سیزده دلیل برای این که

Thirteen Reasons Why

مشخصات کتاب سیزده دلیل برای این که
مترجم :
شابک :978-600-7845-70-7
قطع :رقعی
تعداد صفحه :224
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :2007
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :15
زودترین زمان ارسال :4 تیر

جزو لیست برترین رمان های ادبیات نوجوان

جزو لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز

سریالی بر اساس این کتاب در سال 2017 ساخته شده است.

این کتاب با عنوان «سیزده دلیل برای...» نیز توسط انتشارات آذرباد منتشر شده است

معرفی کتاب سیزده دلیل برای این که اثر جی اشر | ایران کتاب

کتاب سیزده دلیل برای این که، رمانی جذاب نوشته ی جی اشر است که در سال 2007 منتشر شد. کلِی جنسن از مدرسه به خانه می آید و بسته ای عجیب را به همراه نام خود روی آن پیدا می کند. کلِی درون بسته، چندین نوار کاست را می یابد که توسط هانا بیکر، همکلاسی او که دو هفته ی پیش خودکشی کرده، ضبط شده اند. صدای هانا توضیح می دهد که سیزده دلیل برای پایان زندگی اش داشته و یکی از آن دلایل، خودِ کلِی است. کلِی شب را به کمک راهنمایی های هانا با گشت و گذار در نقاط مختلف شهر می گذراند و با پیشروی داستان، به نزدیک ترین شاهد دردها و رنج های هانا تبدیل می شود. کلِی با شنیدن حرف های هانا، چیزی را پیدا می کند که برای همیشه زندگی اش را تغییر خواهد داد.

کتاب سیزده دلیل برای این که

جی اشر
جی اشر، زاده ی 30 سپتامبر 1975، رمان نویس آمریکایی است.اشر در کالیفرنیا به دنیا آمد و در دبیرستان، اولین کتاب خود را به رشته ی تحریر درآورد.او پس از دبیرستان، تصمیم گرفت تا معلم پایه ی ابتدایی شود. او سپس به دانگشاه دولتی کالیفرنیا رفت و پس از مدتی، به نویسندگی حرفه ای روی آورد. اشر در 7 سپتامبر 2002 ازدواج کرد. او در طول زندگی خود، کارهای مختلفی را امتحان کرده و از همین تجارب در نوشتن داستان هایش بسیار بهره برده است.
نکوداشت های کتاب سیزده دلیل برای این که
A great story on an important topic.
داستانی عالی درباره ی موضوعی مهم.
Green Bay Press Gazette

With breakneck pace and dizzying emotion.
با سرعتی سرسام آور و عواطف متحیرکننده.
School Library Journal School Library Journal

A brilliant and mesmerizing work.
اثری درخشان و مسحورکننده.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

قسمت هایی از کتاب سیزده دلیل برای این که (لذت متن)
چند در پایین تر غذاخوری رزیه. قدم هام رو آهسته می کنم. به شیشه ی مغازه ی حیوون فروشی تکیه می دم که نفسم سر جاش بیاد. بعد به جلو خم می شم و دستمو می ذارم رو زانوم، می خوام قبل از این که مادرم برسه همه چی آروم باشه. غیرممکنه، چون حتا با این که پاهام دیگه درحال دو نیست، ذهنم تند کار می کنه. پشتم رو شیشه ی خنک سر می خوره، زانوهام خم می شه، سعی می کنم جلوی اشک ها رو بگیرم. ولی زمان داره از دست می ره. الانه که برسه.

امیدوارم آماده باشی، چون می خوام داستان زندگیم رو برات تعریف کنم. دقیق تر بگم، داستان این که چرا زندگیم تموم شد. و اگر داری به این نوارها گوش میدی، یکی از همین دلایل هستی.

اما تو نمی تونی از خودت فرار کنی. نمی تونی تصمیم بگیری که دیگه خودتو نبینی. نمی تونی تصمیم بگیری که صدای توی سرت رو خاموش کنی.