1. خانه
  2. /
  3. کتاب قدرت و بازار

کتاب قدرت و بازار

پیشنهاد ویژه
3.67 از 3 رأی

کتاب قدرت و بازار

دولت و اقتصاد
Power and market
٪20
300000
240000
معرفی کتاب قدرت و بازار

کتاب «قدرت و بازار» در سال 1970 توسط موری روثبارد اقتصاددان که در آن نویسنده اثرات منفی انواع مداخله دولت را تحلیل می‌کند و استدلال می‌کند که دولت نه ضروری است و نه مفید. این کتاب در اصل بخشی از کتاب او در سال 1962 ، اقتصاد و دولت بود، اما توسط ناشر سانسور شد، که احساس می‌کرد برای انتشار خیلی افراطی است. این کتاب در سال 2004 با ویرایش چهارم انسان، اقتصاد و دولت در جلدی با عنوان فرعی «نسخه محقق» از موسسه لودویگ فون میزس، تجدید چاپ شد.
دولت برای افزایش رفاه اجتماعی و اقتصادی چه کاری می تواند انجام دهد؟ مورای ان روتبارد می گوید هیچی. این کتابچه راهنمای نهایی برای راز زدایی کامل از اسطوره دولت است. ادعای روتبارد شاید رادیکال ترین ادعای مطرح شده در تاریخ اقتصاد سیاسی باشد. اما چگونه می تواند قانع کننده باشد؟ نویسنده برای تایید این ادعا چه باید بکند؟ در اینجا کاری است که روتبارد انجام داد. او به طور سیستماتیک هر نوع مداخله را به سه نوع طبقه بندی کرد: اوتیسم، باینری و مثلثی. در هر دسته، او اثرات سوء آنها را مورد بحث قرار می دهد، و این کار را با دقت و بینش انجام می دهد. محققان بازار آزاد سال‌ها است که از بینش او استفاده کرده و آن را گسترش داده‌اند. او مانند یک بازرس خانه متخصص است که ساختمان دولت را بررسی می کند. آجر به آجر، میخ به میخ، او نشان می دهد که اساسا دولت ناکارآمد است. این کتاب پاسخی ایده‌آل به کسی است که می‌گوید: «من طرفدار بازار آزاد هستم اما…».

درباره مورای ان روتبارد
درباره مورای ان روتبارد
مورای ان روتبارد یک مورخ با نفوذ آمریکایی، نظریه‌پرداز حقوق طبیعی و اقتصاددان مکتب اتریش بود که به تعریف لیبرتارینیسم مدرن کمک کرد.
نظر کاربران در مورد "کتاب قدرت و بازار"
6 نظر تا این لحظه ثبت شده است

بخش سوم و پایانی: نقاط ضعف کتاب: الف) مطلق‌گرایی اخلاقی، چارچوب اخلاقی روتبارد تا حد شکنندگی، سفت و سخت است. از آنجا که او حقوق مالکیت را مطلق می‌داند، در پرداختن به موارد زیر مشکل دارد: موقعیت‌های اضطراری، مشکلات اقدام جمعی، واقعیت‌های در حال گذار. این کتاب جهانی را فرض می‌کند که در آن شفافیت اخلاقی آسان است. زندگی سیاسی واقعی آن جهان نیست. ب) نظریه ضعیف دولت، روتبارد دولت را به عنوان یک نهاد قهری یکپارچه در نظر می‌گیرد، نه به عنوان یک نهاد تکامل‌یافته تاریخی با درگیری‌های داخلی، محدودیت‌ها و ساختارهای مشروعیت. در مقایسه با متفکرانی مانند: وبر، هگل، اشمیت، حتی ماکیاولی، درک روتبارد از قدرت ساده‌انگارانه است. او اجبار را تحلیل می‌کند، اما نه اقتدار. زور را، اما نه مشروعیت را. ج) نادیده گرفتن پیچیدگی اجتماعی و نهادی، این کتاب تا حد زیادی موارد زیر را نادیده می‌گیرد: انسجام فرهنگی، تکامل حقوقی، وابستگی به مسیر تاریخی، منافع ملی، معضلات امنیتی. این امر آن را به عنوان راهنمایی برای حکومت در دنیای واقعی ضعیف می‌کند. این یک نقد است، نه یک طرح اولیه. د) روتبارد با موعظه برای نوکیشان، به طور جدی با فلسفه‌های مخالف درگیر نمی‌شود. او تلاشی برای تلفیق یا گفتگو نمی‌کند. اگر فرضیات او را رد کنید، کتاب شما را متقاعد نخواهد کرد. از شما فراتر خواهد رفت. در مورد برگردان هم، به نسبت قابل قبول بوده و تنها کمی ویراست مجدد نیاز دارد. از توجه شما سپاسگزارم، پیروز باشید

