کتاب بچه های خاص خانم پریگرین

Miss Peregrine's Home for Peculiar Children

  • قیمت : ۳۷,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: پیدایشپیدایش
مترجم: پیمان اسماعیلیان
نویسنده: رنسام ریگز رنسام ریگز

معرفی کتاب بچه های خاص خانم پریگرین اثر رنسام ریگز

کتاب بچه های خاص خانم پریگرین، رمانی فانتزی نوشته ی رنسام ریگز است که نخستین بار در سال 2011 انتشار یافت. در این رمان فراموش نشدنی، جزیره ای اسرارآمیز، یتیم خانه ای متروکه و مجموعه ای عجیب از عکس هایی سؤال برانگیز به چشم می خورند. در شروع داستان، اتفاقی تراژیک باعث می شود نوجوانی شانزده ساله به نام جیکوب به جزیره ای دورافتاده در سواحل ولز برود و با خانه ی عجیب و رو به ویرانی خانم پریگرین آشنا شود. پس از این که جیکوب به اتاق ها و راهروهای خالی از سکنه ی این خانه سرک می کشد، درمی یابد که بچه های خانم پریگرین، بسیار عجیب تر و شاید حتی خطرناک تر از چیزی بوده اند که او فکرش را می کرده است. این رمان فوق العاده جذاب، بزرگسالان، نوجوانان و تمامی علاقه مندان به ماجراجویی های اسرارآمیز را شیفته ی خود خواهد کرد.

خرید و معرفی کتاب خواندنی بچه های خاص خانم پریگرین


ویژگی ها کتاب بچه های خاص خانم پریگرین

جزو لیست برترین رمان های ادبیات نوجوان

جزو لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز

فیلمی بر اساس این کتاب در سال 2016 ساخته شده است.

مشخصات کتاب بچه های خاص خانم پریگرین
نوع جلد :شومیز
قطع :پالتویی
شابک :978-600-296-430-4
تعداد صفحه :572
سال انتشار شمسی :1395
سال انتشار میلادی :2011
سری چاپ :1
نکوداشت های کتاب بچه های خاص خانم پریگرین
A moving, and wondrously strange novel.
رمانی تکان دهنده که به شگفت آوری عجیب است.
John Green

Readers searching for the next Harry Potter would want to visit Miss Peregrine’s Home for Peculiar Children.
مخاطبینی که به دنبال هری پاتر بعدی هستند، دوست خواهند داشت که از خانه ی خانم پریگرین دیدن کنند.
CNN

An enjoyable, eccentric read.
رمانی لذت بخش و غیرمعمول.
Publishers Weekly Publishers Weekly

بخش هایی از کتاب بچه های خاص خانم پریگرین (لذت متن)
والدینم بعد از هفته ها ملایمت، سرم داد کشیدند. راستش، خیالم از شنیدن دوباره ی همان صداهای مطبوع و شیرین همیشگی آسوده شد و من هم در جوابشان چندتایی حرف نامربوط تحویل دادم: این که لابد خوشحالند که بابابزرگ پورتمن مرده و این که انگار فقط من یک نفر بودم که واقعا دوستش داشتم.

چندتا چشم داشت؟ ـ دو تا. طوری جواب داد: «گرفتم» که انگار هیولاها هم جزو امور روزمره ی چهره نگارهای پلیس بود. فقط برای این بود که اعتمادم را جلب کنند؛ برایم مثل روز روشن بود. موضوع وقتی کاملا لو رفت که خواست طرح اصلی اش را به خودم بدهد. پرسیدم: «مگه اینو واسه ی پرونده ای چیزی لازم ندارین؟» نگاه معنی داری با مأمور پلیس رد و بدل کرد و گفت: «چرا، معلومه! حواسم کجاست؟» این دیگر جدا توهین آمیز بود.

قبلا درباره ی فرار از زندگی معمولی ام رویاپردازی می کردم، اما زندگی من هیچ وقت معمولی نبود. من فقط نتوانسته بودم بفهمم که چقدر زندگی ام خارق العاده است.