1. خانه
  2. /
  3. کتاب درآمدی بر نظریه اخلاق هنجاری و فرااخلاق

کتاب درآمدی بر نظریه اخلاق هنجاری و فرااخلاق

3.8 از 1 رأی

کتاب درآمدی بر نظریه اخلاق هنجاری و فرااخلاق

The Continuum companion to ethics
انتشارات: آن سو
ناموجود
297000
معرفی کتاب درآمدی بر نظریه اخلاق هنجاری و فرااخلاق
کتاب «درآمدی بر نظریه اخلاق هنجاری و فرااخلاق معاصر» نوشته کریستین میلر تلاش می‌کند تا دورنمایی دقیق از جریان‌های اصلی فلسفی معاصر ارائه دهد. میلر به عنوان استاد دانشگاه ویک فارست و متخصص روان‌شناسی اخلاق، مباحث را به سه لایه کلی تفکیک می‌کند که شامل تبیین مفاهیم و مرزبندی‌های اساسی، بررسی رویکردهای فرااخلاقی با تمرکز بر معیارهای واقع‌گرایی و در نهایت صورت‌بندی نظریه‌های هنجاری در دو قالب یگانه‌انگار و کثرت‌گرا می‌شود. متن کتاب با دوری از پیچیدگی‌های فرساینده، بستر مناسبی را فراهم می‌آورد تا مخاطب پیش از ورود به قرائت‌های تخصصی، پیش‌فرض‌های زبانی و مابعدالطبیعی نظام‌های اخلاقی را به درستی درک کند و با ادبیات رایج در سنت آنگلو-آمریکایی آشنا شود.
نویسنده بخش قابل توجهی از کتاب را به کالبدشکافی دقیق فرااخلاق اختصاص می‌دهد که یک گام عقب‌تر از داوری‌های روزمره، به بررسی چیستی و پشتوانه گزاره‌های اخلاقی می‌پردازد. کریستین میلر با طرح پرسش‌های معرفت‌شناختی و هستی‌شناختی، ذهن خواننده را با این چالش مواجه می‌کند که وقتی از مفاهیمی چون خوب یا بد سخن می‌گوییم، آیا در حال توصیف یک واقعیت مستقل عینی در جهان هستیم یا صرفا احساسات و ترجیحات درونی خود را بروز می‌دهیم. در مسیر پاسخ به این پرسش، نظریه‌های جریان‌ساز معاصر مانند واقع‌گرایی اخلاقی، ضد واقع‌گرایی، سازه‌گرایی و نظریه خطا به صورت مستقل تحلیل می‌شوند. او نشان می‌دهد که چگونه جریان ناشناخت‌گرایی با تکیه بر ابرازگرایی، جملات اخلاقی را عاری از صدق و کذب می‌داند و آن‌ها را به دستورات یا واکنشی احساسی تقلیل می‌دهد. اهمیت این بخش در بررسی پیوند میان اخلاق با عقل عملی و تکامل زیستی عیان می‌شود؛ جایی که نظریات نوین تلاش می‌کنند ریشه‌های دغدغه‌های اخلاقی انسان را در فرآیندهای روان‌شناختی و بیولوژیکی جست‌وجو کنند و میلر با رویکردی مستند، این تلاقی میان فلسفه و علوم تجربی را برای مخاطب خود ترسیم می‌کند.
سپس کتاب «درآمدی بر نظریه اخلاق هنجاری و فرااخلاق معاصر» وارد قلمرو اخلاق هنجاری می‌شود تا معیارهای تعیین عمل درست و نادرست را در ترازوی نقد قرار دهد. در این بخش خواننده با نظام‌های بزرگی نظیر پیامدگرایی و فایده‌گرایی روبه‌رو می‌شود که ارزش هر رفتار را صرفا بر اساس میزان خیر یا منفعت تولیدشده ارزیابی می‌کنند. در نقطه مقابل، اخلاق وظیفه‌گرای کانتی بررسی می‌شود که بر تکالیف ذاتی و قواعد مطلق تمرکز دارد و توجهی به نتایج بیرونی اعمال ندارد. میلر در کنار این دو جریان، اخلاق فضیلت‌گرا را مطرح می‌سازد که به جای تمرکز بر قواعد خشک یا محاسبات سودگرایانه، منش و شخصیت فرد عامل را مبنای اخلاقی بودن قرار می‌دهد. جذابیت این فصل در ورود به رویکردهای نوظهورتری مانند اخلاق فمینیستی و خاص‌گرایی اخلاقی است که مرزهای سنتی یگانه‌انگاری را به چالش می‌کشند. از آنجا که خود کریستین میلر پژوهش‌های گسترده‌ای در زمینه فضایل تجربی دارد، این نظریه‌ها را فراتر از فرمول‌های انتزاعی محض برده و آن‌ها را با چالش‌های انضمامی و شیوه‌های تصمیم‌گیری انسان در دنیای واقعی پیوند می‌زند تا مخاطب متوجه پویایی و شکوفایی کارهای جدید در این حوزه بشود.
درباره کریستین میلر
درباره کریستین میلر
کریستین میلر، دانشیار بالینی نوآوری در دانشکده بازرگانی استوارت در موسسه فناوری ایلینوی، ایالات متحده آمریکا است. علایق تحقیقاتی او شامل چگونگی تأثیر اجتماعی و فرهنگ بر طراحی و انتشار محصولات، فرآیندها و فناوری های جدید است. او ارتباطات مبتنی بر فناوری و جریان‌های کار دانش را در گروه‌های رشته، تیم‌ها و شبکه‌های متعدد و ظهور شبکه‌های نوآوری مشترک (COIN) مطالعه می‌کند.
دسته بندی های کتاب درآمدی بر نظریه اخلاق هنجاری و فرااخلاق
قسمت هایی از کتاب درآمدی بر نظریه اخلاق هنجاری و فرااخلاق

