همه چیز همه چیز

Everything, Everything

مشخصات کتاب همه چیز همه چیز
مترجم :
شابک :978-600-8740-13-1
قطع :رقعی
تعداد صفحه :288
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :2015
نوع جلد :سلفونی
سری چاپ :4
زودترین زمان ارسال :29 تیر

جزو لیست پرفروش های نیویورک تایمز

فیلمی در سال 2017 بر اساس این کتاب ساخته شده است.

معرفی کتاب همه چیز همه چیز اثر نیکولا یون | ایران کتاب

کتاب همه چیز همه چیز، رمانی نوشته ی نویسنده ی آمریکایی، نیکولا یون است که نخستین بار در سال 2015 منتشر شد. داستان این رمان به دختری هجده ساله به نام مَدی می پردازد که به خاطر ابتلا به بیماری «نقص ایمنی مرکب شدید» تحت درمان است و از همین رو نمی تواند خانه را ترک کند یا با هر چیز غیربهداشتی تعامل داشته باشد. دنیای مدی را مادر، پرستار و کتاب های مورد علاقه اش شکل داده اند و پدر و برادرش سال ها پیش از دنیا رفته اند. روزی خانواده ای به همسایگی خانه ی مدی می آیند و او از پنجره، اسباب کشی این خانواده را به نظاره می نشیند. اُلی، پسر این خانواده است که با گذشت زمان، رابطه ی دوستانه ای با مدی تشکیل می دهد و به بزرگترین ریسکی تبدیل می شود که مدی تا به حال با آن مواجه شده است.

کتاب همه چیز همه چیز

نیکولا یون
نیکولا یون، نویسنده ی جامائیکایی/آمریکایی است.یون در جامائیکا و بروکلین بزرگ شد. او در کالج مهندسی برق خواند و در کنار آن، دوره های نویسندگی خلاق را گذراند. پس از پایان این دوره ها، یون در برنامه ی نویسندگی خلاق کالج امرسون حضور یافت.تولد اولین دختر یون، الهام بخش او در نگارش اولین رمانش بود.نیکولا یون به همراه همسر و دخترش در لس آنجلس زندگی می کند.
نکوداشت های کتاب همه چیز همه چیز
Gorgeous and lyrical.
جذاب و شاعرانه.
New York Times Book Review New York Times Book Review

A fresh, moving read.
داستانی تازه و تکان دهنده.
Entertainment Weekly Entertainment Weekly

Deeply satisfying.
عمیقا رضایت بخش.
Bulletin

قسمت هایی از کتاب همه چیز همه چیز (لذت متن)
در اتاق سفیدم، روی دیوارهای سفید اتاقم، بر روی قفسه های کتاب سفید براقم، فقط جلدهای کتاب است که به محیط رنگ می دهد. همه کتاب ها جلد سخت کاملا نو دارند (هیچ کتابی با جلد مقوایی دست دوم و آلوده به میکروب ندارم). کتاب ها بعد از ضدعفونی شدن و پیچیده شدن در لفاف پلاستیکی که بدون دخالت دست در خلأ رویشان کشیده شده، به دستم می رسند. دلم می خواهد دستگاهی را که این کار را انجام می دهد، ببینم.

شاید بزرگ شدن یعنی ناامید کردن آدم هایی که دوستشان داریم.

قبل از این که او را ببینم، خوشحال بودم. اما الان زنده هستم، و این دو تا، یک چیز نیستند.