی نیست. در بخشهای مربوط به مانی و مزدک، کتاب وارد دورهای میشود که دین با سیاست و جامعه ارتباط مستقیمتری پیدا میکند. مانویت دینی جهانی بود که از ایران ساسانی فراتر رفت و از مدیترانه تا آسیای مرکزی و چین گسترش یافت. مزدکیه نیز بدون توجه به بحرانهای اجتماعی و سیاسی اواخر دورهٔ ساسانی درست فهمیده نمیشود. در این دو بخش، تاریخ عقاید با تاریخ قدرت درهم میآمیزد و نشان میدهد که مرز میان «دین»، «جنبش اجتماعی» و «سیاست» در جهان باستان همیشه روشن نیست. فصل زروان از نظر روششناختی حتی دشوارتر است. تصویر سادهای که زروانیگری را یک «فرقه» کاملا جدا و منسجم در برابر زرتشتیگری رسمی بداند، امروز چندان مطمئن نیست. شواهد پراکندهاند و خود اصطلاحهایی مانند توحید و ثنویت نیز اگر بدون احتیاط به جهان دینی ایران پیش از اسلام منتقل شوند، میتوانند گمراهکننده باشند. پژوهش جدید زروانیگری را بیشتر درون تنوع الهیاتی سنت زرتشتی بررسی میکند تا بهعنوان دینی کاملا مستقل و مرزبندیشده. امتیاز «ادیان و مذاهب در ایران باستان» در این است که یک موضوع بسیار پراکنده را در یک مجلد دانشگاهی جمع کرده و برای هر بخش از پژوهشگرانی با تخصص نزدیک به همان حوزه استفاده کرده است. کتاب برای دانشجوی ادیان، فرهنگ و زبانهای باستانی و تاریخ ایران مدخلی مفید است. در مقابل، همین شکل گروهی سبب میشود لحن و میزان تفصیل بخشها کاملا یکسان نباشد. همچنین برخی مسائل این حوزه در سالهای پس از انتشار کتاب با یافتهها و بحثهای تازه روبهرو شدهاند؛ بهویژه دربارهٔ میترائیسم رومی، زروان و بازسازی تاریخی مزدکیه. بنابراین کتاب را بهتر است پایهای برای ورود به موضوع دانست، نه آخرین سخن پژوهش. مزداپور و همکارانش در این کتاب تصویری از ایران باستان میسازند که یکدست نیست. زرتشت، مهر، مانی، زروان و مزدک هر کدام پاسخ متفاوتی به پرسشهای قدیمی انسان دادهاند: جهان از کجا آمده، شر چیست، انسان چگونه باید زندگی کند و پس از مرگ چه میشود؟ ایران باستان در این صفحات سرزمینی با یک ایمان ثابت نیست؛ میدان گفتوگو و کشمکش چندین تصور از جهان است. شاید همین چندصدایی، از خود پاسخها م