آنی شرلی

Anne of Green Gables

  • قیمت : ۱۷۶,۰۰۰ تومان
  • قیمت برای شما : ۱۴۰,۸۰۰ تومان
  • وضعیت : ناموجود
انتشارات: قدیانیقدیانی
مترجم: سارا قدیانی

معرفی کتاب آنی شرلی اثر ال. ام. مونتگمری

مجموعه کتاب های آنی شرلی، 8 رمان ادبیات نوجوان نوشته ی ال. ام. مونتگمری است که در طول سال های متمادی، از محبوبیت بسیار بالایی نزد مخاطبین برخوردار بوده است. آنی شرلی، دختری یازده ساله با موهای قرمز است که در یتیم خانه بزرگ شده اما اخیراً، اتفاقاتی باعث شده که او زندگی اش را در کنار پیرزن و پیرمردی با نام های ماریلا و متیو کاتبرت در عمارت گرین گیبلز ادامه دهد. شخصیت دوست داشتنی و پرانرژی آنی باعث می شود که ماریلا و متیو خیلی زود با او رابطه ی صمیمانه ای تشکیل دهند. در ادامه ی داستان، همین روحیه ی شاداب و پرنشاط آنی، ماجراهای خوب و بد زیادی را بر سر راه او قرار می دهد و روزی نیست که زندگی آنی، دستخوش فراز و نشیب های جذاب و به یاد ماندنی خاص خودش نشود.

کتاب آنی شرلی


ویژگی ها کتاب آنی شرلی

جزو لیست برترین رمان های ادبیات نوجوان

مجموعه 8 جلدی با قاب

فیلم ها و سریال هایی بر اساس این عنوان در سال های مختلف ساخته شده است.

مشخصات کتاب آنی شرلی
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-964-536-190-5
تعداد صفحه :405
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :1908
سری چاپ :11
بیشتر بخوانید

در دنیای نوجوانی ساعت چند است؟

بیایید سوار بر قالیچه ای پرنده، بر فراز دنیاهایی پر از شگفتی به پرواز درآییم.

نکوداشت های کتاب آنی شرلی
A cherished tale of the importance of family.
داستانی تحسین شده درباره ی اهمیت خانواده.
Barnes & Noble

Anne is the dearest and most lovable child in fiction since the immortal Alice.
آنی بعد از شخصیت جاودان آلیس، محبوب ترین و دوست داشتنی ترین کودک در ادبیات داستانی است.
Mark Twain

A novel with a special place in the world of literature.
رمانی با جایگاهی ویژه در دنیای ادبیات.
Loyal Books

بخش هایی از کتاب آنی شرلی (لذت متن)
بسیار خوب، آنی با دیکته ی آنه، تو می دانی چه طور شد که این اشتباه پیش آمد؟ ما برای خانم اسپنسر پیغام فرستاده بودیم که یک پسر می خواهیم. در یتیم خانه ی شما هیچ پسری نبود؟ -آه، چرا پسرهای زیادی بودند ولی خانم اسپنسر خیلی واضح گفت که شما یک دختر تقریبا 11 ساله می خواهید. خانم مدیر هم گفت که فکر می کند که من برای شما مناسب باشم. نمی دانید که چقدر خوشحال شده بودم. آنقدر ذوق زده بودم که دیشب اصلا نخوابیدم.

آنی جواب داد: «ولی او با من حرف نمی زد، با خدا حرف می زد در ضمن به نظر نمی آمد به این کار علاقه ی چندانی داشته باشد. به نظر من او احساس می کرد خدا آن قدر دور است که صدای او را نمی شنود. البته من خودم چند دعای کوتاه خواندم. یک ردیف از درخت های بلند و سفید روی دریاچه خم شده بودند و نور خورشید از میان شاخ و برگشان به اعماق آب می تابید. آه! ماریلا! نمی دانی چقدر زیبا و رویایی بود! دیدن آن منظره بدن مرا به لرزه انداخت و دو یا سه بار گفتم که خدایا! متشکرم.»

و اشتباه امروز به من یاد داد که نباید زیاد احساساتی و شاعرانه عمل کنم. امروز به این نتیجه رسیدم که احساساتی بودن در اونلی هیچ فایده ای ندارد. شاید صد سال پیش چنین کاری ساده به نظر می رسید، اما حالا قابل قبول نیست. مطمئنم که تو به زودی شاهد پیشرفت زیادی در خلق و خوی من خواهی بود، ماریلا!