کتاب دیدار به قیامت The Great Swindle


  • قیمت : ۳۰,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر دیدار به قیامت
ایران کتاب ایران کتاب

داستان دیدار به قیامت، در سال 1918 آغاز می شود؛ زمانی که جنگ در جبهه ی غربی تقریبا به پایان رسیده است. یک ستوان جاه طلب به اسم هنری دالنی پردل، دو سرباز را به میدان نبرد فرستاده و به منظور تحریک افرادش در حمله به خطوط آلمان، به طور پنهانی به آن ها شلیک می کند. وقتی آلبرت میلارد، یکی دیگر از سربازان، اجساد آن دو نفر را پیدا می کند و متوجه شیوه ی مرگشان می شود، دالنی پردل برای ساکت کردنش، او را به درون یک خاکریز می اندازد. آلبرت توسط هم رزم هنرمندش، ادوارد پریکورت نجات پیدا کرده اما گلوله ای به صورت این هم رزم اصابت می کند. جنگ پایان می یابد، در حالی که ادوارد برای همیشه شکل طبیعی صورتش را از دست داده و برای این که خانواده اش با این معلولیت مواجه نشود، وانمود می کند که مرده است. آلبرت که خود را مدیون ادوارد می داند، به همراه و مراقب همیشگی او تبدیل می شود. در این رمان تأثیرگذار و عمق گرا، زندگی درهم تنیده ی این سه مرد، تصویری از اوضاع و شرایط انسانی خلق می کند که از دید جنگ به آن نگاه شده است. این کتاب، بی رحمی و مهربانی، و شجاعت و بزدلی را به میزانی برابر از نظر می گذراند.

خرید و معرفی کتاب خواندنی دیدار به قیامت



انتشارات: آگاهآگاه
نویسنده: پی یر لومتر پی یر لومتر
مشخصات دیدار به قیامت
قطع :رقعی
شابک :978-964-416-345-6
وزن :555
تعداد صفحه :494
سال انتشار شمسی :1394
سال انتشار میلادی :2013
سری چاپ :1

ویژگی ها

برنده ی جایزه ی گنکور سال 2013

نکوداشت
Moving, angry, intelligent-and compelling.
تکان دهنده، خشن، هوشیارانه و مهیج.
Times Times

Lemaitre's tale is carefully researched, and most of the story's value lies in its historical authenticity.
داستان لومتر به دقت مورد بررسی و تحقیق قرار گرفته است، و قسمت عمده ی ارزشش در اصالت تاریخی آن نهفته است.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

A fast-paced tale, filled with twists and turns.
داستانی با ضرب آهنگ سریع و سرشار از پیچ و خم های داستانی.
Figaro Figaro

لذت متن
زمین اطرافش همه جا می لرزد. خیلی دورتر، بالای سرش، جنگ ادامه دارد. خمپاره ها همچنان زمین را می لرزانند و زیرورو می کنند. آلبر با ترس و شرم چشمانش را باز می کند. شب است، ولی تاریکی کامل نیست. اشعه های بسیار کوچکی از نور سفیدگون روز به زحمت رخنه می کند: نوری پریده رنگ، با ورقۀ ناچیزی از زندگی.

چه مدت در این توازن ناپایدار که هوای نفس کشیدن کم کم کمیاب تر می شود، باقی می ماند که فکر مردن چطور رهایش نمی کند، چکار باید بکند اگر از اکسیژن محروم شود، با رگ هایی که یکی یکی می ترکد و از هم می پاشد، با چشمانی که چون هوا برای دیدن ندارد از حدقه درآمده. سعی می کند تا جایی که می شود کمتر نفس بکشد، فکر نکند، خود را همان طوری که هست ببیند.

جنگ برای تجارت بسیار سودآور است، حتی پس از پایان آن.