کتاب نازک دل

A Fair Heart
(و دو داستان دیگر)
کد کتاب : 82965
مترجم : رضا یدالله پور زواردهی
شابک : 978-6227471557
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 164
سال انتشار شمسی : 1401
سال انتشار میلادی : 1848
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 7 مهر

«فئودور داستایفسکی» از نویسندگان برجسته در ادبیات روسیه

معرفی کتاب نازک دل اثر فئودور داستایفسکی

کتاب «نازک دل» مجموعه ای از داستان های کوتاه نوشته «فئوردور داستایفسکی» است که اولین بار در سال 1848 منتشر شد. داستان «نازک دل» یکی از نخستین داستان های کوتاه «داستایفسکی» است و بر ماجرای تراژیک مردی جوان، پرشور اما ساده لوح به نام «واسیا شومکوف» تمرکز می کند. در آغاز داستان، «واسیا» به بهترین دوستش، «آرکادی»، اطلاع می دهد به تازگی با زنی نامزد کرده که به شکلی مخفیانه با او وقت می گذرانده—چرا که می ترسیده رابطه اش دچار بداقبالی شود. اما در کنایه ای بی رحمانه از سوی سرنوشت، ترس «واسیا» نسبت به از دست دادن خوشحالی اش باعث می شود او با بداقبالی بسیار بزرگتری مواجه شود. «آرکادی» حالا با عجله در تلاش است تا دوستش را بیابد و نجات دهد. این داستاه کوتاه، ترکیبی از کنایه و تراژدی را به تصویر می کشد که بعدها به یکی از مشخصه های برجسته در آثار متأخر «داستایفسکی» تبدیل شد.

کتاب نازک دل

فئودور داستایفسکی
فئودور میخایلاویچ داستایوفسکی، زاده ی ۱۱ نوامبر ۱۸۲۱ و درگذشته ی ۹ فوریه ی ۱۸۸۱، نویسنده ی مشهور و تأثیرگذار روس بود. پدر داستایفسکی پزشک بود و از اوکراین به مسکو مهاجرت کرده بود و مادرش، دختر یکی از بازرگانان مسکو بود. او در ۱۸۳۴ همراه با برادرش به مدرسه ی شبانه روزی منتقل شدند و سه سال آن جا ماندند. داستایفسکی در پانزده سالگی مادر خود را از دست داد. او در همان سال امتحانات ورودی دانشکده ی مهندسی نظامی را در سن پترزبورگ با موفقیت پشت سر گذاشت و در ژانویه ی ۱۸۳۸ وارد این دانشکده شد. در تابستا...
نکوداشت های کتاب نازک دل
A gripping and heartbreaking tale.
داستانی جذاب و غم انگیز.
BookBeat

A must-read for fans of Dostoevsky’s well-known novels such as The Idiot.
اثری ضروری برای طرفداران رمان های شناخته شده «داستایفسکی» از جمله کتاب «ابله».
Biblio

A testament to the author's brilliant sense of style and subtle sense of psychology.
گواهی بر درک درخشان نویسنده از سبک، و درک دقیق او از روانشناسی.
Audible

قسمت هایی از کتاب نازک دل (لذت متن)
«قلبم کاملا سرشار است، سرشار! من لیاقت چنین خوشحالی را ندارم. این را احساس می کنم، از آن آگاهم. چرا برای من رقم خورده است؟» این ها را گفت، در حالی که صدایش پر بود از گریه های سرکوب شده.

چون خودت خوشحالی، می خواهی همه، واقعا همه، همزمان خوشحال باشند. برایت رنج آور و دردناک است که به تنهایی خوشحال باشی.

عجیب است، او مرا هم کاملا افسرده کرده، از هر چیزی یک تراژی می سازد. چه موجود متوهمی!