احساس غم و اندوه روی ستاره ای زمینی و خاموش برایش راحت تر و رضایت بخش تر بود. شادی بیگانه و دوردست حس شرم در وجودش بر می انگیخت و مضطربش می کرد. آنچه تا به حال می خواست، بی آنکه به آن اعتراف کند، این بوده که جهان تا ابد زیر ساخت و ساز هایی باشد که هیچ گاه تکمیل نشوند، درست مثل زندگی نابود شده ی خودش.
از نشر خوب خوندم و راضی بودم