کتاب پیراهن های همیشه

Shirts always
مردان فوتبال : تک نگاری ها
کد کتاب : 8395
شابک : 9786002298799
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 339
سال انتشار شمسی : 1396
سال انتشار میلادی : 2017
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 13 بهمن

معرفی کتاب پیراهن های همیشه اثر حمیدرضا صدر

کتاب «پیراهن های همیشه (مردان فوتبال:تک نگاری ها)» اثر «حمیدرضا صدر» است. این کتاب را باید کتابی موردپسند علاقه مندان فوتبال به حساب آورد. در توضیحات ناشر آمده است: «توپ به جست وجویش آمده، به رویش لبخند زده، بر پایش نشسته. توپ به بازیکن نیاز داشته و بازیکن به توپ. آن ها رقص کنان جلو رفته اند و جلو... زمان سپری شده و توپ بی وفا، دل از بازیکن کنده و بازیکن را تنهاترین تنهای دنیا کرده. بازیکن کفش ها را درآورده، آب دهانش را قورت داده و گوش هایش را گرفته تا نفرین «تمام شده ای، تمام» را نشود... پیراهن های همیشه تک نگاری های شاعرانه ی حمیدرضا صدر درباره ی بزرگان دنیای فوتبال از جوزپه مئاتزا تا فرانتس بکن‏بائر است، از پله تا دیگو مارادونا، از روبرتو باجو تا الیور کان، از اریک کانتونا تا آلساندرو دل پیرو، از تیری آنری تا زین الدین زیدان، از کریستیانو رونالدو تا لیونل مسی... همه این جا هستند؛ چشم در چشم عاشقان سینه چاکی که گاهی دعای خیر سر داده اند و گاهی نفرین کرده اند؛ هم رفیق بوده اند و هم جلاد...» این کتاب را نشر «چشمه» منتشر کرده و در اختیار خوانندگان قرار داده است.

کتاب پیراهن های همیشه

حمیدرضا صدر
حمیدرضا صدر (زاده ۲۸ اسفند ۱۳۳۴ مشهد) نویسنده و منتقد سینما و مفسر فوتبال اهل ایران است.او معمولا به عنوان کارشناس فوتبال به برنامه های صدا و سیما دعوت می شود. شهرت صدر بیشتر به خاطر سبک گفتگوی توأم با هیجان و ابراز احساساتش به فوتبال در اجراهای تلویزیونی است. دکتر صدر اشراف کاملی بر فوتبال جهان و خصوصا فوتبال حرفه ای دارد، او بارها به استادیوم های مشهور فوتبال جهان رفته و مسابقه را از نزدیک دیده، صدر علاقه ی بسیاری به تاریخ فوتبال دارد، او جملات را به طرز معجزه آسایی زیبا و با اعجاز بیان می ...
دسته بندی های کتاب پیراهن های همیشه
قسمت هایی از کتاب پیراهن های همیشه (لذت متن)
دست به کمر ایستاد و برای لحظاتی منگ و مات به نقطه ی نامعلومی خیره ماند. باور نمی کرد چه شده. سرش کمی پایین آمد، آفتاب پاسادنا داغ تر شد، ولی گرمای آتش ظهر کالیفرنیا را حس نکرد. کرخ شده بود، صدایی نمی شنید، در حالت بی وزنی قرار داشت، پایش بر زمین بود، ولی زمین را حس نکرد. قرار نبود قصه این طور تمام شود. نه قرار نبود، ولی تمام شده بود. فوتبال چه بی رحم بود، چه ناسازگار، چه تلخ. او را برده بالای بالا و کوبیده پایین پایین. آن روز هفدهم ژوئیه بود، فینال جام جهانی 1994 در پاسادنا. برزیل از چهار ضربه پنالتی اش سه تا را گل کرده بود و ایتالیا از چهار ضربه دو تا را. وقتی روبرتو باجو توپ را به هوا زد، یعنی تمام. یعنی جشن پیروزی از نوع برزیلی، یعنی عزا از نوع ایتالیایی.