«اساطیر و افسانه های اسلاوی» پژوهشی به خامه ارغوان محرمی است که با عبور از غفلت دیرینه منابع فارسی در شناخت زیستبوم فکری و فرهنگی یکی از گستردهترین شاخههای زبانی جهان، روایتی نو و منسجم از ناخودآگاه جمعی، کیهانشناسی کهن و سنتهای زیسته اقوام اسلاو پیش چشم مینهد؛ اقوامی که نه صرفا بر پایه خون یا نژاد، بلکه به واسطه پیوندهای عمیق زبانی و فرهنگی در گسترهای پهناور از بالکان تا سیبری به هم پیوستهاند. در شرایطی که مطالعات اسطورهشناختی در ایران همواره زیر سایه فرهنگهای هندوایرانی، یونانی یا نورس قرار داشته و آگاهی اندک مخاطبان تنها به تکنگاریها و ترجمههایی محدود تقلیل یافته بود، محرمی با تکیه بر متون تاریخی، گزارشهای قومنگاری و تجارب میدانی حاصل از زیست در این جغرافیا، اثری مرجع سامان داده است. مولف تبیین مینماید که اساطیر اسلاوی بر خلاف نظامهای منسجم مکتوبی چون اوستا و وداها، بر سنت شفاهی استوار بودند؛ دانشی ریشهدار که پس از ورود مسیحیت و اقدامات خشن کلیسای ارتدکس در محو آثار کهن، از صافی باورهای دوگانه گذر کرد و در حافظه عامیانه و روستاهای دورافتاده تداوم یافت. کتاب با پیریزی جهانشناختی این اقوام آغاز میشود و پانتئون اسلاوی را نه مجموعهای از انگارههای انتزاعی که حاصل تعامل مستقیم انسان با طبیعت، بقای قبیله و احترام به نیاکان ترسیم میکند؛ جایی که ایزدان خانگی و اجدادی نظیر دومووی، روزانیکا و اوینیک پاسدار کانون خانواده و معیشت کشاورزان شمرده میشوند و خدایان عناصر آب، آتش، خاک و باد، جلوههای حیاتبخش و قهار هستی را بازمیتابانند. کانون اندیشگی اثر در بررسی ایزدان سماوی چون خورس و زوریا، و ثنویت حاکم بر گیتی تجلی مییابد؛ تقابل کیهانی میان خدای سپید و خدای سیاه که در پیکار همیشگی پرون، خداوندگار رعد و آسمان، با ولس، نگهبان جهان زیرین و گلهها، پدیدار میگردد و چرخهای از مرگ و نوزایی را با تجلی الهههای قربانی چون لادا، مارزانا و یاریلو رقم میزند. اثر همچنین به خدایان منحصربهفردی نظیر تریگلاو و اسوتوید میپردازد و در تحلیل تقویمنگاری و جشنها نشان میدهد که چگونه آیینهایی چون ماسلنیتسا در بهار، شب ایوان کوپالا در تابستان، روز موکوش در پاییز و جشن کولادا در زمستان، نظمی قدسی به گاهشماری زیستی مردمان میبخشیدند. در قلمرو فرجامشناسی و موجودات دلهرهآور، نویسنده پرده از جهان پس از مرگ، ارواح ناپاک و خاستگاه کهنالگوهایی چون خونآشام، استریگا، پولودنیتسا و بابایاگا برمیدارد و پیوند این باورها را با روایتهای عامه نظیر بایلینی، بایلیچکی و قصههای پریان بازکو میکند؛ موجوداتی رازآلود که بازتاب هراس غریزی انسان از نیروهای مهارناپذیر گیتی و تلاش برای صیانت از مرزهای زیستن بودهاند. محرمی با پرهیز از ادعاهای تطبیقی نسنجیده، رعایت امانت در ضبط آوانگاری نامها و تکیه بر شواهد تاریخی روزگار روسهای کیف و مجمع خدایان ولادیمیر بزرگ، متنی وزین پیش روی پژوهشگران تاریخ، مردمشناسی و ادبیات میگذارد تا دریابند اسطوره، میراث مشترک بشریت برای معنابخشی به رنجها، مهار تنهایی وجودی و درک نسبت آدمی با جهان پیرامون است؛ کتابی که در پایان به این نتیجه می رسد باورهای کهن اسلاوی، آیینهای زنده از تابآوری و امید بیپایان روح انسانی در پهنه تاریخ به شمار میروند.