البته نمی توان انکار کرد که خداباوران و خداناباوران، هر دو، به ارزش صدق گزاره هایی چون «خدا خالق عالم است» نیز توجه دارند. اما شهودا می توان گفت این توجه طفیلی پرسش بنیادی تری است: آیا در واقع خدا عالم را خلق کرده است یا نه. به همین ترتیب، در بیشتر موارد ملاحظات تبیینی در فیصله دادن به بسیاری منازعات واقع گرایی، از جمله دربارۀ خدا باوری، نقش قابل توجهی ایفا می کند. با این حساب، این ملاحظات نوعی آزمون برای صدق واقع گرایی در این یا آن حوزۀ خاص تجربه است و از این جهت دلایلی له یا علیه موضع واقع گرا دربارۀ موجودهای آن حوزه فراهم می کند. اما دشوار می توان درک کرد که چگونه ملاحظات تبیینی می توانند مقوم واقع گرایی در معنای اولیه باشند، به ویژه واقع گرایی دربارۀ خدا. همین نکته را می توان دربارۀ ملاحظات معرفتی نیز گفت: برقراری رابطۀ معرفتی خاص ممکن است فیصله بخش منازعات واقع گرایانه باشد، نظیر اینکه این حساب، این ملاحظات نوعی آزمون برای صدق واقع گرایی در این یا آن حوزۀ خاص تجربه است و از این جهت دلایلی له یا علیه موضع واقع گرا دربارۀ موجودهای آن حوزه فراهم می کند. اما دشوار می توان درک کرد که چگونه ملاحظات تبیینی می توانند مقوم واقع گرایی در معنای اولیه باشند، به ویژه واقع گرایی درباره خدا. همین نکته را می توان دربارۀ ملاحظات معرفتی نیز گفت: برقراری رابطۀ معرفتی خاصی ممکن است فیصله بخش منازعات واقع گرایانه باشد، نظیر اینکه آیا خدا وجود دارد یا نه. اما دشوار می توان درک کرد که چنان رابطه ای برای واقع گرا بودن در معنای اولیه ذاتی است. در واقع، قابل تصور است که خدا وجود داشته باشد اما وجود و افعال او در دسترس معرفتی انسان نباشند. بنابراین، در چنین موردی موضع درست همانا واقع گرایی دربارۀ خداست، هرچند برای دانستن این موضوع هیچ راهی نداشته باشیم. نکتۀ آخر به نگرانی کلی تری دربارۀ همۀ رویکردهای غیرمتافیزیکی به واقع گرایی عام دامن می زند. فرض کنید چنان خدای دسترس ناپذیری وجود دارد. در این صورت ممکن است که گزاره های ما دربارۀ خدا نتوانند به خدا ارجاع کنند و بنابراین کاذب باشند، یا اگر آن گزاره ها روابط سمانتیک مناسب با این موجود برقرار نکنند نه صادق باشند و نه کاذب. و فهرست گزینه های ممکن برای ایفای نقش حامل صدق چندان مفصل نیست؛ در صورت بندی سماتیک واقع گرایی می توان از جملات موردی، باورها، گزاره ها، یا اظهارها استفاده کرد، اما عملا هیچ کدام موفق نیستند.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب درآمدی بر نظریه اخلاق هنجاری و فرااخلاق" ثبت می‌کند