1404/10/01 | توسطکورش
0
| |

بخش دوم: این کتاب بر سه ستون استوار است: "۱. اقتصاد اتریشی: ارزش ذهنی، فردگرایی روش‌شناختی، رد مدل‌های تعادل ریاضی ۲. اخلاق حقوق طبیعی: مالکیت شخصی، مالکیت خصوصی مطلق، اصل عدم تجاوز ۳. شک‌گرایی رادیکال نسبت به دولت: دولت یک داور بی‌طرف نیست، قدرت سیاسی از نظر ساختاری غارتگر است، هیچ تمایز معناداری بین مداخله "خوب" و "بد" وجود ندارد." این موضوع‌ها بسیار مهم هستند، چراکه قدرت و بازار صرفاً اقتصادی نیست. این فلسفه اخلاقی است که در لباس تحلیل اقتصادی پنهان شده است. نقاط قوت کتاب: الف) وضوح مفهومی، روتبارد بسیار واضح است. وقتی مقدمات او را بفهمید، همیشه می‌دانید که به کجا می‌رود. هیچ ابهامی در مورد استانداردها یا نتیجه‌گیری‌های او وجود ندارد. ب) ثبات بی‌وقفه، برخلاف لیبرتارین‌های میانه‌رو یا لیبرال‌های کلاسیک، روتبارد در نیمه راه متوقف نمی‌شود. او همین منطق را در موارد زیر به کار می‌برد: رفاه، پلیس، دادگاه‌ها، دفاع ملی، زیرساخت‌های عمومی این باعث می‌شود کتاب از نظر فکری نیروبخش باشد. ج) نقد قدرتمند مداخله‌گرایی، بسیاری از انتقادات اقتصادی روتبارد حتی اگر اصول اخلاقی او را رد کنید، پابرجا می‌مانند. تحلیل او از: سقف قیمت‌ها که باعث کمبود می‌شود، یارانه‌هایی که انگیزه‌ها را تحریف می‌کنند، مقرراتی که از متصدیان فعلی محافظت می‌کند، تورم که به عنوان مالیات پنهان عمل می‌کند. این استدلال‌ها امروزه به طور گسترده پذیرفته شده‌اند، حتی خارج از محافل لیبرتارین. د) پادزهری برای تکنوکرات‌ها. روتبارد این ایده را که متخصصان می‌توانند جامعه را از بالا «تنظیم دقیق» کنند، از بین می‌برد. او نشان می‌دهد که چگونه انگیزه‌های سیاسی، تصمیم‌گیری را فاسد می‌کنند و چگونه مشکلات دانش، کنترل متمرکز را مختل می‌کنند.

