رمان «گاهی که رویا بیدار میشود» اثر مونس الرزاز، نویسنده برجستهی اردنی، نمونهی درخشانی از جریان نوگرای ادبیات معاصر عرب است. الرزاز در این اثر که در سال ۱۹۹۷ به زبان عربی با نام «حین تستیقظ الأحلام» منتشر شد، فراتر از یک روایت داستانی ساده حرکت میکند و عملا ساختاری غیرخطی و چندصدایی را پی میگیرد. کتاب با شکستن مرزهای سنتی رئالیسم، مخاطب را به درون جغرافیا و فضایی میکشاند که در آن خاورمیانهی جنگزده، سرخورده و مهآلود با افسانههای بومی و نمادهای طبیعی مثل رود اردن، دجله و فرات گره میخورد. الرزاز با نبوغ خود کاری میکند که رویاها صرفا پناهگاهی برای فرار از انسداد سیاسی و اجتماعی نباشند، بلکه خود به نیرویی محرک، ملموس و بیدار تبدیل شوند که واقعیت حاکم را به چالش میکشند و لایههای پنهان ناخودآگاه فردی و جمعی یک نسل به حاشیه راندهشده را کالبدشکافی میکنند. نکتهی بنیادین در فرم و ساختار این رمان، بازی ظریف با مفهوم زمان و آگاهی است که شباهتهای ساختاری غیرقابلانکاری با تکنیکهای رئالیسم جادویی دارد. شخصیت اصلی در فرار از روزمرگی ملالآور، فقر و بیگانگی حاکم بر فضای پس از بحرانهای سیاسی، به جهان رویا کوچ میکند، اما این فضای فانتزی برخلاف انتظار، آرامشبخش نیست. نویسنده تمایز سنتی میان امر جادویی و امر روزمره را از بین میبرد؛ پدیدههای غریب ماوراءالطبیعه در بستر زندگی جاری داستان کاملا طبیعی جلوه میکنند و این همان جایی است که تعلیق روانشناختی شکل میگیرد. در بخشی از رمان، جستوجوی پدری برای یافتن یک گنج افسانهای که توسط جنها محافظت میشود، از زبان مادر روایت میشود؛ فرآیندی که فراتر از یک قصهی عامیانه، استعارهای عمیق از تلاش جانکاه انسان مدرن برای بازیابی هویت مفقودشده و آرمانهای سرکوبشدهی خویش است. الرزاز با این بازنمایی نشان میدهد که رویا دیدن در یک جامعهی تحت خفقان، خود نوعی عصیان و بیداری اخلاقی است. او با زبانی که در عین سادگی، شاعرانگی و صراحت خاصی دارد، ترسها و بحرانهای وجودی انسان معاصر را به تصویر میکشد و ذهن مخاطب را به فضایی میبرد که تفکیک بیداری از کابوس، دیگر به این سادگیها ممکن نیست. الرزاز با بهرهگیری از نمادگرایی عمیق، تصویری منتقدانه از جامعهای به دست میدهد که در آن آزادیهای فردی ذبح شدهاند و بیگانگی بیداد میکند. ایدهها و نطفههای داستانی این رمان چنان غنی و جاهطلبانه بودهاند که سالها ذهن نویسنده را به خود مشغول داشتند و بعدها زمینهساز خلق رمان مطرح دیگر او یعنی «سلطان خوابها و زرقاء یمامه» شدند. «گاهی که رویا بیدار میشود» به نوعی آینهی تمامنمای سرخوردگیهای سیاسی پس از شکستهای پیاپی در جهان عرب است، جایی که انسان سرخورده سنگری جز خیالپردازی برای حفظ انسانیت خود نمییابد؛ هرچند در نهایت درمییابد که حتی این خوابهای آشفته نیز چیزی جز بازتاب عریان همان واقعیتهای خشن و زمخت بیرونی نیستند.
درباره مونس الرزاز
مونس الرزاز (Muʼnis Razzāz) متولد سال 1951، نویسنده اردنی می باشد.