کتاب پنجاه و سه نفر

Fifty three people

  • 10 % تخفیف
    قیمت : 35,000 | 31,500 تومان
  • موجود
  • انتشارات: نگاه نگاه
    نویسنده:

مشخصات کتاب پنجاه و سه نفر
شابک : 9789643510688
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 328
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 1951
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 8
زودترین زمان ارسال : 30 شهریور

معرفی کتاب پنجاه و سه نفر اثر بزرگ علوی

نام کتاب به شمار کسانی اشاره دارد که در زمان رضاشاه به جرم عضویت و فعالیت در گروهی اشتراکی بازداشت، محاکمه و به محکومیت های متفاوت زندانی شدند. نویسنده کتاب یعنی بزرگ علوی خود یکی از این پنجاه و سه نفر بود که در زمان دستگیری اش آموزگار بود. بزرگ علوی در این کتاب شرح زندانی شدن خود و این افراد را نوشته و داستان و مستندنگاری را به هم آمیخته است.

داستان دوره ای از تاریخ ایران که می توان آن را دوره سیاه نامید. محاکمه پنجاه و سه نفر با وضعیتی افتضاح آور که لکه ی ننگی است بر دل تاریخ این سرزمین. شرحی از اوضاع اجتماعی و شرایطی که زمینه ساز تربیت قاضیان و حاکمانی ناشایست و محکومیت 53 انسان بی گناه شد. داستانی که بیش از داستان بودن روایتی تاریخی از شرایط ناگوار برهه ای از زمان در ایران است.

کتاب پنجاه و سه نفر

بزرگ علوی
بزرگ علوی زاده ی 13 بهمن 1282 و درگذشته ی 28 بهمن 1375 شمسی، نویسنده، استاد زبان فارسی و روزنامه نگار ایرانی بود که بیش از چهار دهه از نیمه ی دوم قرن بیستم را در آلمان زندگی کرد و به نوشتن داستان، ترجمه، نقد و فرهنگنامه نویسی پرداخت.بزرگ علوی در تهران متولد شد. او به همراه برادرش مرتضی علوی در سال 1920 به منظور تحصیل به آلمان رفت و دوران دبیرستان را در شهرهای مختلفی گذراند. علوی در دوران اقامت در آلمان چند اثر ادبی آلمانی را به فارسی ترجمه کرد. در سال 1927، پدر او به خاطر یک شکست بزرگ تجاری خ...
قسمت هایی از کتاب پنجاه و سه نفر (لذت متن)
«قانون از در زندان تو نمی آید.» این جمله را ما نه یک بار و دوبار بلکه بارها از مامورین زندان می شنیدیم. مدتها بود که قانون از ایران رخت بربسته بود، از آن روزی که به پیشانی روزنامه نویسان داغ هوچیگری زدند و با شلاق و کتک و سپوری بلدیه جلوی آنها در آمدند، دیگر قانون در ایران وجود خارجی نداشت. ولی باز صورت ظاهری آن حفظ می شد، باز عدلیه ای وجود داشت، عروسک هایی روی کرسی های وزارت و وکالت قیام و قعود می کردند. اما دور زندان دیوار چین کشیده بودند. کسی از عدلیه جرأت نمی کرد به در آن نزدیک شود. هیچ کس نمی پرسید که به چه اتهام و جرمی مردم این کشور به زندان می افتند، با آنها چه معامله ای می شود، چند نفر در سال در این جهنم از گرسنگی و بیماری و از زجر و شکنجه می میرند.