1404/10/01 | توسطکورش
0
| |

بخش اول: قدرت و بازار یک مانیفست مستقل نیست. این کتاب ضمیمه هنجاری و سیاسی کتاب انسان، اقتصاد و دولت روتبارد است. در حالی که "انسان، اقتصاد و دولت" (کتابی دیگر از روتبارد) یک نظریه اقتصادی از بازار آزاد مبتنی بر اقتصاد اتریشی می‌سازد، کتاب "قدرت و بازار" سوال دشوارتری می‌پرسد: وقتی دولت در آن بازار دخالت می‌کند چه اتفاقی می‌افتد؟ پاسخ روتبارد سازش‌ناپذیر است. این کتاب تلاشی برای ایجاد نقدی سیستماتیک از همه اشکال مداخله دولت با استفاده از استدلال اقتصادی، ادعاهای اخلاقی در مورد حقوق مالکیت و برداشتی رادیکال از آزادی فردی است. این کتاب سیاست‌محور، اصلاح‌طلب و علاقه‌مند به سازش نیست. این کتاب از منظر نظریه آزادی‌خواهانه محض نوشته شده و تا مرزهای منطقی آن پیش رفته است. کتاب "قدرت و بازار" در هسته خود سه ادعا را مطرح می‌کند: "1. هرگونه مداخله دولتی، مبادله داوطلبانه را مختل می‌کند، 2. ناکارآمدی اقتصادی از اجبار سیاسی جدایی‌ناپذیر است، 3. هیچ شکلی از مالیات یا مقررات نمی‌تواند از نظر اخلاقی توجیه شود." روتبارد مداخلات دولتی را به دسته‌هایی طبقه‌بندی می‌کند: "1. مداخله اوتیستیک (دستورات مستقیم)، 2. مداخله دوتایی (دولت جایگزین مبادله بازار می‌شود)، 3. مداخله مثلثی (دولت مبادلات بین طرفین را مجبور یا ممنوع می‌کند)." او سپس موارد زیر را تحلیل می‌کند: کنترل قیمت‌ها، مالیات‌ها، یارانه‌ها، مجوزها، تعرفه‌ها، تورم، کالاهای عمومی، انحصارها، مقررات. نتیجه همیشه یکسان است: مداخله عواقب ناخواسته‌ای ایجاد می‌کند که نتایج را بدتر می‌کند و آزادی را کاهش می‌دهد. برخلاف اقتصاد جریان اصلی، روتبارد هزینه‌ها و مزایا را نمی‌سنجد. او کل چارچوب اقتصاد رفاه را رد می‌کند. در اینجا هیچ "مقررات بهینه" وجود ندارد. فقط نقض در مقابل عدم نقض مبادله داوطلبانه وجود دارد.

1404/10/01 | توسطکورش
0
| |

دوستان این کتاب پی‌دی‌اف است ؟

1403/02/15 | توسطکاربر سایت
0
| |

همه جای دنیا و در همه‌ی مکاتب فکری آدم‌های افراطی که تعصب و افراط و احتمالا خصومت شخصی با یک مکتب فکری دیگه مثل کمونیسم, عقلشون رو زایل میکنه و ذهنشون رو تیره وجود دارن اینم یکیش دولت و حکومت اگرچه می‌تواند مثل هر چیز دیگری در این دنیا مضراتی داشته باشه ولی محاسنش به مراتب بیشتر و حیاتی تره مفاهیم و نیازهای بسیار مهمی مثل ارتش, امنیت, آتش نشانی, پلیس, اورژانس پزشکی, راهسازی و غیره بدون دولت و حکومت تقریبا محالن نبودن و حذف حکومت یعنی بازگشت به عصر حجر و قانون جنگل ناامنی و غیره آدمهای شبیه این نمیفهمن که بدون حکومتی که بدون نظم و امنیت برقرار کنه اصلا بازاری وجود نخواهد داشت که بخواد آزاد باشه یا دستوری. حکومت ملوک طوایفی ایجاد میشه.

