ملکه زیبایی لینین

The Beauty Queen of Leenane

مشخصات کتاب ملکه زیبایی لینین
مترجم :
شابک :978-964-6900-56-1
قطع :رقعی
تعداد صفحه :104
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :1996
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :7
زودترین زمان ارسال :---

برنده ی جایزه ی لوسیل لورتل سال 1998

معرفی کتاب ملکه زیبایی لینین اثر مارتین مک دونا | ایران کتاب

کتاب ملکه زیبایی لینین، نمایشنامه ای کمدی نوشته ی نویسنده ی ایرلندی، مارتین مک دونا است. داستان این نمایشنامه در کوه های کانه مارا می گذرد و ماجرای زنی تنها و ساده به نام مورین فولان را روایت می کند. مگ، مادر پیر و خودخواه مورین است که دخالتش در اولین و احتمالاً آخرین رابطه ی عاشقانه ی او باعث رقم خوردن مجموعه ای از اتفاقاتی می شود که خنده و ترس را همزمان در دل خود جای داده اند. کتاب ملکه زیبایی لینین، یکی از برترین نمایشنامه های مارتین مک دونا به حساب می آید و به خوبی توانسته طرفداران بی شمار این نویسنده ی با استعداد را راضی کند.

کتاب ملکه زیبایی لینین

مارتین مک دونا
مارتین فارانان مک دونا، زاده ی 26 مارس 1970، نمایشنامه نویس، فیلمنامه نویس و کارگردان ایرلندی/انگلیسی است.مک دونا در لندن و در خانواده ای ایرلندی به دنیا آمد. پدر و مادرش در سال 1922 به ایرلند بازگشتند و او و برادرش(که او هم نویسنده است)را در لندن گذاشتند. مک دونا، مکان شش نمایشنامه ی اول خود را شهر گالوی انتخاب کرد؛ شهری که او در کودکی تعطیلاتش را در آن سپری می کرد. اولین اثر حرفه ای مارتین مک دونا در سال 1996 به چاپ رسید.
نکوداشت های کتاب ملکه زیبایی لینین
McDonagh is a born storyteller.
مک دونا، یک داستان سرای مادرزاد است.
New York Times New York Times

A powerful, bitter humoured play of thwarted dreams.
نمایشنامه ای قدرتمند و با طنزی تلخ درباره ی آرزوهای برآورده نشده.
Guardian Guardian

Funny and crushing.
خنده دار و تأثربرانگیز.
Slant Magazine

قسمت هایی از کتاب ملکه زیبایی لینین (لذت متن)
تموم بعد از ظهرم این جا هدر رفت. (مکث) می تونستم راحت تو خونه بشینم تلویزیون تماشا کنم. ری کنار میز می نشیند. مگ: چه می دونی؟ شاید تا اون پیداش شه دیگه عصر شده باشه. ری (عصبانی): اول که اومدم تو گفتی حتما تا ساعت سه پیداش می شه. مگ: آره. معمولا ساعت سه می آد. آره. (مکث) ولی گاهی وقتام عصر می آد. گاهی وقتا. (مکث) بعضی وقتام دیرتر می آد. بعضی وقتا شب می آد. (مکث) یه بارم دیگه صبح شده بود.

پاتو : خب حالا که چیزی نشده. هان؟ خیلی آدما مسئله ی روحی پیدا می کنن. مورین : آره. خیلی از خل و دیوونه ها. پاتو : خـل و دیوونه ها نه. آدمای تحصیل کرده هم این طوری می شن. راستش واقعیت اینه که اگه خیلی تحصیل کرده باشی احتمالش بیشتره. اون طفلک «اسپایک میلیگن»، مگه اون همیشه آشفتگی روحی پیدا نمی کنه؟ هیچ وقتم ناراحتیش تمومی نداره. منم خودم بعضی وقتا مسئله ی روحی پیدا می کنم. ابایی هم ندارم که کسی بدونه. خجالت نداره که. معنیش فقط اینه که زیاد فکر می کنی و همه چی رو میریزی تو دلت. مورین : خجالت نداره آدمو یه ماه بندازن تو دیوونه خونه؟ نه؟ پاتو : خجالت نداره آدم به یه چیزایی فک کنه و خودشو ناراحت کنه. من اینو می گم. دیوونه خونه هم کلمه ی خوبی نیس که می گی. خودتم اینو خوب می دونی مورین.