من امتیاز 2 دادم، اون هم فقط به این دلیل که نویسنده قیمه هارو ریخته بود توی ماستا. شخصیت اول داستان کاملا سفید بودو یک انسان آرمانی و همه چی تمام که در عالم واقعیت همچین آدمی وجود نداره، از اواسط کتاب به شدت داستان حوصله سر بر میشه و یکهو از داستان عشقی میره سراغ درس و کنکور و دانشگاه. بعد اواخر کتاب یکهو ماجرا سیاسی میشه. به طور کلی داستان یه شیرازهی مشخص نداری. به قول معروف اسمش و میگن از هر دری سخنی! اواخر داستان به شدت فانتزیه. حس کردم برزو بصیرت یه پزشک متخصص نیست بلکه یه پسر پونزده سالست. شخصیت ناتان و جایی از داستان یه دختر باوقار و دارای درک و شعور و ثبات اخلاقی نشون میده ولی آخر کتاب ناتان و یه دختر دیوانه و مجنون و فاقد ثبات اخلاقی توصیف میکنه که هر آن امکان داره اسلحه برداره و برزو رو بکشه!
در کل کتاب خوبی بود و خوندش اتلاق وقت نبود .اوایل کتاب خیلی جذاب بود ولی اواسطش ریتم کندی به خودش گرفت. و اماااا پایان داستان خیلی خیلی قشنگ بود .بغضی شدم 😭😭😭😭
بعضی از کتابها یه جوری هستند که ادم فکرش پیش کتاب میمونه و میخواهد هر چه زودتر به آخر قصه برسه این کتاب از اون دست کتابها ست .
کمی از داستان بگید ببینیم شخصیتهاش چه کسانی هستند
عکس جلدکتاب با ظاهر و لباس دختر بویراحمدی ارتباطی نداره