1402/12/26 | توسطعلی حسنی
0
| |
پاسخ ها

حرف‌های شما در اول درست هست و افراد نباید فقط به دلیل نفرت از یک نوع ایدئولوژی، همه‌ی دیدگاه‌های اون ایدئولوژی رو سیاه و سفید ببینند و افرط در هر کاری ایراد دارد، حتی کار درست. اما اول از همه، دولت یعنی سیستم پایه گذار قوانین برای اداره کشور (مجلس)، و حکومت هم یعنی گروهی که بر اساس تفکر اون دولت بر جامعه حکمرانی می‌کند (قوه‌ی مجره). دوم، زمانی که بخش بروکراتیک (شما بخوانید حکومت) در کارهایی مثل معیشت و اقتصاد خرد، به خودش اجازه میده که در اون بخش‌ها دخالت مستقیم بکنه، ما شاهد دوره‌‎ای از بی‌نظمی بازار خواهیم بود و معلوم نیست که این بی‌نظمی چه سرانجامی خواهد داشت. در خود کشور اتحاد جماهیر شوروی نیز، همانند دیگر کشورهایی که اقتصاد و معیشت مردم را مستقیم به دولت واگذار می‌کنند، شرایط زندگی مردم بسیار نکبت‌بار بود، در حدی که حتی کمونیست‌های ایرانی مثل مجاهدین، فدائیان و خود توده هم حاضر نبودند در آن زندگی کنند، چون که دولت دست به تولید محصولات کشاوری زده بود و سود رو در اون از بین برده بود، بنابراین کشاورز حاضر نبود بیش از مقدار تعیین شده تولید کند و با اولین فشار به بخش کشاورزی (مانند خشک‌سالی در بخش‌های دیگر کشور)، در آن کشور بحران‌های جدی غذایی و معیشتی پدید می‌آمد (چرا که دولت دلیل کشاورزی، که همانا سود در تولید محصول بود). سوم، در کشور ایالات متحده آمریکا، تا قبل از جنگ سرد هیچ وزارت‌خانه‌ای برای آموزش و پرورش تاسیس نشده بود ولی همان‌ظور که خودتون می‌تونید مشاهده کنید، تمام دوره اوج دانشگاه‌های آمریکا در قبل از دهه 70 و 80 بودند ولی با دستورالعمل کندی، دانشگاه‌های آمریکا مسیر نابودی خودشون رو با وام‌های دانشجویی (شما بخونید وام دولتی) رو شروع کردند و الان هم با وجود افرادی مثل چامسکی در ام.ای.تی هم دیگه نمیشه در دانشگاه آزادی بیان داشت، چون دولتی شدن یعنی از بین رفتن آزادی در راه عدالت و خرد اجتماعی. چهارم، دولت آمریکا و نروژ در استخراج نفت خود، هیچ بخش دولتی‌ای را ملزم به اجرا نکردند (شما بخوانید ملی شدن نفت در ایران)، و بخش صندق توسعه نفت در این کشورها اجازه سرمایه‌گذاری در بخش داخلی را ندارد (تا سیاست‌مدار خوش‌نیت، نتواند با پول نفت برای خود رای بدست آورد). امیدوارم جواب من برای افرادی امثال شما کافی بوده باشه. موفق باشید

1403/01/29|توسطکاربر سایت
8
|

امثال شما ذهنتون به بردگی عادت کرده. برای همین هم نمی‌تونه درک کنه که بازار خیلی بهتر از دولت می‌تونه آتش نشانی، جاده و ... رو تامین کنه و پول کمتری رو برای چنین خدماتی هدر میده نسبت به دولت و البته کیفیت بهتری هم می‌تونه ارائه بده. ولی شما در فضای دستور رشد کردید و فهمش سخته!

1403/02/03|توسطمحمّدعلی کشمیری‌زاده
15
|

سلام ، دوستان کسی اگه کتاب رو مطالعه کرده، لطفا در مورد ترجمهء کتاب بنویسه. خیلی ممنون

1401/07/03 | توسطخسرو آقاخانی
0
| |